<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>خانواده پژوهی</title>
    <link>https://jfr.sbu.ac.ir/</link>
    <description>خانواده پژوهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>خانواده ایرانی در سال ۱۴۰۴: از تجربه «جنگ علیه خانواده» تا بازتولید تاب‌آوری و امید</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106959.html</link>
      <description>سال ۱۴۰۴ برای جامعه ایرانی یکی از دشوارترین و سرنوشت‌سازترین دوره‌های معاصر بود که با بحران‌های هم‌زمانی چون دو جنگ تحمیلی (در آغاز و پایان سال)، خشکسالی، آلودگی هوا، فشارهای اقتصادی، تورم، بی‌اعتمادی اجتماعی، ناآرامی‌های سیاسی و تنهایی راهبردی ایران در عرصه بین‌المللی همراه شد. با این حال، جامعه ایران تاب‌آوری، همبستگی و مقاومتی افتخارآفرین را نیز به نمایش گذاشت. از منظر خانواده، این بحران‌ها مستقیماً به درون خانه‌ها نفوذ کردند و خانواده نه تنها آسیب‌دید، بلکه به مهم‌ترین بستر آرام‌سازی، ترمیم روانی و بازتولید امید تبدیل شد. دو جنگ اخیر به‌ویژه ماهیتی &amp;amp;laquo;جنگ علیه خانواده&amp;amp;raquo; داشتند: جنگ اول با ترور دانشمندان و فرماندهان همراه با خانواده‌هایشان، و جنگ دوم با قتل‌عام ۱۶۸ کودک در میناب و ترورهای خانوادگی و محله‌محور. این روند نگران‌کننده، در سکوت جهانی، می‌تواند به الگویی جدید در منازعات بین‌المللی بدل شود. بر این اساس، مطالعه علمی و میان‌رشته‌ای پیامدهای این بحران‌ها بر نهاد خانواده ـ از جمله ترومای کودکان، تغییر الگوهای فرزندپروری، تاب‌آوری و نقش نهادهای بین‌المللی ـ ضرورتی فوری است. فصلنامه &amp;amp;laquo;خانواده‌پژوهی&amp;amp;raquo; از همه پژوهشگران حوزه‌های مرتبط دعوت می‌کند مقالات خود را با محوریت خانواده، بحران، مقاومت و تاب‌آوری برای انتشار در اولویت ویژه ارسال کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تهیّه و رواسازی نسخۀ فارسی ویدئو محرّک استاندارد برای اندازه‌گیری دقّت همدلانه در زوجین</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106924.html</link>
      <description>تهیّه و رواسازی نسخۀ فارسی ویدئومحرّک استاندارد برای اندازه‌گیری دقّت&amp;amp;shy;همدلانه در زوجین. این مطالعه از نوع توصیفی و فرایند آن طی 4 مرحله انجام شد. در مرحلة نخست ضمن تهیّة فهرستی از فیلم‌های ایرانی که درون‌مایه‌ای خانوادگی و زناشویی داشتند، 50 برش کوتاه فیلم در بازه زمانی دو تا پنج دقیقه با محوریّت موضوعی صمیمیّت و تعارضات زناشویی انتخاب شدند. در مرحلة دوم، این 50 برش فیلم با مشارکت 1046 نفر، بر اساس میزان ارتباط، شدّت و دشواری غربال شدند و در نهایت پس از تحلیل پاسخ‌های شرکت‌کنندگان، 10 فیلمی که بیشترین ارتباط را با اهداف پژوهش داشتند انتخاب شدند. در مرحله سوم این 10 برش فیلم توسط هشت زوج‌درمانگر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و احساسات و هیجانات زوج‌هایی که در این برش‌های کوتاه فیلم ایفای نقش کرده بودند، استخراج شدند. مرحله پایانی این مطالعه نیز با همکاری 644 نفر شرکت‌کننده به اعتباریابی احساسات و هیجانات استخراج شده، اختصاص یافت. تمامی شرکت‌کنندگان به شیوۀ نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند.&amp;amp;nbsp;نتایج این مطالعه به صورت 10 ویدئو محرّک استاندارد در بازۀ زمانی دو تا پنج دقیقه با محوریّت موضوعی صمیمیّت و تعارضات زناشویی که از نظر سطح دشواری و شدّت در دو طبقه دشوار و آسان، شدید و خفیف قرار می‌گرفتند، برای ارزیابی توانمندی دقّت همدلانه در زوجین گزارش شدند.&amp;amp;nbsp;یافته‌های این مطالعه در قالب فرهنگ وابسته بودن و آغاز خط پژوهشی نوین برای سنجش سازۀ همدلی در روابط زوجین مورد بحث قرار گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه بین کارکرد خانواده و تحمل پریشانی مراجعان غیربستری: نقش واسطه‌ای انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و خودشفقت‌ورزی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106453.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه‌ای انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و خودشفقت‌ورزی در رابطه بین کارکرد خانواده و تحمل پریشانی مراجعان غیربستری بود. این مطالعه از نوع بنیادی و به روش توصیفی-همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل مراجعان مراکز روانشناسی و مشاوره آرامش ماندگار شهر مشهد در نیمه اول سال ۱۴۰۳ بود. نمونه‌ای به حجم ۳۱۸ نفر از مراجعان به روش در دسترس انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل فرم کوتاه سنجش کارکرد خانواده، پرسشنامه انعطاف‌پذیری روان‌شناختی، مقیاس خودشفقت‌ورزی و مقیاس تحمل پریشانی بودند. داده‌ها با استفاده از شاخص‌های توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که اثر مستقیم کارکرد خانواده بر تحمل‌ پریشانی و خود-سردی (ابعاد منفی خودشفقت‌ورزی)، مثبت و معنادار است اما بر انعطاف‌پذیری روان‌شناختی، منفی و معنادار است. اثر مستقیم انعطاف‌پذیری روان‌شناختی بر تحمل‌ پریشانی منفی و معنادار است اما اثر مستقیم خود-سردی بر آن مثبت و معنادار است (05/0 &amp;amp;gt;p). یافته‌ها بیانگر آن است که کارکرد خانواده به‌طور غیرمستقیم و به‌واسطه انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و خود-سردی با تحمل‌ پریشانی مرتبط است. یافته‌ها نشان داد که انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و خودشفقت‌ورزی نقش مهمی در تجربه تحمل‌ پریشانی دارند و مداخلات آموزشی و درمانی مرتبط با آن‌ها می‌توانند در افزایش تحمل پریشانی مراجعان غیربستری مؤثر باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش بینی نگرش به خیانت زناشویی در زنان براساس نقش خود طرحواره های جنسی و سبک-های عشق ورزی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106428.html</link>
      <description>خیانت زناشویی یک آسیب چند بعدی است که افراد تعابیر مختلفی از آن دارند و با گذر زمان شاهد کم شدن شکاف جنسیتی و درگیری بیشتر زنان در خیانت هستیم. هدف این پژوهش تعیین قدرت پیش‌بینی کنندگی خودطرحواره‌های جنسی و سبک‌های عشق‌ورزی بر نگرش به خیانت در زنان می‌باشد. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل زنان با تجربه تاهل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی در شهر کرج سال 1400-1399 است. در این پژوهش 250 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه‌های نگرش به خیانت واﺗﻠﯽ، مقیاس خودطرحواره‌های جنسی زنان آندرسون و سیروانووسکی و پرسشنامه سبک‌های عشق‌ورزی (LAS) هندریک و هندریک پاسخ دادند.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد متغیرهای پیشبین ، با نگرش به خیانت رابطه معنی‌داری در سطح 05/0p&amp;amp;lt; دارند. در این پژوهش خودطرحواره‌های جنسی و سبک‌های عشق‌ورزی 16 درصد توانایی پیش‌بینی نگرش به خیانت را در زنان دارند. نتیجه‌گیری: براساس یافته‌ها بین سبک‌های عشق ورزی دوستانه، فداکارانه و منطقی و خودطرحواره‌های جنسی خجالتی/محافظه‌کار و صریح/ بی‌پرده با نگرش به خیانت رابطه منفی معنادار وجود دارد. همچنین بین سبک‌های عشق‌ورزی عاشقانه، بازیگرانه و وسواسی و خودطرحواره‌های جنسی شهوانی/ رمانتیک با نگرش به خیانت رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر بهبود تعارض‌های زناشویی و کیفیت روابط زنان خیانت دیده</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106243.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی زوج‌درمانی شناختی رفتاری بر بهبود تعارض های زناشویی و کیفیت روابط زنان خیانت دیده انجام شد. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند 30 نفر از زنان خیانت دیده منطقه یک شهر تهران انتخاب شدند که در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی قرار گرفتند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های تعارضات زناشویی و کیفیت روابط استفاده شد. سپس، گروه آزمایش 8 جلسه 120 دقیقه‌ای آموزش گروهی زوج درمانی شناختی رفتاری دریافت کرد، اما گروه کنترل هیچ مداخله‌ای را دریافت نکرد. پس از اتمام دوره درمان مجددا آزمونها اجرا شد. جهت مرحله پیگیری مجددا دو ماه بعد از پس آزمون، آرمونها اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین میانگین تعارض های زناشویی و کیفیت روابط زنان در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تفاوت معنادار وجود دارد. نتیجه گیری: زوج درمانی شناختی رفتاری، به‌طور مؤثر می‌تواند کیفیت روابط زنان خیانت دیده را افزایش داده و تعارضات آن‌ها را کاهش دهد و مشکلات مربوط به صمیمیت ، عدم توافق، علاقه، محبت و تعهد و سازگاری شخصیتی زوجین ‌را بهبود بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر بخشی مشاوره فردی بر دل‌زدگی زناشویی، بخشودگی و میل به طلاق زنان افغان آسیب دیده از خیانت زناشویی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106472.html</link>
      <description>خیانت زناشویی مسئله‌ای تنش‌زا برای زوج‌ها، خانواده‌ها و پدیده‌ای متداول برای مشاوران ازدواج و خانواده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بسته‌‌ی مشاوره‌ی ویژه‌ی زنان افغان آسیب‌دیده از خیانت زناشویی بر سه متغیر دل‌زدگی زناشویی، بخشودگی و میل‌به‌طلاق بود. روش پژوهش مورد منفرد A-B با خط‌پایه بود و به این منظور سه شرکت‌کننده با تجربه‌ی خیانت زناشویی به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان در هشت جلسه‌ی مشاوره‌ی فردی شرکت کرده به پرسش‌نامه‌های پژوهش در شش مرحله پاسخ دادند. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل دیداری، تعیین درصد بهبودی و شاخص تغییر پایا استفاده شد. درصد بهبودی کلی برای هر سه شرکت‌کننده در متغیر‌های دل‌زدگی زناشویی 53، میل به طلاق 42، و بخشودگی 30 درصد بود که این مقدار نشان‌دهنده‌ی موفقیت متوسط بسته‌ی مشاوره‌ای است. بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت که مشاوره فردی ویژه‌ی زنان افغان آسیب‌دیده از خیانت زناشویی ظرفیت آن را دارد که به‌عنوان یک الگوی مداخله‌ای مؤثر در مراکز مشاوره به‌کار گرفته شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مداخله کیفری دولت در ایران نسبت به حوزه فرزندآوری از منظر اصول حق بر حریم خصوصی و حق بر سلامت</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106320.html</link>
      <description>کاهش نرخ باروری مسئله‌ای جهانی است و افراد چه در جوامع توسعه‌یافته و چه در جوامع در‌حالِ‌توسعه، ازدواج و فرزندآوری را به سنین بالاتر موکول می-کنند. برخی کشورها برای حل این بحران، اقدام به تدوین سیاست‌های جمعیتی نموده‌اند که این سیاست‌ها ممکن است با اصول حقوق بشر در تعارض قرار -گیرند. از آغاز سال 1391 موضوع کاهش جمعیت به دغدغه دولت جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد و در نهایت در سال1400، قانون &amp;amp;laquo;حمایت از خانواده و جوانی جمعیت&amp;amp;raquo; برای اجرای آزمایشی به مدت هفت سال تصویب گردید. در این پژوهش رویکرد کیفری دولت ایران برای حل بحران جمعیت و رسیدن به نقطه مطلوب، یعنی ترجیح سه فرزند و بیشتر، واکاوی می‌شود و از روش توصیف و تحلیل برای پاسخ به این پرسش که در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، مداخله‌های کیفری دولت برای تحقق هدف افزایش فرزندآوری چگونه ارزیابی می‌شود؟ استفاده می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد، سیاست‌های قهریِ پیش‌بینی شده در این قانون، علاوه‌بر نادیده‌گرفتن اصول جرم‌انگاری و حقوق باروری، منجر به نقضِ حق بر حریم خصوصی و حق بر سلامت افراد شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی روایت درمانی گروهی بر کیفیت زندگی باروری و خودکارآمدی ناباروری در زوجین درگیر با ناباروری</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106334.html</link>
      <description>پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی روایت‌درمانی بر کیفیت زندگی باروری و خودکارآمدی ناباروری در زوجین درگیر با نابارور صورت گرفت. این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه افراد نابارور رجوع‌کننده به مراکز و درمانگاه‌های ناباروری در نیمه اول سال 1404 تشکیل دادند. از این بین 32 نفر با روش نمونه‌گیری غیراحتمالی در دسترس و با در نظر گرفتن ملاک‌های ورود و خروج انتخاب و در دو گروه آزمایشی و کنترل گماشته شدند. گروه آزمایش در طی 8 جلسه 90 دقیقه‌ای روایت‌درمانی را طبق پروتکل دریافت کردند در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای را دریافت نکرد. ابزار اندازه‌گیری شامل پرسشنامه‌ها کیفیت زندگی باروری (بویوین و همکاران، 2011) و خودکارآمدی ناباروری (کوزینو و همکاران، 2006) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته با اندازه‌گیری‌های مکرر و به وسیله SPSS 26 تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که روایت‌درمانی در مرحله پس‌آزمون و پیگیری بر بهبود کیفیت زندگی باروری و خودکارآمدی ناباروری در گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل تأثیر معناداری دارد. بنابراین می‌توان گفت روایت‌درمانی یک مداخله مؤثر برای بهبود کیفیت زندگی باروری و خودکارآمدی ناباروری در زوجین درگیر با ناباروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیامدهای سقط جنین عمدی در زندگی زنان: مطالعه‌ای پدیدارشناختی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106307.html</link>
      <description>سقط جنین عمدی، پدیده‌ای پیچیده و چند بعدی است که ابعاد مختلف زندگی زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی تجربۀ زیسته زنان از سقط جنین عمدی و پیامدهای آن در زندگی این زنان انجام شده است. از این رو، با اتخاذ رویکرد کیفی و استراتژی پدیدارشناسی توصیفی، با 40 زن دارای سابقه‌ی سقط جنین عمدی در استان البرز مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته‌ی عمیق انجام شد و داده‌ها مبتنی بر روش هفت‌مرحله‌ای کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که تجربه سقط جنین عمدی موجب بروز پیامدهایی در ابعاد عاطفی، شناختی، جسمی، روحی، معنوی، خانوادگی و اجتماعی در زندگی زنان می‌گردد. پیامدهای شناسایی شده در دو طبقۀ &amp;amp;laquo;پیامدهای عینی و قابل ردیابی با تجربه سقط&amp;amp;raquo; شامل سه سطح پیامدهای فردی، خانوادگی و اجتماعی و &amp;amp;laquo;پیامدهای ذهنی و نسبت داده شده به تجربه سقط&amp;amp;raquo; مشتمل بر دو سطح پیامدهای فردی و خانوادگی قابل دسته‌بندی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که زنان در زندگی خود، درگذر زمان و با توجه به شرایط و تجارب زیسته قبل و پس از تجربه سقط، ترکیبی از پیامدهای مورد شناسایی را تجربه می‌کنند. پیشنهاد می‌شود نتایج این پژوهش در سیاست‌های اتخاذی برای کاهش سقط جنین عمدی مورد تأمل قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه فرزندپروری ادراک شده حامی خودمختاری و سبک‌های هویت در نوجوانان دختر: نقش واسطه‌ای تفکر تأملی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106217.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، پیش‌بینی سبک‌های هویت نوجوانان بر اساس فرزندپروری ادراک شده حامی خودمختاری، با نقش واسطه‌ای تفکر تأملی بوده است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های کمی و توصیفی- همبستگی از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش را دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم شهر مشهد در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل می‌دادند. تعداد 271 دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. به‌منظور گردآوری داده‌ها و سنجش متغیرهای پژوهش از پرسش‌نامه‌های سبک‌های هویت برزونسکی (1992)، ادراک حمایت از خودمختاری والدین لیم (2018) و تفکر تأملی کیزیلکایا و عسکر (2009) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها به روش مدل‌یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS انجام شد و یافته‌های پژوهش حاکی از آن بود که فرزندپروری ادراک شده حامی خودمختاری به‌صورت غیرمستقیم به‌واسطه تفکر تأملی پیش‌بینی‌کننده مثبت سبک‌های هویت اطلاعاتی و هنجاری و پیش‌بینی‌کننده منفی سبک هویت سردرگم/ اجتنابی است. همچنین فرزندپروری ادراک شده حامی خودمختاری دارای رابطه مستقیم و مثبت با تفکر تأملی و سبک هویت هنجاری است. تفکر تأملی نیز به‌صورت مستقیم و مثبت سبک‌های هویت اطلاعاتی و هنجاری و به‌صورت منفی سبک هویت سردرگم/اجتنابی را پیش‌بینی می‌نماید. این پژوهش نشان داده است که حمایت والدین از خودمختاری نوجوان، با افزایش تفکر تأملی، منجر به شکل‌گیری هویت می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی بار روانی ادراک‌شده در تجربه زیسته مادران دارای فرزند مبتلا به صرع</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106468.html</link>
      <description>چکیده:خانواده نهادی است که اختلال در یکی از اعضا می‌تواند کل سیستم را تحت‌تأثیر قرار دهد. وجود کودک مبتلا به صرع چالش‌های روانی و عاطفی زیادی را به خانواده، به‌ویژه مادر به‌عنوان مراقب اصلی، تحمیل می‌کند. این پژوهش با هدف واکاوی بار روانی خودادراک‌شده در تجربه زیسته این مادران انجام شد. مطالعه حاضر کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام گرفت. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام شد. مشارکت‌کنندگان، ۱۴ مادر دارای کودک مبتلا به صرع از انجمن صرع اصفهان در سال ۱۴۰۳ بودند. تحلیل داده‌ها با رویکرد براون و کلارک انجام شد. چهار مضمون اصلی شناسایی شد: هیجانات ناخوشایند و استیصال، نگرانی‌ها و دغدغه‌ها، انگ اجتماعی و شرم، بار مراقبتی و حمایت ناکافی. یافته‌ها نشان می‌دهند تجربه این مادران تحت تأثیر عوامل روانی و اجتماعی متعددی است که بر کیفیت زندگی و روابط آن‌ها اثرگذار است. چالش‌های مراقبتی و مدیریت موقعیت‌های دشوار برجسته بودند، در حالی‌که حمایت‌های اجتماعی و فردی نقش مؤثری در بهبود وضعیت روانی آن‌ها داشت. پیشنهاد می‌شود مداخلات روانی-اجتماعی برای کاهش بار روانی و ارتقای تاب‌آوری این مادران طراحی شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی بازسازی روانی پس از طلاق بر احساس حقارت، توانمندی عاطفی و تحمل پریشانی در مردان مطلقه دارای حضانت فرزند</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106450.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی تأثیر مداخله بازسازی روانی پس از طلاق بر احساس حقارت، توانمندی عاطفی و تحمل پریشانی در مردان مطلقه دارای حضانت فرزند بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل مردان مطلقه دارای حضانت فرزند در شهر اصفهان در نیمه اول سال 1403 بود. با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند، 30 نفر از این مردان انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه احساس حقارت خدادادی و بهرامی (1391)، پرسشنامه راهبردهای خودتنظیمی عاطفی مارس (2000) و پرسشنامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) بود. بسته بازسازی پس از طلاق فیشر و آلبرتی (2017) طی 8 جلسه 90 دقیقه‌ای بر روی گروه آزمایش اجرا شد. داده‌ها با آزمون تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم‌افزار SPSS-22 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین دو گروه در متغیرهای پژوهش تفاوت معناداری وجود داشت و مداخله بازسازی روانی پس از طلاق بر احساس حقارت، توانمندی عاطفی و تحمل پریشانی در مردان مطلقه دارای حضانت فرزند مؤثر بوده و باعث کاهش احساس حقارت و افزایش تحمل پریشانی و توانمندی عاطفی مردان مطلقه گردیده است(05/0&amp;amp;ge;P ) .</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه شیوه‌های والدگری و خشونت علیه والدین در نوجوانان: نقش میانجی مشکلات عاطفی و رفتاری</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106321.html</link>
      <description>خشونت نوجوان علیه والدین به عنوان یکی از چالش‌های مهم در نظام خانواده شناخته می‌شود که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه شیوه‌های والدگری و خشونت علیه والدین در نوجوانان با نقش میانجی مشکلات عاطفی و رفتاری بود. جامعه آماری شامل تمامی والدین دارای فرزند 12 تا 17 سال شهر آمل در سال 1403-1402 بود که از بین آن‌ها 499 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها‌ از پرسشنامه ابعاد و سبک والدگری، پرسشنامه خشونت فرزند نسبت به والد و پرسشنامه توانایی‌ها و مشکلات استفاده شد. مدل مفروض با استفاده از مدل‌یابی معادله ساختاری مبتنی بر ماتریس کوواریانس و به کمک نرم‌افزارAMOS-18 تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که شیوه‌های والدگری بر مشکلات عاطفی/رفتاری نوجوانان، اثر معنادار دارد، اما بر خشونت نوجوان علیه والدین اثر مستقیم ندارد، اثر مستقیم مشکلات عاطفی/رفتاری نوجوانان بر خشونت نوجوان علیه والدین نیز، مثبت و معنادار بود. همچنین نتایج حاکی از آن است که مشکلات عاطفی و رفتاری در نوجوانان به‌عنوان عامل میانجی بین شیوه‌های والدگری و خشونت نوجوان علیه والدین عمل می‌کند که با تشخیص و مداخله به‌هنگام این اختلالات و نیز اصلاح شیوه‌های فرزندپروری می‌توان جهت پیشگیری از خشونت علیه والدین اقدام نمود</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه تاکتیک‌های حل تعارض تجربه شده در خانواده‌ی اصلی و الگوهای ارتباطی زوجین: نقش میانجی نشخوار خشم</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106473.html</link>
      <description>در چارچوب نظریه روابط موضوعی، فرد بر اساس روابطش با ابژه‌های اولیه خود، الگوی درونی می‌سازد که تفسیر او از روابط کنونی‌اش را هدایت می‌کند و به این صورت تضادهای با خانواده اصلی، در روابط صمیمانه آینده فرد تظاهر می‌یابند. مطالعه حاضر باهدف بررسی سازوکار این انتقال بین نسلی، به مطالعه نقش میانجی نشخوار خشم در رابطه بین تاکتیک‌های حل‌تعارض والد-فرزند و الگوهای ارتباطی زوجین، پرداخته است. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود و نمونه پژوهش شامل 300 نفر (5/49درصد زنان) بود که به صورت در دسترس، از جامعه بزرگ‌سالان متأهل انتخاب شدند. آزمودنی‌ها پرسشنامه‌های تاکتیک‌های حل‌تعارض والد-فرزند اشتراوس، الگوهای ارتباطی زوجین کریستنسن و سولاوای و  نشخوار‌خشم سوخودولوسکی را پرکردند. تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل مسیر تأیید کننده نقش میانجی نشخوار‌خشم در رابطه بین تاکتیک‌های حل‌تعارض والد-فرزند و الگوهای ارتباطی زوجین بود. بین پرخاشگری والدین و میزان نشخوار‌خشم فرزندان و استفاده از الگوهای ارتباطی ناسازگارانه در ارتباط با شرکای عاطفی‌شان و همچنین بین میزان نشخوار‌ خشم فرزندان و انتخاب این الگوهای ارتباطی ناسازگارانه رابطه‌ای مثبت و معنی‌دار وجود داشت. براساس یافته های پژوهش، می توان استنتاج کرد که استفاده والدین از تاکتیک‌های حل‌تعارض پرخاشگرانه با افزایش احتمال ایجاد نشخوار‌خشم در فرزندان، احتمال استفاده آن‌ها از الگوهای ارتباطی ناسالم را افزایش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هیجان تحصیلی در پیش‌بینی درگیری تحصیلی: نقش واسطه‌ای الگوی ارتباطی خانواده در فرآیند تحصیل</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106477.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هویت تحصیلی در پیش‌بینی درگیری تحصیلی با نقش واسطه‌ای الگوی ارتباطی خانواده در فرآیند تحصیل انجام شد. طرح این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره‌ی دوم متوسطه شهر تهران بود که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند. 280  دانش‌آموز با روش نمونه‌‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند که در نهایت پرسشنامه 251 نفر تکمیل شد. پرسشنامه هیجان‌های تحصیلی پکران و همکاران (2005)، پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده کوئرنر و فیتزپاتریک (2002) و درگیری تحصیلی اترخت کارمونا هالتی و همکاران (2019) جهت جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. بررسی و ارزیابی الگوی پیشنهاد شده با روش معادلات ساختاری انجام گرفت.  پژوهش نشان داد که هیجان تحصیلی  مثبت (080/0=β و 04/0p&amp;amp;gt;) و  هیجان تحصیلی منفی (339/-0=β و 0005/0p&amp;amp;gt;)  بر درگیری تحصیلی اثر مستقیم و معنادار  و ،  هیجان  تحصیلی  مثبت (031/0=β و 05/0P&amp;amp;gt;) و هیجان تحصیلی منفی  (189/0-=β و 0005/0P&amp;amp;gt;)   بر درگیری تحصیلی  اثر  غیر مستقیم  معنادار دارد. در نهایت در رابطه بین هویت تحصیلی به  درگیری تحصیلی الگوی ارتباطی خانواده نقش میانجی معنادار ایفا می‌کند.  یافته‌های این پژوهش بر اهمیت تقویت هیجان تحصیلی و ایجاد الگوهای ارتباطی مناسب در خانواده به‌منظور افزایش درگیری تحصیلی دانش آموزان تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی شاخص های ازدواج ناموفق ( یک مطالعه ی کیفی )</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106478.html</link>
      <description>هدف : شناسایی شاخص های ازدواج ناموفق است.روش از نوع کیفی با استفاده از نظریه داده بنیاد است و جامعه ی آماری شامل کلیه-ی زوج های ساکن شهر اردبیل بوده که دارای حداقل 3سال سابقه ی زندگی مشترک می باشند. به منظور تعیین نمونه از روش نمونه-گیری هدفمند و سپس نمونه گیری نظری استفاده شده است و تا رسیدن به اشباع نظری، در نهایت 14زوج ناموفق مورد مصاحبه ی عمیق نیمه ساختار یافته قرار گرفته و با استفاده از روش مقایسه ای مداوم استراوس و کوربین تحلیل شدند. ابزار های پژوهش، پرسشنامه ی سازگاری زناشویی اسپانیر و پرسشنامه‌ی احساس مثبت نسبت به همسر بودند. به منظور تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز و محوری استفاده شد. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که شاخص های تعیین کننده ی ازدواج ناموفق ، طیف گسترده ای را در بر میگیرد. شاخص های شناسایی شده عبارت‌بودند از : شاخص های فردی ، شاخص های عدم تعاملی ، شاخص های مربوط به خانواده‌ی اصلی و شاخص های فرهنگی ، در واقع هر یک از شاخص های به دست آمده مقوله های مختلفی را در بر می گیرد که یافته های این پژوهش می تواند برای روانشناسان و مشاوران ازدواج مفید واقع شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی شاخص اجتماعی خانواده سالم در ارتباط با فناوری‌های نوین از منظر اسلام بررسی موردی: روابط خویشاوندی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106479.html</link>
      <description>نهاد خانواده یکی از مقدس‌ترین و با ارزش‌‌ترین نهادهای اجتماعی است که از جنبه‌‌‌های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است و متخصصان علوم مختلف نظیر، روانشناسی، جامعه شناسی، علوم تربیتی و شاخه‌‌‌های علوم اسلامی همچون، اخلاق، فقه، قرآن و حدیث. خانواده سالم به جهت ویژگی‌هایی که دارد در معرض آفات گوناگونی قرار دارد.یکی از مهمترین چالش‌های خانواده سالم در مواجهه با فناوری‌‌‌های نوین و مدرن، ایجاد مشکل در ارتباط‌های خانوادگی است که مسئله پژوهش حاضر است. رویکرد اسلام نسبت به شناخت این آفت اعم از شناسایی عوامل مؤثر، نشانه‌‌‌ها و راهکارهای برون رفت از آن بسیار اهمیت دارد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، با هدف آسیب‌شناسی نقش فناوری‌های نوین در روابط خانوادگی بر اساس تعالیم اسلامی صورت گرفته است.  نقش فناوری‌‌‌های نوین بر روابط خانوادگی با رویکرد اسلامی از دو جنبه سلبی و  ایجابی قابل توجه است که در تحقیق حاضر جنبه سلبی و آسیب‌شناسانه آن مطمح نظر قرار گرفته است.فناوری‌های نوین از جنبه آسیب‌شناسانه می‌تواند به آسیب‌هایی چون افزایش فاصله میان اعضای خانواده، کاهش تمرکز بر ارزشهای دینی، افزایش تنش‌‌‌ها و اختلافات خانوادگی در خانواده منجر شود که این آفات برای خانواده مشکلات فراوانی در پی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی ساختاری جهت گیری زندگی بر مبنای ادراک فرزند از رابطه والد -کودک، با نقش واسطه ای خودگویی های درونی دختران دوره دوم متوسطه شهر قم</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106500.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی رابطه جهتگیری زندگی با ادراک فرزند از رابطه والد -کودک دختران دوره دوم متوسطه شهر قم بود. پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی بود و از بین جامعه این پژوهش که شامل کلیه دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر قم (16833 نفر) در سال تحصیلی 1403-1402 است تعداد 220 نفر به عنوان حجم نمونه با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای تعیین شدند. ابزارهای مورداستفاده در این پژوهش مقیاس فرزند پروری ادراک شده گرولینک (POPS)، پرسشنامه جهتگیری زندگی (LOT) و پرسشنامه خودگویی کالوت (STI) بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزارهای  SPSS- 19  و نرم افزار 24 AMOS- انجام شدند. طبق یافته های مدل پژوهش تعامل با پدر و تعامل با مادر اثر مثبت و مستقیم بر تلقی خوش‌بینانه و خودگویی مثبت و اثر منفی و مستقیم بر تلقی بدبینانه و خودگویی منفی داشتند، خودگویی مثبت و خودگویی منفی به ترتیب اثر مثبت و منفی معنی‌داری بر تلقی خوش‌بینانه داشتند و همچنین خودگویی مثبت و خودگویی منفی به ترتیب اثر منفی و مثبت معنی داری بر تلقی بدبینانه داشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان محور و زوج درمانی سیستمی بر بهبود اجتناب تجربه ای و کاهش رفتار پرخاشگرانه غیرکلامی در زنان شاغل</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106540.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی دو روش زوج درمانی هیجان‌محور و زوج درمانی راه‌حل‌محور بر کاهش اجتناب تجربه‌ای و رفتار پرخاشگرانه غیرکلامی در زنان شاغل دارای تعارض زناشویی انجام شد. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون-پیگیری با گروه کنترل بود. ۲۴ زن شاغل به‌صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. گروه‌های آزمایش به‌ترتیب زوج درمانی هیجان محور را در۱۰ جلسه  و زوج درمانی راه حل محور را در ۸ جلسه دریافت کردند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه‌های اجتناب تجربه‌ای و پرخاشگری غیرکلامی بودند که در سه مرحله تکمیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که هر دو مداخله در مقایسه با گروه کنترل، به‌طور معناداری منجر به کاهش اجتناب تجربه‌ای و پرخاشگری غیرکلامی در مرحله پس‌آزمون و پیگیری شدند (01/0&amp;amp;gt;P). اگرچه هر دو روش مؤثر بودند، اما EFT با کار بر روی هیجانات عمیق‌تر و الگوهای دلبستگی، تأثیر قوی‌تری بر کاهش اجتناب داشت، در حالی که SFBT با تمرکز بر راه‌حل‌ها و نقاط قوت، کاهش سریع‌تری در پرخاشگری غیرکلامی نشان داد. یافته‌ها حاکی از ماندگاری اثر مداخلات در دوره پیگیری بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه نقش گفتمان‌های اجتماعی در اعتماد خانوادگی نوجوانان</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106548.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش گفتمان‌های اجتماعی در اعتماد خانوادگی نوجوانان در زمره پژوهشهای کیفی قرار دارد که از  روش پدیدارشناسی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد. جامعه آماری این پژوهش بصورت هدفمند و در دسترس از میان نوجوانان شهرستان نیک شهر استان سیستان و بلوچستان در رده سنی 12 تا 18 سال انتخاب شد. پس از انجام 23 مصاحبه و تحلیل داده های حاصل از آن 16 مضمون فرعی، پنج مضمون اصلی و یک مضمون هسته ای شناسایی شد. مضمون اصلی گسست اعتماد در بعد عاطفی شامل مضمونهای فرعی گفتمان ناامیدی، گفتمان ارزشمندی مشروط به تحصیلات، و گفتمان بی کسی بود. مضمون اصلی گسست اعتماد در بعد نظارتی شامل مضمونهای فرعی گفتمان رهایی طلبی، گفتمان تحت کنترل بودن، و گفتمان انتخاب شخصی سبک زندگی بود. مضمون اصلی گسست اعتماد در بعد الگوهای تربیتی خانواده شامل مضمونهای فرعی گفتمان تبعیض، گفتمان مورد مقایسه و قضاوت قرار گرفتن، و گفتمان محترم نبودن بود. مضمون اصلی گسست اعتماد در بعد آزادی و انتخاب شامل مضمونهای فرعی گفتمان فردیت طلبی در تصمیم گیریهای شخصی، گفتمان گوش شنوا نبودن، و گفتمان شکاف نسلی بین فرزند و والدین، و گفتمان عدم همراهی و هدایت بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی راهبردهای مدیریت خانواده در نظام چندهمسری: مطالعه مردان چند همسر در شهر مزارشریف - افغانستان</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106587.html</link>
      <description>چندهمسری یکی از مسائل پیچیده و چالش‌برانگیز در جوامع مختلف است که نیازمند مدیریت دقیق و مهارت‌های خاص از سوی مردان چند همسر است. این پژوهش باهدف بررسی و تحلیل تکنیک‌های مؤثر مدیریتی مردان چند همسر در شهر مزارشریف افغانستان پرداخته و تکنیک‌هایی را که آنان برای کاهش تنش‌های خانوادگی و ایجاد تعادل در روابط همسران به کار می‌گیرند، تحلیل می‌کند. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۷ مرد چند همسر که حداقل پنج سال از ازدواج دوم آن‌ها گذشته بود، جمع‌آوری شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که استراتژی‌های مدیریتی مردان چند همسر در چهار مضمون اصلی (اقتدار و کنترل، انسجام خانوادگی، اخلاق‌مداری و الگوهای تاب‌آورانه) شناسایی شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که رعایت عدالت در توزیع منابع مالی و رفتار میان همسران، تأثیر مستقیمی بر کاهش تنش‌ها و افزایش رضایت خانوادگی دارد. همچنین، پایبندی به ارزش‌های اخلاقی همچون صداقت، مشورت، و انصاف، به‌عنوان عوامل کلیدی در تقویت همبستگی و ثبات خانواده‌های چندهمسری شناخته شده‌اند. برخی مردان برای کاهش درگیری‌ها و ایجاد تعادل، از تجربیات پیشینیان بهره برده و تلاش کرده‌اند از اشتباهات گذشته اجتناب کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مادران بیناجنس در آغوشِ تبعیضِ درهم‌تنیده</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106588.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;حق&amp;amp;raquo; به مثابه عنصر تضمین‌کننده ترجیحات انسان به ما هو انسان در ساحت تعلق و فارغ از توافقات بین‌المللی و داوری‌های نظام‌های حقوقی داخلی جوامع سیاسی، در کَرنای برابری ارزشی انسان بیناجنس با دیگر دو الگوی زنانه و مردانه کامل می‌دمد. در این میان، رسالتِ خطیرِ تضمینِ حق بر مادرانگی افراد بیناجنس، بر دوش جوامع سازمان‌یافته سیاسی که گداری برای تحقق حقوق بنیادین و تضمین اجرای آنها برای مادران بیناجنس قائل نیستند، سنگینی کرده و آنان را از رهگذار نقض حقوق بنیادینِ تعیین سرنوشت و مصونیت از مداخلات ناموجه پزشکی در مظان اتهام نقض صریح حقوق بشر قرار می‌دهد. این نوشتار در پی آن است تا از رهگذار ارائه مطالعه‌ای تحلیلی و بینارشته‌ای دغدغه این دسته از مادران را که طبیعت زیست کروموزومی گزینه‌ای چنین فرارویشان قرار داده است، مورد بررسی قرار دهد و این نکته را یادآور شود که مفهوم مادرانگی و کارویژه‌های ناظر به این نقش، بیش از هر چیز در گروِ درک مفهوم هویت و شناسایی وضعیت بینابینی به مثابه وضعیتی &amp;amp;laquo;متفاوت&amp;amp;raquo; و نه &amp;amp;laquo;دارای اختلال&amp;amp;raquo; است که در این صورت مادران بیناجنس که در قلمرو زیست بینابین‌شان در وضعیت ‌نابرابر به‌سر می‌برند، این‌بار می‌توانند فرزندانشان را در حریم امنِ حق بر مادرانگی به آغوش بکشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی آسیب‌های خانوادگی زوجین ایرانی پس از مهاجرت به کشور کانادا</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106658.html</link>
      <description>مهاجرت تجربه‌ای استرس‌زا و برای بسیاری از خانواده‌ها در کشور مقصد آسیب‌های متعددی را به همراه دارد. هدف پژوهش حاضر واکاوی آسیب‌های خانوادگی زوجین مهاجر ایرانی به کشور کانادا بود. این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل مضمون انجام پذیرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق آنلاین گردآوری شد. شرکت‌کنندگان شامل 15 زوج ایرانی ساکن کانادا بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع ملاک‌محور انتخاب شدند و فرآیند جمع‌آوری داده‌ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافته‌های پژوهش تعداد 8 مضمون اصلی و 22 زیرمضمون را نشان داد. مضامین اصلی عبارت بودند از: مسائل و مشکلات روانشناختی در ارتباط با خانواده، مسائل و مشکلات زوجی، چالش ارتباط اجتماعی، مسائل شغلی آسیب‌رسان به خانواده، آسیب‌های اقتصادی خانواده، آسیب‌های تربیتی فرزندان در خانواده، ناسازگاری فرهنگی آسیب‌رسان به نظام خانواده، قوانین سخت و خشک محدود کننده خانواده. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مهاجرت زوجین ایرانی به کانادا، نظام خانواده را در ابعاد روانی، ارتباطی، اقتصادی و فرهنگی با چالش‌های عمیقی مواجه می‌سازد. بر این اساس، طراحی و اجرای برنامه‌های مداخله‌ای جامع پیش و پس از مهاجرت، با تمرکز بر تقویت تاب‌آوری فردی و خانوادگی، آموزش مهارت‌های بین‌فرهنگی و آگاهی حقوقی، ضرورتی برای کاهش آسیب‌های ساختاری و ارتقای انسجام خانواده‌های مهاجر محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراتر از مدرسه: واکاوی تعاملات خانواده و مدرسه برای تدوین الگوی بومی در جوامع روستایی کردستان ایران</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106665.html</link>
      <description>ازآنجاکه تعاملات مؤثر خانواده و مدرسه، مکانیزمی کلیدی برای اثربخشی نظام آموزشی محسوب می‌شود، این پژوهش باهدف واکاوی تجربه زیسته والدین و مدیران مدارس از تعاملات میان خانواده و مدرسه انجام شد؛ بنابراین پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی (دیدگاه دوم) انجام گرفت. جامعه هدف پژوهش، جوامع روستایی کردستان ایران بود که با نمونه‌گیری هدفمند معیاری با 32 نفر از مدیران مدارس و 30 نفر از والدین تا رسیدن به اشباع داده مصاحبه عمیق انجام شد. داده‌ها با استفاده از چارچوب هفت مرحله‌ای دالگرن و یوهانسون (2009) مورد تحلیل قرار گرفت. برای تضمین قابلیت اطمینان پژوهش، از روش بررسی توسط همتایان و از تحلیل مستقل پژوهشگران بهره گرفته شد. یافته‌ها نشان داد که تجربه تعاملات خانواده و مدرسه در پنج مضمون اصلی ازجمله اهمیت زمان، دسترسی و تبادل اطلاعات، نگرش‌ها و باورهای فرهنگی- اجتماعی، کیفیت و نوع ارتباط و حمایت و پشتیبانی، دسته‌بندی می‌شود. این پژوهش ضمن تأیید اهمیت بنیادین تعاملات، یک الگوی بومی از این تعاملات را ارائه کرده که درک عمیق‌تری از پیچیدگی‌های فرهنگی تعاملات در جوامع روستایی کردستان فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرایند گذار از بحران طلاق تا دستیابی به صلح زناشویی پایدار: مطالعه پدیدارشناختی تجربه زیسته زوجین</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106682.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف کاوش در تجربه زیسته زوجینی که پس از اقدام به طلاق، تصمیم به بازگشت و تداوم زندگی مشترک گرفته‌اند، انجام شده است. با توجه به افزایش نرخ طلاق در جامعه و اهمیت دستیابی به صلح زناشویی پایدار، این مطالعه تلاش کرده است تا فرآیندها و مؤلفه‌های مؤثر بر بازسازی رابطه زناشویی را آشکار سازد. 
روش تحقیق پدیدارشناسی توصیفی بود و مشارکت‌کنندگان شامل ۱۲ نفر از افراد متأهل(۹ زن و ۳ مرد) بودند که پس از انصراف از طلاق و گذشت دست‌کم یک سال از بازگشت به زندگی مشترک، معیارهای دستیابی به صلح پایدار را احراز کرده بودند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی تحلیل شدند. نتایج تحلیل داده‌ها منجر به استخراج ۳۱۷ کد باز، 105مفهوم اولیه، 17 مضمون فرعی و ۴ مضمون اصلی شد. مضامین اصلی شامل «اراده نامتقارن برای حفظ زندگی مشترک»، «پذیرش و بازنگری همسر مردد»، «تلاش مشترک زوجین برای احیای رابطه» و «تحکیم صلح زناشویی و مراقبت مستمر از رابطه» بودند.
نتایج نشان داد دستیابی به صلح پایدار زناشویی فرآیندی تدریجی، چندبعدی و پویا است که نیازمند اراده فردی، تغییر نگرش، مشارکت متقابل، تقویت مهارت‌های ارتباطی و اتکای ارزشی و معنوی است</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش واسطه‌ای خودکارآمدی زناشویی و تنظیم هیجان در رابطه بین ابعاد دلبستگی و احساس تنهایی در مادران کودکان نوپا</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106692.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه‌ای خودکارآمدی زناشویی و تنظیم هیجان در رابطه بین ابعاد دلبستگی و احساس تنهایی در مادران دارای کودک نوپا انجام شد. روش پژوهش توصیفی–همبستگی و جامعه آماری شامل مادران دارای کودک نوپا در شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود که ۳۳۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسش‌نامه ابعاد دلبستگی کولینز و رید (1990)، احساس تنهایی دیتوماسو و همکاران (2004)، خودکارآمدی زناشویی لوپز و همکاران (2007) و تنظیم هیجان جان و گراس (2003) بود. داده‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری در نرم‌افزار AMOS تحلیل شد. نتایج نشان داد سبک دلبستگی دوسوگرا از طریق کاهش خودکارآمدی زناشویی و تنظیم هیجان ناکارآمد، به‌طور غیرمستقیم موجب افزایش احساس تنهایی می‌شود. در مقابل، دلبستگی ایمن و اجتنابی رابطه مستقیم معناداری با احساس تنهایی نداشتند. همچنین خودکارآمدی زناشویی با احساس تنهایی رابطه منفی و تنظیم هیجان با خودکارآمدی زناشویی رابطه مثبت داشت. شاخص‌های برازش مدل در سطح مطلوبی قرار داشت. بر اساس نتایج، احساس تنهایی در مادران بیش از آنکه مستقیماً از سبک‌های دلبستگی ناشی شود، از طریق خودکارآمدی زناشویی و تنظیم هیجان تبیین می‌گردد. این یافته‌ها بر اهمیت آموزش مهارت‌های تنظیم هیجان و تقویت خودکارآمدی زناشویی  تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی گرایش به خیانت زناشویی و طلاق عاطفی بر اساس ضربه عشق و خودکارآمدی جنسی و خیالپردازی‌های جنسی صمیمانه و اکتشافی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106694.html</link>
      <description>خیانت زناشویی و طلاق عاطفی،از عمده‌ترین دلایل از هم‌پاشیدگی روابط زناشویی و زمینه‌ی اصلی بروز مشکلات و تعارضات زناشویی است. هدف از انجام این پژوهش پیش‌بینی گرایش به خیانت زناشویی و طلاق عاطفی بر اساس ضربه عشق،خودکارآمدی جنسی و خیالپردازی‌های جنسی صمیمانه و اکتشافی بود. جامعه‌ی آماری این پژوهش شامل کلیه‌ی افراد متاهل ساکن شهر همدان در سال‌های1403-1402بود، که از این میان، تعداد 30۰ فرد متاهل به روش نمونه‌گیری در دسترس در پژوهش شرکت کردند. به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های گرایش به خیانت زناشویی وایتلی(2006)، طلاق عاطفی گاتمن(2008)،ضربه عشق راس(1999)،خودکارآمدی جنسی وزیری و لطفی کاشانی(1387)و خیالپردازی‌های جنسی ویلسون(1988)استفاده شد که به‌صورت حضوری تکمیل و جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد.نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که ضربه‌ی عشق و خیالپردازی جنسی اکتشافی به ترتیب با ضریب رگرسیونی استاندارد شده 26/0 و 35/0 پیش‌بینی کننده مثبت و خودکارآمدی جنسی و خیالپردازی جنسی صمیمانه به ترتیب با ضریب رگرسیونی استاندارد شده 19/0- و 31/0- پیش‌بینی کننده منفی گرایش به خیانت زناشویی بودند. با توجه به این نتایج می‌توان گفت که ضربه‌ی عشق، خودکارآمدی جنسی و خیالپردازی‌های جنسی صمیمانه و اکتشافی به‌طور معناداری توان پیش‌بینی گرایش به خیانت زناشویی و طلاق عاطفی را دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه بین ابعاد شخصیت، سلامت خانوادة اصلی و جهت‌گیری مذهبی با گرایش به خیانت زناشویی: نقش واسطه‌ای تمایزیافتگی خود و تمایل به فضای مجازی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106710.html</link>
      <description>خیانت زناشویی یک مسئله آسیب‌زا برای زوجین است، پیوند امن میان آن‌ها را تهدید کرده و به ناپایداری روابط منجر می‌شود. این مطالعه با هدف  بررسی رابطه بین ابعاد شخصیت، سلامت خانواده‌ی اصلی وجهت‌گیری مذهبی با گرایش به خیانت زناشویی با  نقش واسطه‌ای تمایزیافتگی خود و تمایل به فضای مجازی انجام شد. نمونه  شامل 305 فرد متأهل بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش  شامل فرم کوتاه پرسشنامه‌ی پنج عاملی شخصیت نئو ،  مقیاس سلامت خامواده‌ی اصلی هاوستات، پرسشنامه‌ی جهت‌گیری مذهبی آلپورت، پرسشنامه‌ی تمایز یافتگی خود اسکورن، پرسشنامه‌ی تمایل به فضای مجازی یانگ و مقیاس گرایش به خیانت زناشویی واتلی استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم افزارSPSS و تحلیل مسیر درمحیط Mplus  نسخه 7.4  تحلیل شدند. نتایج نشان داد که توافق پذیری و وجدان‌گرایی به صورت مستقیم و مثبت برگرایش به خیانت زناشویی اثر داشت.  روان‌رنجورخویی و گشودگی به تجربه به‌صورت غیرمستقیم و مثبت،  وجدان گرایی و جهت گیری مذهبی به صورت غیر مستقیم و منفی از طریق تمایل به فضای مجازی بر گرایش به خیانت زناشویی تأثیر گذاشت. یافته‌های پژوهش بر اهمیت توجه به نقش غیر مستقیم ویژگی‌های شخصیتی و جهت‌گیری مذهبی از طریق میزان و نحوۀ استفاده از فضای مجازی تأکید دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از مادرانگی زیستی تا مادرانگی انتخابی: واکاوی معنابخشی به مادرانگی در زنان ایرانی دارای فرزندخوانده</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106720.html</link>
      <description>این پژوهش کیفی با هدف واکاوی فرآیند معنابخشی به مادرانگی در میان زنان ایرانی دارای فرزندخوانده انجام شد. مطالعه حاضر با اتکا بر پارادایم تفسیری و با به‌کارگیری روش نظریه داده‌بنیاد صورت پذیرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با ۲۶ مادر ساکن استان تهران گردآوری شد و با استفاده از رویکرد اشتراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که مادران در میدان اجتماعی مادرانگی با چالش مشروعیت‌یابی مواجه هستند و در پاسخ به این چالش، فرآیند تبدیل مادرانگی زیستی به مادرانگی انتخابی را تجربه می‌کنند. شرایط  علی شکل‌گیری این فرآیند شامل تجربه ناباروری به مثابه شکست هویتی، جست‌وجوی معنا در زندگی و مواجهه عاطفی با کودک بود. مادران برای مقابله با این چالش از راهبردهای فعالانه‌ای چون روایت‌سازی از انتخاب آگاهانه، تأکید بر عشق اکتسابی، ایجاد شباهت‌های نمادین و شفافیت‌سازی کنترل‌شده بهره بردند. این فرآیند در نهایت به شکل‌گیری مادرانگی بازتعریف‌شده منجر شد که در آن مادرانگی نه بر اساس پیوند زیستی، بلکه بر مبنای عشق انتخابی، تعهد آگاهانه و کار عاطفی مستمر بازتعریف می‌گردد. این مطالعه بر ضرورت بازاندیشی در گفتمان مسلط مادرانگی، طراحی مداخلات روانی-اجتماعی حمایتی و بازنگری در سیاست‌گذاری‌های مرتبط با نهاد فرزندخواندگی تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین مدل ساختاری رضایت زناشویی براساس خودگویی با میانجی‌گری راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در متاهلین</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106729.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تدوین مدل ساختاری رضایت زناشویی مبتنی بر خودگویی، با نقش واسطه‌ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در افراد متأهل پرداخته است. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود و جامعه آماری آن شامل زنان و مردان متأهل در سال 1404 بود. نمونه‌ای به حجم 446 نفر  به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزارها شامل پرسشنامه خودگویی برینتاپت و همکاران (2009)، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2002) و مقیاس رضایت زناشویی اولسون و فاورز (1993) بودند. در تحلیل داده‌ها از همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که راهبردهای تنظیم هیجان سازگارانه و خودانتقادی تأثیر مستقیم معناداری بر رضایت زناشویی دارند. علاوه بر این، یافته‌ها از نقش واسطه‌ای راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه در رابطه بین ابعاد خودگویی با رضایت زناشویی حمایت کردند. بر اساس نتایج این مطالعه، خودگویی می‌تواند از طریق با تأثیر بر فرایند تنظیم هیجان و نوع راهبردهای اتخاذ‌شده، بر رضایت زناشویی تأثیر بگذارد. از این رو توجه به نقش توامان مکانیسم‌های شناختی و عاطفی در تجربه رضایت زناشویی نته‌ی قابل توجهی است. این رویکرد در نهایت منجر به سنجش دقیق‌تر نارضایتی‎‌های افراد و ارائه خدمات مؤثرتر به مراجعین خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مقایسه‌ای ذهنیت‌های طرحواره‌ای و سبک‌های مقابله‌ای و تاثیر آن بر رضایت زناشویی در زنان خانواده‌های چندهمسر و تک‌همسر شهر زاهدان 1403-1404</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106735.html</link>
      <description>پژوهش‌حاضربا‌هدف‌مقایسه‌ذهنیت‌های‌طرحواره‌ای‌و‌سبک‌های‌مقابله‌ای‌و‌تأثیر‌آن‌بر‌رضایت‌زناشویی‌در‌زنان خانواده‌های‌چندهمسروتک‌همسرانجام شد.روش‌پژوهش،ازنوع‌تحقیقات‌توصیفی–همبستگی و‌علی–مقایسه‌ای بود. جامعه آماری شامل زنان خانواده‌های تک همسری و چندهمسری مراجعه کننده به مراکز بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و خانه‌های بهداشت و درمان ساکن شهر زاهدان در بازه زمانی 1403-1404 بود. روش نمونه‌گیری به صورت هدفمند بود.ابزار پژوهش شامل ذهنیت‌های طرحواره‌ای لوبستال و همکاران (2010)، سبک‌های مقابله‌ای بومن (1999) و رضایت زناشویی انریچ (1989) بود.در این پژوهش، آزمون t مستقل، تحلیل رگرسیون هم زمان و همبستگی پیرسون توسط نرم افزار SPSS26 انجام شد. نتایج‌نشان داد که میانگین ذهنیت‌های کودک آسیب پذیر، کودک بی انضباط و والد تنبیه گر در چند همسری‌ها بالاتر از تک همسری‌ها و میانگین ذهنیت‌های طرحواره ای کودک شاد و بزرگسال سالم و رضایت زناشویی در تک همسری‌ها بالاتر از چند همسری‌ها به دست آمده است. اما میانگین سبک‌های مقابله‌ای خودمحوری و اجتناب در چند همسری‌ها بالاتر از تک همسری‌ها به دست آمده است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ذهنیت‌های طرحواره ای 46 درصد و سبک‌های مقابله‌ای 8/33 درصد، توان پیش بینی کننده رضایت زناشویی در زنان خانواده‌های چندهمسری و تک همسری را داشته‌اند. بنابراین طراحی مداخلات روان‌شناختی برای تعدیل ذهنیت‌های ناسالم و آموزش سبک‌های مقابله‌ای سازنده به زنان در خانواده‌های چندهمسر، می‌تواند به بهبود کیفیت روابط زناشویی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انگیزه های روانشناختی برای اقدام به شکایت علیه همسر</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106750.html</link>
      <description>انگیزه های شکایت علیه همسر  را به طور کلی میتوان به دو دسته ظاهری مانند مهریه ، ضرب و شتم و روانی مانند حمایت طلبی ، درماندگی دانست. در حوزه انگیزه های ظاهری  پژوهشهای خوبی صورت گرفته است. اما در حوزه انگیزه های روانی خلاء پژوهش علمی کاملا احساس میشود. پژوهش حاضر در جهت جبران این خلاء صورت گرفت.
روش: مطالعه کیفی حاضر با روش تحلیل محتوا و نمونه گیری  هدفمند اجرا گردید.  داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 25 نفرجمع آوری و تحلیل شدند .
یافته ها: پس از تحلیل داده ها 34 مفهوم و 8 مقوله در 2 درونمایه کلی یافت شد. مقوله های درون مایه &amp;amp;quot;عوامل درونی&amp;amp;quot; ، قدرت طلبی ، درماندگی ، حمایت طلبی و توجه طلبی است. مقوله های مربوط به &amp;amp;quot;عوامل بیرونی&amp;amp;quot; ، امنیت مالی ، توصیه دیگران ، رابطه بهتر  و طلاق است.
نتیجه گیری :  مطالعه حاضر با معرفی انگیزه های روانی فرد ، به این نتیجه رسید که با اقداماتی نظیر افزایش عزت نفس ، طی فرآیند بخشش ، آموزش مهارت حل مسئله و توزیع مناسب نظام قدرت در خانواده میتوان انتظار داشت تا از شکایت های زوجین و آسیب های حاصل از آن جلوگیری شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فقهی حقوقی نارسائی‌های نهاد وکالت برای تضمین حقوق زوجه</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106758.html</link>
      <description>مبتنی بر شروط ضمن عقد سند رسمی ازدواج، زوج به زوجه وکالت بلاعزل در طلاق می‌دهد تا در موارد دوازده‌گانه‌ای که مشخص شده است زوجه بتواند با مراجعه به دادگاه و انجام تشریفات قضائی، به عنوان وکیل زوج، اقدام به طلاق نماید. هدف غائی از این شروط، حمایت از زوجه و برخورداری وی از حق طلاق به عنوان وکیل زوج در موارد خاص و جلوگیری از سوء استفاده زوج از حق انحصاری طلاق است اما برخی ویژگی های فقهی و حقوقی نهاد وکالت باعث می شوند که ظرفیت آن به عنوان یک نهاد قابل اتکاء برای زوجه مورد تردید قرار گیرد. یافته‌های تحقیق پیش رو که به روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه‌ای سامان یافته، حاکی از اینست که نهاد وکالت ظرفیت چندانی برای حمایت از زوجه و تحقق اهداف غائی پیش گفته ندارد. پیشنهاد این پژوهش دنبال نمودن اهداف مذکور از طریق چابک سازی نهاد طلاق قضائی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مداخله مبتنی بر تمایز یافتگی خود بر صمیمیت زناشویی و انعطاف‌پذیری شناختی زوجین دارای نشانگان گسست عاطفی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106760.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش،بررسی تاثیر مداخله مبتنی بر تمایزیافتگی خود بر صمیمیت زناشویی و انعطاف‌پذیری شناختی زوجین دارای نشانگان گسست عاطفی بود.پژوهش حاضر نیمه-آزمایشی از نوع پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود.جامعه آماری شامل زوجین متأهل مبتلا به نشانگان گسست عاطفی مراجعه کننده به مرکز روانشناسی مهر آیین شهر ملایر در سال1403بود که از بین آنها، تعداد40نفر به روش در دسترس انتخاب وبه صورت تصادفی در دوگروه20نفره آزمایش و کنترل جایگذاری شدند.ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس‌های تمایزیافتگی خود اسکورون و فریدلندر(1998)،نیازهای صمیمیت زناشویی باگاروزی(2001)و انعطاف‌پذیری شناختی دنیس و وندروال(2010)و پروتکل مداخله مبتنی بر تمایزیافتگی خود بود. گروه آزمایش طی10جلسه90دقیقه‌ای تحت درمان مبتنی بر تمایزیافتگی خود قرار گرفت وسپس از هر دو گروه پس‌آزمون گرفته شد.جهت تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد.نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد تفاوت میانگین نمرات صمیمیت زناشویی و انعطاف‌پذیری شناختی بعد از مداخله مبتنی بر تمایز یافتگی خود در مقایسه با گروه کنترل معنادار بود(0/01&amp;amp;gt;P)،به‌طوری که درمان مبتنی بر تمایزیافتگی خود باعث بهبود صمیمیت زناشویی و انعطاف‌پذیری شناختی شد(0/01&amp;amp;gt;P).یافته‌های این پژوهش مؤید اثربخشی مداخله مبتنی بر تمایزیافتگی خود در بهبود روابط زناشویی و شناختی است.لذا،این رویکرد می‌تواند به عنوان یک راهکار مؤثر در مراکز مشاوره خانواده و برنامه‌های آموزش زوجین مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی خرده مقیاس های پرسشنامه رضایت زناشویی اشنایدردرایران</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106764.html</link>
      <description>مطالعه حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی ترجمه فارسی پرسشنامه رضایت زناشویی( (MSI-R در نمونه ۷۰۰ نفری از چهار استان البرز، قزوین، زنجان و همدان، با روش توصیفی کیفی و کمی و نمونه گیری هدفمند انجام شد. ترجمه پرسشنامه اصلی باروش استاندارد forward and backward translation  ومحاسبه رروایی زبانی، روایی صوری، روایی محتوا و روایی سازه و  اعتبار سنجی آن باسه روش همگونی درونی(آلفای کرونباخ)، اعتبار مرکب و بازآزمایی انجام شد. روایی تشخیصی باشاخص رضایت زناشویی هودسن و مقیاس تعارض زناشویی کانزاس اگمان، و  روایی صوری کیفی وکمی بانظر روانشناسان و مشاوران خانواده انجام شد. استخراج   ۱۲ عامل با تحلیل عاملی اکتشافی و عاملیت آنها با ۱.۵۴۹ تأیید شد. روایی همگرا و واگرا به ترتیب ۷۳/ ۰ و۳۱/ ۰، پایایی کل ابزار، ۰/۷۵، برای تمامی عامل‌ها بیش از ۰/۷، بیانگرهمسانی درونی مناسب گویه‌ها، ضرایب همبستگی در بازآزمایی بین ۶۷/۰ - ۸۳/۰، با ضریب کل ۸۱/۰، پایایی آزمون  را نشان داد، پایایی مرکب، به جز مقیاس حل مسئله با اختلاف ۱  /۰ تایید شد. بنابراین پرسشنامه رضایت زناشویی (MSI-R) در نمونه ایرانی از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بوده و استفاده از این ابزار در مراکز بالینی برای اقدامات پیشگیرانه و یا مداخله‌ای در بین زوج‌های فارسی زبان می‌تواند مفید باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش اضطراب و تعارض نقش ها در ارتباط با رضایت زناشویی، با میانجیگری انسجام خانوادگی در زنان متاهل</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106765.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه اضطراب و تعارض نقش ها بر رضایت زناشویی با نقش میانجی انسجام خانوادگی در زنان متاهل انجام شد. این مطالعه از نظر روش‌شناسی، توصیفی-همبستگی بوده و داده‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. جامعه آماری شامل زنان متاهل شهرستان میبد بود که از میان آن‌ها 300 نفر به روش نمونه‌گیری دردسترس  و داوطلبانه انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه رضایت زناشویی (اینریچ، 1992)، مقیاس اضطراب بک (بک، 1988)، پرسشنامه تعارض نقش (ریزو و همکاران، 1970) و پرسشنامه انسجام سازمان یافته خانواده (فیشر، 1992) استفاده شد. نتایج به دست آمده از معادلات ساختاری ضرایب مسیر رضایت زناشویی با اضطراب و تعارض نقش را به ترتیب 096/0- و 078/0 مشخص کرد همچنین مسیر غیر مستقیم رضایت زناشویی  با اضطراب و تعارض نقش به واسطه انسجام خانوادگی به ترتیب 064/0- و 073/0- بود. با توجه به نتایج پژوهش می‏توان به این نتیجه رسید که با افزایش انسجام و همبستگی میان اعضای خانواده و تقویت آن باعث کاهش اضطراب و مشکلات ناشی از تعارض نقش ها می شود و رضایت زناشویی افزایش می یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تفاوت راهبردهای تنظیم هیجان در متاهلین بر اساس جنسیت، طول مدت ازدواج و سطوح رضایت زناشویی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106820.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تفاوت راهبردهای تنظیم هیجان در متأهلین بر اساس جنسیت، طول مدت ازدواج و سطوح رضایت زناشویی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع از نوع توصیفی-مقایسه‌ای و مقطعی است. جامعه پژوهش حاضر شامل زنان و مردان متاهل در سال 1404بود. نمونه پژوهش حاضر ۴۴۶ نفر از افراد متأهل بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه‌های تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2002) و رضایت زناشویی اولسون و فاورز (1993) پاسخ دادند. داده‌های پژوهش با روش‌های آماری تحلیل واریانس یک و چندمتغیری تحلیل شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد متغیرهای نشخوار فکری (P= 0/002) و پذیرش (P= 0/004) در میان زنان و مردان تفاوت معنی‌دار داشتند. همچنین تمرکز مجدد بر برنامه‌ریزی (P= 0/002) و ارزیابی مجدد مثبت (P= 0/001) در میان افراد با رضایت زناشویی متوسط و بالا تفاوت معنی‌دار داشتند. یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که تفاوت‌های فردی و زمینه‌ای نقش مهمی در تبیین الگوهای تنظیم هیجان در روابط زناشویی دارند و درک این تفاوت‌ها می‌تواند به تدوین مداخلات آموزشی و درمانی مبتنی بر ویژگی‌های زوجین کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی تطبیقی بر حق بر حریم خصوصی کودکان در پرتو «شیرنتینگ»</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106887.html</link>
      <description>حریم خصوصی کودکان در عصر دیجیتال بیش از هر زمان دیگری با چالش‌های جدی روبه‌رو شده است. نمود بارز این بحران، پدیده‌ی نوظهور «شیرنتینگ» است. رفتاری که در آن والدین با انگیزه‌های مالی یا کسب شهرت، به‌طور افراطی و بی‌ضابطه اقدام به بازنشر تصاویر، ویدئوها و داده‌های شخصی فرزندان نابالغ خود در شبکه‌های اجتماعی می‌کنند. این پدیده در بستر گسترش تجاری‌سازی فضای مجازی به‌گونه‌ای شکل گرفته که بی‌آنکه کودک درک روشنی از موقعیت رسانه‌ای خود داشته باشد، به ابزاری برای تولید محتوا و درآمدزایی والدین بدل شده است. پرسش اصلی آن است که آیا کودک واجد حقی مستقل برای کنترل ردپای دیجیتال خویش است یا این حق به‌طور کامل در انحصار والدین قرار دارد؟ هدف پژوهش حاضر آن است تا با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و اتخاذ رویکردی تطبیقی، راهکارهایی را برای ایجاد توازن میان نمایندگی قانونی والدین و منافع عالیه کودک ارائه دهد. از این رو، ساختار پژوهش بدین‌گونه سامان یافته است: ابتدا به مفاهیم و پیشینه‌ی نظری پرداخته شده است؛ سپس قواعد و تجربه‌های حقوقی تطبیقی در دو نظام ایالات متحده و فرانسه مورد بررسی قرار گرفته است و در نهایت، پیشنهادهایی برای اصلاح سیاست‌های تقنینی و تقویت استقلال کودک در مدیریت مالی ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراتحلیل اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برشاخص های روابط زوجین</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106913.html</link>
      <description>پژوهش با هدف فراتحلیل پژوهش‌های حوزه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شاخص‌های روابط بین زوجین انجام شده است. تعداد 68 پژوهش اولیه بر اساس ملاک‌های ورود و خروج از بین مقالات و پایان‌نامه‌های داخل کشور که در طی سال های 1390 تا اسفند ماه 1402 صورت گرفته بودند، انتخاب و در فرم ورود اطلاعات مصرآبادی (1395) وارد شد و سپس پژوهشهای منتخب با نرم افزار 2 CMA تحلیل شدند. اندازه‌های اثر خلاصه مدل تصادفی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تفکیک شاخص‌های مثبت و منفی در روابط بین زوجین برابر با، 325/1 و 428/0به دست آمد که برای شاخص های مثبت براساس d کوهن اندازه اثر بزرگ و برای منفی اندازه اثر متوسط دارد. با توجه به مقدار بالای ناهمگنی اندازه‌های اثر به تفکیک انواع شاخص ها تحلیل شد. در ارتباط با شاخص‌های مثبت به ترتیب بزرگ‌ترین اندازه‌های اثر در تعهد زناشویی و کمترین اندازه های اثر رضایت زناشویی مشاهده می‌شود. در مورد شاخص‌های منفی نیز بزرگ‌ترین اندازه اثر طلاق عاطفی و کوچکترین اندازه های اثر دلزدگی زناشویی مشاهده شد. تلویحات این فراتحلیل بر اثرات بالا درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شاخص‌های متنوع در روابط بین زوجین تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه آموزش مبتنی بر رویکرد هیجان مدار جانسون و مدل گاتمن بر کیفیت زندگی زناشویی و عملکرد خانواده همسر در زوجین</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_107006.html</link>
      <description>چکیده:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه آموزش مبتنی بر رویکرد هیجان مدار جانسون  و مدل گاتمن بر کیفیت زندگی زناشویی و عملکرد خانواده همسر در زوجین بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل زوجینی بود  که  از اردیبهشت ماه تا تیر ماه سال 1404 جهت دریافت مشاوره به مراکز بهداشتی شهر قاین مراجعه کرده بودند که شامل 60 نفر (30 زوج) بودند. روش پژوهش نیمه‌تجربی با طرح گروه کنترل نابرابر بود. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انتخاب   و به‌صورت تصادفی در سه گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۰ زن و ۱۰ مرد) جای گرفتند. گروه نخست تحت آموزش  ۹ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای رویکرد هیجان‌مدار جانسون و گروه دوم  تحت آموزش ۸ جلسه ۴۵ دقیقه‌ای رویکرد گاتمن قرار گرفته و  گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکردند. ابزارهای مورد استفاده شامل  مقیاس کیفیت زندگی زناشویی باسبی و مقیاس کیفیت رابطه با خانواده همسر بود. پرسشنامه ها در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر و آزمون فریدمن در نرم‌افزار SPSS-27 انجام شد. نتایج نشان داد که رویکرد گاتمن اثربخشی بالاتری نسبت به رویکرد هیجان‌مدار جانسون بر کیفیت زندگی زناشویی (۳۰٪ در برابر ۱۶٫۷٪) و عملکرد خانواده همسر (۸۶٪ در برابر ۷۴٪) دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه سازگاری و صمیمیت زناشویی زنان با و بدون قربانی سوءاستفاده عاطفی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_107008.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه سازگاری و صمیمیت زناشویی زنان با و بدون قربانی سوءاستفاده عاطفی انجام شده است. روش پژوهش علی - مقایسه‌ای است.  جامعه آماری این پژوهش زنان متأهل 40-25 سال شهر تهران هستند که به یکی از مراکز مشاوره و خدمات روان‌شناختی شهر تهران اعم از کلینیک‌ها، مراکز بهزیستی، مراکز مرتبط با آموزش‌ و پرورش، مراکز وابسته به شهرداری و نیروی انتظامی مراجعه کرده اند. به روش نمونه‌گیری در دسترس 160 نفر، 80 نفر زنان قربانی سوءاستفاده عاطفی و 80 نفر زنان غیر قربانی اتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر ، پرسش‌نامه نیازهای صمیمیت زناشویی باگاروزی و پرسش‌نامه سو ء استفاده عاطفی گینی نیکارتی) بود. تحلیل داده‌های به‌دست‌آمده از پرسشنامه‌های مورد نظر در بر پایه روش تحلیل واریانس چند متغیره انجام شد. نتایج به دست آمده نشان داد که بین میانگین سازگاری (19. 9=F، 0. 01&amp;amp;gt;P ) و صمیمیت (25. 49=F، 0. 01&amp;amp;gt;P ) در دو گروه تفاوت معنادار وجود دارد. از این رو می‌توان نتیجه گرفت زنان قربانی سو استفاده عاطفی نمی‌توانند مانند زنان دیگر در زندگی زناشویی خود سازگاری و صمیمیت داشته باشند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
