<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>خانواده پژوهی</title>
    <link>https://jfr.sbu.ac.ir/</link>
    <description>خانواده پژوهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسایی شاخص های ازدواج ناموفق ( یک مطالعه ی کیفی )</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106478.html</link>
      <description>هدف : شناسایی شاخص های ازدواج ناموفق است.روش از نوع کیفی با استفاده از نظریه داده بنیاد است و جامعه ی آماری شامل کلیه-ی زوج های ساکن شهر اردبیل بوده که دارای حداقل 3سال سابقه ی زندگی مشترک می باشند. به منظور تعیین نمونه از روش نمونه-گیری هدفمند و سپس نمونه گیری نظری استفاده شده است و تا رسیدن به اشباع نظری، در نهایت 14زوج ناموفق مورد مصاحبه ی عمیق نیمه ساختار یافته قرار گرفته و با استفاده از روش مقایسه ای مداوم استراوس و کوربین تحلیل شدند. ابزار های پژوهش، پرسشنامه ی سازگاری زناشویی اسپانیر و پرسشنامه‌ی احساس مثبت نسبت به همسر بودند. به منظور تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز و محوری استفاده شد. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که شاخص های تعیین کننده ی ازدواج ناموفق ، طیف گسترده ای را در بر میگیرد. شاخص های شناسایی شده عبارت‌بودند از : شاخص های فردی ، شاخص های عدم تعاملی ، شاخص های مربوط به خانواده‌ی اصلی و شاخص های فرهنگی ، در واقع هر یک از شاخص های به دست آمده مقوله های مختلفی را در بر می گیرد که یافته های این پژوهش می تواند برای روانشناسان و مشاوران ازدواج مفید واقع شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از مادرانگی زیستی تا مادرانگی انتخابی: واکاوی معنابخشی به مادرانگی در زنان ایرانی دارای فرزندخوانده</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106720.html</link>
      <description>این پژوهش کیفی با هدف واکاوی فرآیند معنابخشی به مادرانگی در میان زنان ایرانی دارای فرزندخوانده انجام شد. مطالعه حاضر با اتکا بر پارادایم تفسیری و با به‌کارگیری روش نظریه داده‌بنیاد صورت پذیرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با ۲۶ مادر ساکن استان تهران گردآوری شد و با استفاده از رویکرد اشتراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که مادران در میدان اجتماعی مادرانگی با چالش مشروعیت‌یابی مواجه هستند و در پاسخ به این چالش، فرآیند تبدیل مادرانگی زیستی به مادرانگی انتخابی را تجربه می‌کنند. شرایط علی شکل‌گیری این فرآیند شامل تجربه ناباروری به مثابه شکست هویتی، جست‌وجوی معنا در زندگی و مواجهه عاطفی با کودک بود. مادران برای مقابله با این چالش از راهبردهای فعالانه‌ای چون روایت‌سازی از انتخاب آگاهانه، تأکید بر عشق اکتسابی، ایجاد شباهت‌های نمادین و شفافیت‌سازی کنترل‌شده بهره بردند. این فرآیند در نهایت به شکل‌گیری مادرانگی بازتعریف‌شده منجر شد که در آن مادرانگی نه بر اساس پیوند زیستی، بلکه بر مبنای عشق انتخابی، تعهد آگاهانه و کار عاطفی مستمر بازتعریف می‌گردد. این مطالعه بر ضرورت بازاندیشی در گفتمان مسلط مادرانگی، طراحی مداخلات روانی-اجتماعی حمایتی و بازنگری در سیاست‌گذاری‌های مرتبط با نهاد فرزندخواندگی تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی راهبردهای مدیریت خانواده در نظام چندهمسری: مطالعه مردان چند همسر در شهر مزارشریف - افغانستان</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106587.html</link>
      <description>چندهمسری یکی از مسائل پیچیده و چالش‌برانگیز در جوامع مختلف است که نیازمند مدیریت دقیق و مهارت‌های خاص از سوی مردان چند همسر است. این پژوهش باهدف بررسی و تحلیل تکنیک‌های مؤثر مدیریتی مردان چند همسر در شهر مزارشریف افغانستان پرداخته و تکنیک‌هایی را که آنان برای کاهش تنش‌های خانوادگی و ایجاد تعادل در روابط همسران به کار می‌گیرند، تحلیل می‌کند. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۷ مرد چند همسر که حداقل پنج سال از ازدواج دوم آن‌ها گذشته بود، جمع‌آوری شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که استراتژی‌های مدیریتی مردان چند همسر در چهار مضمون اصلی (اقتدار و کنترل، انسجام خانوادگی، اخلاق‌مداری و الگوهای تاب‌آورانه) شناسایی شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که رعایت عدالت در توزیع منابع مالی و رفتار میان همسران، تأثیر مستقیمی بر کاهش تنش‌ها و افزایش رضایت خانوادگی دارد. همچنین، پایبندی به ارزش‌های اخلاقی همچون صداقت، مشورت، و انصاف، به‌عنوان عوامل کلیدی در تقویت همبستگی و ثبات خانواده‌های چندهمسری شناخته شده‌اند. برخی مردان برای کاهش درگیری‌ها و ایجاد تعادل، از تجربیات پیشینیان بهره برده و تلاش کرده‌اند از اشتباهات گذشته اجتناب کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی تطبیقی بر حق بر حریم خصوصی کودکان در پرتو &amp;laquo;شیرنتینگ&amp;raquo;</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106887.html</link>
      <description>حریم خصوصی کودکان در عصر دیجیتال بیش از هر زمان دیگری با چالش‌های جدی روبه‌رو شده است. نمود بارز این بحران، پدیده‌ی نوظهور &amp;amp;laquo;شیرنتینگ&amp;amp;raquo; است. رفتاری که در آن والدین با انگیزه‌های مالی یا کسب شهرت، به‌طور افراطی و بی‌ضابطه اقدام به بازنشر تصاویر، ویدئوها و داده‌های شخصی فرزندان نابالغ خود در شبکه‌های اجتماعی می‌کنند. این پدیده در بستر گسترش تجاری‌سازی فضای مجازی به‌گونه‌ای شکل گرفته که بی‌آنکه کودک درک روشنی از موقعیت رسانه‌ای خود داشته باشد، به ابزاری برای تولید محتوا و درآمدزایی والدین بدل شده است. پرسش اصلی آن است که آیا کودک واجد حقی مستقل برای کنترل ردپای دیجیتال خویش است یا این حق به‌طور کامل در انحصار والدین قرار دارد؟ هدف پژوهش حاضر آن است تا با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و اتخاذ رویکردی تطبیقی، راهکارهایی را برای ایجاد توازن میان نمایندگی قانونی والدین و منافع عالیه کودک ارائه دهد. از این رو، ساختار پژوهش بدین‌گونه سامان یافته است: ابتدا به مفاهیم و پیشینه‌ی نظری پرداخته شده است؛ سپس قواعد و تجربه‌های حقوقی تطبیقی در دو نظام ایالات متحده و فرانسه مورد بررسی قرار گرفته است و در نهایت، پیشنهادهایی برای اصلاح سیاست‌های تقنینی و تقویت استقلال کودک در مدیریت مالی ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی آسیب‌های خانوادگی زوجین ایرانی پس از مهاجرت به کشور کانادا</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106658.html</link>
      <description>مهاجرت تجربه‌ای استرس‌زا و برای بسیاری از خانواده‌ها در کشور مقصد آسیب‌های متعددی را به همراه دارد. هدف پژوهش حاضر واکاوی آسیب‌های خانوادگی زوجین مهاجر ایرانی به کشور کانادا بود. این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل مضمون انجام پذیرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق آنلاین گردآوری شد. شرکت‌کنندگان شامل 15 زوج ایرانی ساکن کانادا بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع ملاک‌محور انتخاب شدند و فرآیند جمع‌آوری داده‌ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافته‌های پژوهش تعداد 8 مضمون اصلی و 22 زیرمضمون را نشان داد. مضامین اصلی عبارت بودند از: مسائل و مشکلات روانشناختی در ارتباط با خانواده، مسائل و مشکلات زوجی، چالش ارتباط اجتماعی، مسائل شغلی آسیب‌رسان به خانواده، آسیب‌های اقتصادی خانواده، آسیب‌های تربیتی فرزندان در خانواده، ناسازگاری فرهنگی آسیب‌رسان به نظام خانواده، قوانین سخت و خشک محدود کننده خانواده. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مهاجرت زوجین ایرانی به کانادا، نظام خانواده را در ابعاد روانی، ارتباطی، اقتصادی و فرهنگی با چالش‌های عمیقی مواجه می‌سازد. بر این اساس، طراحی و اجرای برنامه‌های مداخله‌ای جامع پیش و پس از مهاجرت، با تمرکز بر تقویت تاب‌آوری فردی و خانوادگی، آموزش مهارت‌های بین‌فرهنگی و آگاهی حقوقی، ضرورتی برای کاهش آسیب‌های ساختاری و ارتقای انسجام خانواده‌های مهاجر محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش واسطه‌ای خودکارآمدی زناشویی و تنظیم هیجان در رابطه بین ابعاد دلبستگی و احساس تنهایی در مادران کودکان نوپا</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106692.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه‌ای خودکارآمدی زناشویی و تنظیم هیجان در رابطه بین ابعاد دلبستگی و احساس تنهایی در مادران دارای کودک نوپا انجام شد. روش پژوهش توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی و جامعه آماری شامل مادران دارای کودک نوپا در شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود که ۳۳۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسش‌نامه ابعاد دلبستگی کولینز و رید (1990)، احساس تنهایی دیتوماسو و همکاران (2004)، خودکارآمدی زناشویی لوپز و همکاران (2007) و تنظیم هیجان جان و گراس (2003) بود. داده‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری در نرم‌افزار AMOS تحلیل شد. نتایج نشان داد سبک دلبستگی دوسوگرا از طریق کاهش خودکارآمدی زناشویی و تنظیم هیجان ناکارآمد، به‌طور غیرمستقیم موجب افزایش احساس تنهایی می‌شود. در مقابل، دلبستگی ایمن و اجتنابی رابطه مستقیم معناداری با احساس تنهایی نداشتند. همچنین خودکارآمدی زناشویی با احساس تنهایی رابطه منفی و تنظیم هیجان با خودکارآمدی زناشویی رابطه مثبت داشت. شاخص‌های برازش مدل در سطح مطلوبی قرار داشت. بر اساس نتایج، احساس تنهایی در مادران بیش از آنکه مستقیماً از سبک‌های دلبستگی ناشی شود، از طریق خودکارآمدی زناشویی و تنظیم هیجان تبیین می‌گردد. این یافته‌ها بر اهمیت آموزش مهارت‌های تنظیم هیجان و تقویت خودکارآمدی زناشویی تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه تاکتیک‌های حل تعارض تجربه شده در خانواده‌ی اصلی و الگوهای ارتباطی زوجین: نقش میانجی نشخوار خشم</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106473.html</link>
      <description>در چارچوب نظریه روابط موضوعی، فرد بر اساس روابطش با ابژه‌های اولیه خود، الگوی درونی می‌سازد که تفسیر او از روابط کنونی‌اش را هدایت می‌کند و به این صورت تضادهای با خانواده اصلی، در روابط صمیمانه آینده فرد تظاهر می‌یابند. مطالعه حاضر باهدف بررسی سازوکار این انتقال بین نسلی، به مطالعه نقش میانجی نشخوار خشم در رابطه بین تاکتیک‌های حل‌تعارض والد-فرزند و الگوهای ارتباطی زوجین، پرداخته است. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود و نمونه پژوهش شامل 300 نفر (5/49درصد زنان) بود که به صورت در دسترس، از جامعه بزرگ‌سالان متأهل انتخاب شدند. آزمودنی‌ها پرسشنامه‌های تاکتیک‌های حل‌تعارض والد-فرزند اشتراوس، الگوهای ارتباطی زوجین کریستنسن و سولاوای و نشخوار‌خشم سوخودولوسکی را پرکردند. تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل مسیر تأیید کننده نقش میانجی نشخوار‌خشم در رابطه بین تاکتیک‌های حل‌تعارض والد-فرزند و الگوهای ارتباطی زوجین بود. بین پرخاشگری والدین و میزان نشخوار‌خشم فرزندان و استفاده از الگوهای ارتباطی ناسازگارانه در ارتباط با شرکای عاطفی‌شان و همچنین بین میزان نشخوار‌ خشم فرزندان و انتخاب این الگوهای ارتباطی ناسازگارانه رابطه‌ای مثبت و معنی‌دار وجود داشت. براساس یافته های پژوهش، می توان استنتاج کرد که استفاده والدین از تاکتیک‌های حل‌تعارض پرخاشگرانه با افزایش احتمال ایجاد نشخوار‌خشم در فرزندان، احتمال استفاده آن‌ها از الگوهای ارتباطی ناسالم را افزایش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین مدل ساختاری رضایت زناشویی براساس خودگویی با میانجی‌گری راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در متاهلین</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106729.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تدوین مدل ساختاری رضایت زناشویی مبتنی بر خودگویی، با نقش واسطه‌ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در افراد متأهل پرداخته است. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود و جامعه آماری آن شامل زنان و مردان متأهل در سال 1404 بود. نمونه‌ای به حجم 446 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزارها شامل پرسشنامه خودگویی برینتاپت و همکاران (2009)، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2002) و مقیاس رضایت زناشویی اولسون و فاورز (1993) بودند. در تحلیل داده‌ها از همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که راهبردهای تنظیم هیجان سازگارانه و خودانتقادی تأثیر مستقیم معناداری بر رضایت زناشویی دارند. علاوه بر این، یافته‌ها از نقش واسطه‌ای راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه در رابطه بین ابعاد خودگویی با رضایت زناشویی حمایت کردند. بر اساس نتایج این مطالعه، خودگویی می‌تواند از طریق با تأثیر بر فرایند تنظیم هیجان و نوع راهبردهای اتخاذ‌شده، بر رضایت زناشویی تأثیر بگذارد. از این رو توجه به نقش توامان مکانیسم‌های شناختی و عاطفی در تجربه رضایت زناشویی نته‌ی قابل توجهی است. این رویکرد در نهایت منجر به سنجش دقیق‌تر نارضایتی&amp;amp;lrm;‌های افراد و ارائه خدمات مؤثرتر به مراجعین خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان محور و زوج درمانی سیستمی بر بهبود اجتناب تجربه ای و کاهش رفتار پرخاشگرانه غیرکلامی در زنان شاغل</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106540.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی دو روش زوج درمانی هیجان‌محور و زوج درمانی راه‌حل‌محور بر کاهش اجتناب تجربه‌ای و رفتار پرخاشگرانه غیرکلامی در زنان شاغل دارای تعارض زناشویی انجام شد. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون-پیگیری با گروه کنترل بود. ۲۴ زن شاغل به‌صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. گروه‌های آزمایش به‌ترتیب زوج درمانی هیجان محور را در۱۰ جلسه و زوج درمانی راه حل محور را در ۸ جلسه دریافت کردند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه‌های اجتناب تجربه‌ای و پرخاشگری غیرکلامی بودند که در سه مرحله تکمیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که هر دو مداخله در مقایسه با گروه کنترل، به‌طور معناداری منجر به کاهش اجتناب تجربه‌ای و پرخاشگری غیرکلامی در مرحله پس‌آزمون و پیگیری شدند (01/0&amp;amp;gt;P). اگرچه هر دو روش مؤثر بودند، اما EFT با کار بر روی هیجانات عمیق‌تر و الگوهای دلبستگی، تأثیر قوی‌تری بر کاهش اجتناب داشت، در حالی که SFBT با تمرکز بر راه‌حل‌ها و نقاط قوت، کاهش سریع‌تری در پرخاشگری غیرکلامی نشان داد. یافته‌ها حاکی از ماندگاری اثر مداخلات در دوره پیگیری بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی خرده مقیاس های پرسشنامه رضایت زناشویی اشنایدردرایران</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106764.html</link>
      <description>مطالعه حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی ترجمه فارسی پرسشنامه رضایت زناشویی( (MSI-R در نمونه ۷۰۰ نفری از چهار استان البرز، قزوین، زنجان و همدان، با روش توصیفی کیفی و کمی و نمونه گیری هدفمند انجام شد. ترجمه پرسشنامه اصلی باروش استاندارد forward and backward translation ومحاسبه رروایی زبانی، روایی صوری، روایی محتوا و روایی سازه و اعتبار سنجی آن باسه روش همگونی درونی(آلفای کرونباخ)، اعتبار مرکب و بازآزمایی انجام شد. روایی تشخیصی باشاخص رضایت زناشویی هودسن و مقیاس تعارض زناشویی کانزاس اگمان، و روایی صوری کیفی وکمی بانظر روانشناسان و مشاوران خانواده انجام شد. استخراج ۱۲ عامل با تحلیل عاملی اکتشافی و عاملیت آنها با ۱.۵۴۹ تأیید شد. روایی همگرا و واگرا به ترتیب ۷۳/ ۰ و۳۱/ ۰، پایایی کل ابزار، ۰/۷۵، برای تمامی عامل‌ها بیش از ۰/۷، بیانگرهمسانی درونی مناسب گویه‌ها، ضرایب همبستگی در بازآزمایی بین ۶۷/۰ - ۸۳/۰، با ضریب کل ۸۱/۰، پایایی آزمون را نشان داد، پایایی مرکب، به جز مقیاس حل مسئله با اختلاف ۱ /۰ تایید شد. بنابراین پرسشنامه رضایت زناشویی (MSI-R) در نمونه ایرانی از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بوده و استفاده از این ابزار در مراکز بالینی برای اقدامات پیشگیرانه و یا مداخله‌ای در بین زوج‌های فارسی زبان می‌تواند مفید باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرایند گذار از بحران طلاق تا دستیابی به صلح زناشویی پایدار: مطالعه پدیدارشناختی تجربه زیسته زوجین</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106682.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف کاوش در تجربه زیسته زوجینی که پس از اقدام به طلاق، تصمیم به بازگشت و تداوم زندگی مشترک گرفته‌اند، انجام شده است. با توجه به افزایش نرخ طلاق در جامعه و اهمیت دستیابی به صلح زناشویی پایدار، این مطالعه تلاش کرده است تا فرآیندها و مؤلفه‌های مؤثر بر بازسازی رابطه زناشویی را آشکار سازد. روش تحقیق پدیدارشناسی توصیفی بود و مشارکت‌کنندگان شامل ۱۲ نفر از افراد متأهل(۹ زن و ۳ مرد) بودند که پس از انصراف از طلاق و گذشت دست‌کم یک سال از بازگشت به زندگی مشترک، معیارهای دستیابی به صلح پایدار را احراز کرده بودند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی تحلیل شدند. نتایج تحلیل داده‌ها منجر به استخراج ۳۱۷ کد باز، 105مفهوم اولیه، 17 مضمون فرعی و ۴ مضمون اصلی شد. مضامین اصلی شامل &amp;amp;laquo;اراده نامتقارن برای حفظ زندگی مشترک&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پذیرش و بازنگری همسر مردد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تلاش مشترک زوجین برای احیای رابطه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تحکیم صلح زناشویی و مراقبت مستمر از رابطه&amp;amp;raquo; بودند.نتایج نشان داد دستیابی به صلح پایدار زناشویی فرآیندی تدریجی، چندبعدی و پویا است که نیازمند اراده فردی، تغییر نگرش، مشارکت متقابل، تقویت مهارت‌های ارتباطی و اتکای ارزشی و معنوی است</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش اضطراب و تعارض نقش ها در ارتباط با رضایت زناشویی، با میانجیگری انسجام خانوادگی در زنان متاهل</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106765.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه اضطراب و تعارض نقش ها بر رضایت زناشویی با نقش میانجی انسجام خانوادگی در زنان متاهل انجام شد. این مطالعه از نظر روش‌شناسی، توصیفی-همبستگی بوده و داده‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. جامعه آماری شامل زنان متاهل شهرستان میبد بود که از میان آن‌ها 300 نفر به روش نمونه‌گیری دردسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه رضایت زناشویی (اینریچ، 1992)، مقیاس اضطراب بک (بک، 1988)، پرسشنامه تعارض نقش (ریزو و همکاران، 1970) و پرسشنامه انسجام سازمان یافته خانواده (فیشر، 1992) استفاده شد. نتایج به دست آمده از معادلات ساختاری ضرایب مسیر رضایت زناشویی با اضطراب و تعارض نقش را به ترتیب 096/0- و 078/0 مشخص کرد همچنین مسیر غیر مستقیم رضایت زناشویی با اضطراب و تعارض نقش به واسطه انسجام خانوادگی به ترتیب 064/0- و 073/0- بود. با توجه به نتایج پژوهش می&amp;amp;rlm;توان به این نتیجه رسید که با افزایش انسجام و همبستگی میان اعضای خانواده و تقویت آن باعث کاهش اضطراب و مشکلات ناشی از تعارض نقش ها می شود و رضایت زناشویی افزایش می یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی شاخص اجتماعی خانواده سالم در ارتباط با فناوری‌های نوین از منظر اسلام بررسی موردی: روابط خویشاوندی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106479.html</link>
      <description>نهاد خانواده یکی از مقدس‌ترین و با ارزش‌‌ترین نهادهای اجتماعی است که از جنبه‌‌‌های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است و متخصصان علوم مختلف نظیر، روانشناسی، جامعه شناسی، علوم تربیتی و شاخه‌‌‌های علوم اسلامی همچون، اخلاق، فقه، قرآن و حدیث. خانواده سالم به جهت ویژگی‌هایی که دارد در معرض آفات گوناگونی قرار دارد.یکی از مهمترین چالش‌های خانواده سالم در مواجهه با فناوری‌‌‌های نوین و مدرن، ایجاد مشکل در ارتباط‌های خانوادگی است که مسئله پژوهش حاضر است. رویکرد اسلام نسبت به شناخت این آفت اعم از شناسایی عوامل مؤثر، نشانه‌‌‌ها و راهکارهای برون رفت از آن بسیار اهمیت دارد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، با هدف آسیب‌شناسی نقش فناوری‌های نوین در روابط خانوادگی بر اساس تعالیم اسلامی صورت گرفته است. نقش فناوری‌‌‌های نوین بر روابط خانوادگی با رویکرد اسلامی از دو جنبه سلبی و ایجابی قابل توجه است که در تحقیق حاضر جنبه سلبی و آسیب‌شناسانه آن مطمح نظر قرار گرفته است.فناوری‌های نوین از جنبه آسیب‌شناسانه می‌تواند به آسیب‌هایی چون افزایش فاصله میان اعضای خانواده، کاهش تمرکز بر ارزشهای دینی، افزایش تنش‌‌‌ها و اختلافات خانوادگی در خانواده منجر شود که این آفات برای خانواده مشکلات فراوانی در پی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مقایسه‌ای ذهنیت‌های طرحواره‌ای و سبک‌های مقابله‌ای و تاثیر آن بر رضایت زناشویی در زنان خانواده‌های چندهمسر و تک‌همسر شهر زاهدان 1403-1404</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106735.html</link>
      <description>پژوهش‌حاضربا‌هدف‌مقایسه‌ذهنیت‌های‌طرحواره‌ای‌و‌سبک‌های‌مقابله‌ای‌و‌تأثیر‌آن‌بر‌رضایت‌زناشویی‌در‌زنان خانواده‌های‌چندهمسروتک‌همسرانجام شد.روش‌پژوهش،ازنوع‌تحقیقات‌توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی و‌علی&amp;amp;ndash;مقایسه‌ای بود. جامعه آماری شامل زنان خانواده‌های تک همسری و چندهمسری مراجعه کننده به مراکز بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و خانه‌های بهداشت و درمان ساکن شهر زاهدان در بازه زمانی 1403-1404 بود. روش نمونه‌گیری به صورت هدفمند بود.ابزار پژوهش شامل ذهنیت‌های طرحواره‌ای لوبستال و همکاران (2010)، سبک‌های مقابله‌ای بومن (1999) و رضایت زناشویی انریچ (1989) بود.در این پژوهش، آزمون t مستقل، تحلیل رگرسیون هم زمان و همبستگی پیرسون توسط نرم افزار SPSS26 انجام شد. نتایج‌نشان داد که میانگین ذهنیت‌های کودک آسیب پذیر، کودک بی انضباط و والد تنبیه گر در چند همسری‌ها بالاتر از تک همسری‌ها و میانگین ذهنیت‌های طرحواره ای کودک شاد و بزرگسال سالم و رضایت زناشویی در تک همسری‌ها بالاتر از چند همسری‌ها به دست آمده است. اما میانگین سبک‌های مقابله‌ای خودمحوری و اجتناب در چند همسری‌ها بالاتر از تک همسری‌ها به دست آمده است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ذهنیت‌های طرحواره ای 46 درصد و سبک‌های مقابله‌ای 8/33 درصد، توان پیش بینی کننده رضایت زناشویی در زنان خانواده‌های چندهمسری و تک همسری را داشته‌اند. بنابراین طراحی مداخلات روان‌شناختی برای تعدیل ذهنیت‌های ناسالم و آموزش سبک‌های مقابله‌ای سازنده به زنان در خانواده‌های چندهمسر، می‌تواند به بهبود کیفیت روابط زناشویی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراتر از مدرسه: واکاوی تعاملات خانواده و مدرسه برای تدوین الگوی بومی در جوامع روستایی کردستان ایران</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106665.html</link>
      <description>ازآنجاکه تعاملات مؤثر خانواده و مدرسه، مکانیزمی کلیدی برای اثربخشی نظام آموزشی محسوب می‌شود، این پژوهش باهدف واکاوی تجربه زیسته والدین و مدیران مدارس از تعاملات میان خانواده و مدرسه انجام شد؛ بنابراین پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی (دیدگاه دوم) انجام گرفت. جامعه هدف پژوهش، جوامع روستایی کردستان ایران بود که با نمونه‌گیری هدفمند معیاری با 32 نفر از مدیران مدارس و 30 نفر از والدین تا رسیدن به اشباع داده مصاحبه عمیق انجام شد. داده‌ها با استفاده از چارچوب هفت مرحله‌ای دالگرن و یوهانسون (2009) مورد تحلیل قرار گرفت. برای تضمین قابلیت اطمینان پژوهش، از روش بررسی توسط همتایان و از تحلیل مستقل پژوهشگران بهره گرفته شد. یافته‌ها نشان داد که تجربه تعاملات خانواده و مدرسه در پنج مضمون اصلی ازجمله اهمیت زمان، دسترسی و تبادل اطلاعات، نگرش‌ها و باورهای فرهنگی- اجتماعی، کیفیت و نوع ارتباط و حمایت و پشتیبانی، دسته‌بندی می‌شود. این پژوهش ضمن تأیید اهمیت بنیادین تعاملات، یک الگوی بومی از این تعاملات را ارائه کرده که درک عمیق‌تری از پیچیدگی‌های فرهنگی تعاملات در جوامع روستایی کردستان فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی گرایش به خیانت زناشویی و طلاق عاطفی بر اساس ضربه عشق و خودکارآمدی جنسی و خیالپردازی‌های جنسی صمیمانه و اکتشافی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106694.html</link>
      <description>خیانت زناشویی و طلاق عاطفی،از عمده‌ترین دلایل از هم‌پاشیدگی روابط زناشویی و زمینه‌ی اصلی بروز مشکلات و تعارضات زناشویی است. هدف از انجام این پژوهش پیش‌بینی گرایش به خیانت زناشویی و طلاق عاطفی بر اساس ضربه عشق،خودکارآمدی جنسی و خیالپردازی‌های جنسی صمیمانه و اکتشافی بود. جامعه‌ی آماری این پژوهش شامل کلیه‌ی افراد متاهل ساکن شهر همدان در سال‌های1403-1402بود، که از این میان، تعداد 30۰ فرد متاهل به روش نمونه‌گیری در دسترس در پژوهش شرکت کردند. به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های گرایش به خیانت زناشویی وایتلی(2006)، طلاق عاطفی گاتمن(2008)،ضربه عشق راس(1999)،خودکارآمدی جنسی وزیری و لطفی کاشانی(1387)و خیالپردازی‌های جنسی ویلسون(1988)استفاده شد که به‌صورت حضوری تکمیل و جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد.نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که ضربه‌ی عشق و خیالپردازی جنسی اکتشافی به ترتیب با ضریب رگرسیونی استاندارد شده 26/0 و 35/0 پیش‌بینی کننده مثبت و خودکارآمدی جنسی و خیالپردازی جنسی صمیمانه به ترتیب با ضریب رگرسیونی استاندارد شده 19/0- و 31/0- پیش‌بینی کننده منفی گرایش به خیانت زناشویی بودند. با توجه به این نتایج می‌توان گفت که ضربه‌ی عشق، خودکارآمدی جنسی و خیالپردازی‌های جنسی صمیمانه و اکتشافی به‌طور معناداری توان پیش‌بینی گرایش به خیانت زناشویی و طلاق عاطفی را دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هیجان تحصیلی در پیش‌بینی درگیری تحصیلی: نقش واسطه‌ای الگوی ارتباطی خانواده در فرآیند تحصیل</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106477.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هویت تحصیلی در پیش‌بینی درگیری تحصیلی با نقش واسطه‌ای الگوی ارتباطی خانواده در فرآیند تحصیل انجام شد. طرح این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره‌ی دوم متوسطه شهر تهران بود که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند. 280 دانش‌آموز با روش نمونه‌‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند که در نهایت پرسشنامه 251 نفر تکمیل شد. پرسشنامه هیجان‌های تحصیلی پکران و همکاران (2005)، پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده کوئرنر و فیتزپاتریک (2002) و درگیری تحصیلی اترخت کارمونا هالتی و همکاران (2019) جهت جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. بررسی و ارزیابی الگوی پیشنهاد شده با روش معادلات ساختاری انجام گرفت. پژوهش نشان داد که هیجان تحصیلی مثبت (080/0=&amp;amp;beta; و 04/0p&amp;amp;gt;) و هیجان تحصیلی منفی (339/-0=&amp;amp;beta; و 0005/0p&amp;amp;gt;) بر درگیری تحصیلی اثر مستقیم و معنادار و ، هیجان تحصیلی مثبت (031/0=&amp;amp;beta; و 05/0P&amp;amp;gt;) و هیجان تحصیلی منفی (189/0-=&amp;amp;beta; و 0005/0P&amp;amp;gt;) بر درگیری تحصیلی اثر غیر مستقیم معنادار دارد. در نهایت در رابطه بین هویت تحصیلی به درگیری تحصیلی الگوی ارتباطی خانواده نقش میانجی معنادار ایفا می‌کند. یافته‌های این پژوهش بر اهمیت تقویت هیجان تحصیلی و ایجاد الگوهای ارتباطی مناسب در خانواده به‌منظور افزایش درگیری تحصیلی دانش آموزان تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه بین ابعاد شخصیت، سلامت خانوادة اصلی و جهت‌گیری مذهبی با گرایش به خیانت زناشویی: نقش واسطه‌ای تمایزیافتگی خود و تمایل به فضای مجازی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106710.html</link>
      <description>خیانت زناشویی یک مسئله آسیب‌زا برای زوجین است، پیوند امن میان آن‌ها را تهدید کرده و به ناپایداری روابط منجر می‌شود. این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین ابعاد شخصیت، سلامت خانواده‌ی اصلی وجهت‌گیری مذهبی با گرایش به خیانت زناشویی با نقش واسطه‌ای تمایزیافتگی خود و تمایل به فضای مجازی انجام شد. نمونه شامل 305 فرد متأهل بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل فرم کوتاه پرسشنامه‌ی پنج عاملی شخصیت نئو ، مقیاس سلامت خامواده‌ی اصلی هاوستات، پرسشنامه‌ی جهت‌گیری مذهبی آلپورت، پرسشنامه‌ی تمایز یافتگی خود اسکورن، پرسشنامه‌ی تمایل به فضای مجازی یانگ و مقیاس گرایش به خیانت زناشویی واتلی استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم افزارSPSS و تحلیل مسیر درمحیط Mplus نسخه 7.4 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که توافق پذیری و وجدان‌گرایی به صورت مستقیم و مثبت برگرایش به خیانت زناشویی اثر داشت. روان‌رنجورخویی و گشودگی به تجربه به‌صورت غیرمستقیم و مثبت، وجدان گرایی و جهت گیری مذهبی به صورت غیر مستقیم و منفی از طریق تمایل به فضای مجازی بر گرایش به خیانت زناشویی تأثیر گذاشت. یافته‌های پژوهش بر اهمیت توجه به نقش غیر مستقیم ویژگی‌های شخصیتی و جهت‌گیری مذهبی از طریق میزان و نحوۀ استفاده از فضای مجازی تأکید دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی ساختاری جهت گیری زندگی بر مبنای ادراک فرزند از رابطه والد -کودک، با نقش واسطه ای خودگویی های درونی دختران دوره دوم متوسطه شهر قم</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106500.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی رابطه جهتگیری زندگی با ادراک فرزند از رابطه والد -کودک دختران دوره دوم متوسطه شهر قم بود. پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی بود و از بین جامعه این پژوهش که شامل کلیه دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر قم (16833 نفر) در سال تحصیلی 1403-1402 است تعداد 220 نفر به عنوان حجم نمونه با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای تعیین شدند. ابزارهای مورداستفاده در این پژوهش مقیاس فرزند پروری ادراک شده گرولینک (POPS)، پرسشنامه جهتگیری زندگی (LOT) و پرسشنامه خودگویی کالوت (STI) بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزارهای SPSS- 19 و نرم افزار 24 AMOS- انجام شدند. طبق یافته های مدل پژوهش تعامل با پدر و تعامل با مادر اثر مثبت و مستقیم بر تلقی خوش‌بینانه و خودگویی مثبت و اثر منفی و مستقیم بر تلقی بدبینانه و خودگویی منفی داشتند، خودگویی مثبت و خودگویی منفی به ترتیب اثر مثبت و منفی معنی‌داری بر تلقی خوش‌بینانه داشتند و همچنین خودگویی مثبت و خودگویی منفی به ترتیب اثر منفی و مثبت معنی داری بر تلقی بدبینانه داشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراتحلیل اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برشاخص های روابط زوجین</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106913.html</link>
      <description>پژوهش با هدف فراتحلیل پژوهش‌های حوزه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شاخص‌های روابط بین زوجین انجام شده است. تعداد 68 پژوهش اولیه بر اساس ملاک‌های ورود و خروج از بین مقالات و پایان‌نامه‌های داخل کشور که در طی سال های 1390 تا اسفند ماه 1402 صورت گرفته بودند، انتخاب و در فرم ورود اطلاعات مصرآبادی (1395) وارد شد و سپس پژوهشهای منتخب با نرم افزار 2 CMA تحلیل شدند. اندازه‌های اثر خلاصه مدل تصادفی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تفکیک شاخص‌های مثبت و منفی در روابط بین زوجین برابر با، 325/1 و 428/0به دست آمد که برای شاخص های مثبت براساس d کوهن اندازه اثر بزرگ و برای منفی اندازه اثر متوسط دارد. با توجه به مقدار بالای ناهمگنی اندازه‌های اثر به تفکیک انواع شاخص ها تحلیل شد. در ارتباط با شاخص‌های مثبت به ترتیب بزرگ‌ترین اندازه‌های اثر در تعهد زناشویی و کمترین اندازه های اثر رضایت زناشویی مشاهده می‌شود. در مورد شاخص‌های منفی نیز بزرگ‌ترین اندازه اثر طلاق عاطفی و کوچکترین اندازه های اثر دلزدگی زناشویی مشاهده شد. تلویحات این فراتحلیل بر اثرات بالا درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شاخص‌های متنوع در روابط بین زوجین تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه نقش گفتمان‌های اجتماعی در اعتماد خانوادگی نوجوانان</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106548.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش گفتمان‌های اجتماعی در اعتماد خانوادگی نوجوانان در زمره پژوهشهای کیفی قرار دارد که از روش پدیدارشناسی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد. جامعه آماری این پژوهش بصورت هدفمند و در دسترس از میان نوجوانان شهرستان نیک شهر استان سیستان و بلوچستان در رده سنی 12 تا 18 سال انتخاب شد. پس از انجام 23 مصاحبه و تحلیل داده های حاصل از آن 16 مضمون فرعی، پنج مضمون اصلی و یک مضمون هسته ای شناسایی شد. مضمون اصلی گسست اعتماد در بعد عاطفی شامل مضمونهای فرعی گفتمان ناامیدی، گفتمان ارزشمندی مشروط به تحصیلات، و گفتمان بی کسی بود. مضمون اصلی گسست اعتماد در بعد نظارتی شامل مضمونهای فرعی گفتمان رهایی طلبی، گفتمان تحت کنترل بودن، و گفتمان انتخاب شخصی سبک زندگی بود. مضمون اصلی گسست اعتماد در بعد الگوهای تربیتی خانواده شامل مضمونهای فرعی گفتمان تبعیض، گفتمان مورد مقایسه و قضاوت قرار گرفتن، و گفتمان محترم نبودن بود. مضمون اصلی گسست اعتماد در بعد آزادی و انتخاب شامل مضمونهای فرعی گفتمان فردیت طلبی در تصمیم گیریهای شخصی، گفتمان گوش شنوا نبودن، و گفتمان شکاف نسلی بین فرزند و والدین، و گفتمان عدم همراهی و هدایت بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انگیزه های روانشناختی برای اقدام به شکایت علیه همسر</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106750.html</link>
      <description>انگیزه های شکایت علیه همسر را به طور کلی میتوان به دو دسته ظاهری مانند مهریه ، ضرب و شتم و روانی مانند حمایت طلبی ، درماندگی دانست. در حوزه انگیزه های ظاهری پژوهشهای خوبی صورت گرفته است. اما در حوزه انگیزه های روانی خلاء پژوهش علمی کاملا احساس میشود. پژوهش حاضر در جهت جبران این خلاء صورت گرفت.روش: مطالعه کیفی حاضر با روش تحلیل محتوا و نمونه گیری هدفمند اجرا گردید. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 25 نفرجمع آوری و تحلیل شدند .یافته ها: پس از تحلیل داده ها 34 مفهوم و 8 مقوله در 2 درونمایه کلی یافت شد. مقوله های درون مایه "عوامل درونی" ، قدرت طلبی ، درماندگی ، حمایت طلبی و توجه طلبی است. مقوله های مربوط به "عوامل بیرونی" ، امنیت مالی ، توصیه دیگران ، رابطه بهتر و طلاق است.نتیجه گیری : مطالعه حاضر با معرفی انگیزه های روانی فرد ، به این نتیجه رسید که با اقداماتی نظیر افزایش عزت نفس ، طی فرآیند بخشش ، آموزش مهارت حل مسئله و توزیع مناسب نظام قدرت در خانواده میتوان انتظار داشت تا از شکایت های زوجین و آسیب های حاصل از آن جلوگیری شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مادران بیناجنس در آغوشِ تبعیضِ درهم‌تنیده</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106588.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;حق&amp;amp;raquo; به مثابه عنصر تضمین‌کننده ترجیحات انسان به ما هو انسان در ساحت تعلق و فارغ از توافقات بین‌المللی و داوری‌های نظام‌های حقوقی داخلی جوامع سیاسی، در کَرنای برابری ارزشی انسان بیناجنس با دیگر دو الگوی زنانه و مردانه کامل می‌دمد. در این میان، رسالتِ خطیرِ تضمینِ حق بر مادرانگی افراد بیناجنس، بر دوش جوامع سازمان‌یافته سیاسی که گداری برای تحقق حقوق بنیادین و تضمین اجرای آنها برای مادران بیناجنس قائل نیستند، سنگینی کرده و آنان را از رهگذار نقض حقوق بنیادینِ تعیین سرنوشت و مصونیت از مداخلات ناموجه پزشکی در مظان اتهام نقض صریح حقوق بشر قرار می‌دهد. این نوشتار در پی آن است تا از رهگذار ارائه مطالعه‌ای تحلیلی و بینارشته‌ای دغدغه این دسته از مادران را که طبیعت زیست کروموزومی گزینه‌ای چنین فرارویشان قرار داده است، مورد بررسی قرار دهد و این نکته را یادآور شود که مفهوم مادرانگی و کارویژه‌های ناظر به این نقش، بیش از هر چیز در گروِ درک مفهوم هویت و شناسایی وضعیت بینابینی به مثابه وضعیتی &amp;amp;laquo;متفاوت&amp;amp;raquo; و نه &amp;amp;laquo;دارای اختلال&amp;amp;raquo; است که در این صورت مادران بیناجنس که در قلمرو زیست بینابین‌شان در وضعیت ‌نابرابر به‌سر می‌برند، این‌بار می‌توانند فرزندانشان را در حریم امنِ حق بر مادرانگی به آغوش بکشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فقهی حقوقی نارسائی‌های نهاد وکالت برای تضمین حقوق زوجه</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106758.html</link>
      <description>مبتنی بر شروط ضمن عقد سند رسمی ازدواج، زوج به زوجه وکالت بلاعزل در طلاق می‌دهد تا در موارد دوازده‌گانه‌ای که مشخص شده است زوجه بتواند با مراجعه به دادگاه و انجام تشریفات قضائی، به عنوان وکیل زوج، اقدام به طلاق نماید. هدف غائی از این شروط، حمایت از زوجه و برخورداری وی از حق طلاق به عنوان وکیل زوج در موارد خاص و جلوگیری از سوء استفاده زوج از حق انحصاری طلاق است اما برخی ویژگی های فقهی و حقوقی نهاد وکالت باعث می شوند که ظرفیت آن به عنوان یک نهاد قابل اتکاء برای زوجه مورد تردید قرار گیرد. یافته‌های تحقیق پیش رو که به روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه‌ای سامان یافته، حاکی از اینست که نهاد وکالت ظرفیت چندانی برای حمایت از زوجه و تحقق اهداف غائی پیش گفته ندارد. پیشنهاد این پژوهش دنبال نمودن اهداف مذکور از طریق چابک سازی نهاد طلاق قضائی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مداخله مبتنی بر تمایز یافتگی خود بر صمیمیت زناشویی و انعطاف‌پذیری شناختی زوجین دارای نشانگان گسست عاطفی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106760.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش،بررسی تاثیر مداخله مبتنی بر تمایزیافتگی خود بر صمیمیت زناشویی و انعطاف‌پذیری شناختی زوجین دارای نشانگان گسست عاطفی بود.پژوهش حاضر نیمه-آزمایشی از نوع پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود.جامعه آماری شامل زوجین متأهل مبتلا به نشانگان گسست عاطفی مراجعه کننده به مرکز روانشناسی مهر آیین شهر ملایر در سال1403بود که از بین آنها، تعداد40نفر به روش در دسترس انتخاب وبه صورت تصادفی در دوگروه20نفره آزمایش و کنترل جایگذاری شدند.ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس‌های تمایزیافتگی خود اسکورون و فریدلندر(1998)،نیازهای صمیمیت زناشویی باگاروزی(2001)و انعطاف‌پذیری شناختی دنیس و وندروال(2010)و پروتکل مداخله مبتنی بر تمایزیافتگی خود بود. گروه آزمایش طی10جلسه90دقیقه‌ای تحت درمان مبتنی بر تمایزیافتگی خود قرار گرفت وسپس از هر دو گروه پس‌آزمون گرفته شد.جهت تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد.نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد تفاوت میانگین نمرات صمیمیت زناشویی و انعطاف‌پذیری شناختی بعد از مداخله مبتنی بر تمایز یافتگی خود در مقایسه با گروه کنترل معنادار بود(0/01&amp;amp;gt;P)،به‌طوری که درمان مبتنی بر تمایزیافتگی خود باعث بهبود صمیمیت زناشویی و انعطاف‌پذیری شناختی شد(0/01&amp;amp;gt;P).یافته‌های این پژوهش مؤید اثربخشی مداخله مبتنی بر تمایزیافتگی خود در بهبود روابط زناشویی و شناختی است.لذا،این رویکرد می‌تواند به عنوان یک راهکار مؤثر در مراکز مشاوره خانواده و برنامه‌های آموزش زوجین مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تفاوت راهبردهای تنظیم هیجان در متاهلین بر اساس جنسیت، طول مدت ازدواج و سطوح رضایت زناشویی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_106820.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تفاوت راهبردهای تنظیم هیجان در متأهلین بر اساس جنسیت، طول مدت ازدواج و سطوح رضایت زناشویی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع از نوع توصیفی-مقایسه‌ای و مقطعی است. جامعه پژوهش حاضر شامل زنان و مردان متاهل در سال 1404بود. نمونه پژوهش حاضر ۴۴۶ نفر از افراد متأهل بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه‌های تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2002) و رضایت زناشویی اولسون و فاورز (1993) پاسخ دادند. داده‌های پژوهش با روش‌های آماری تحلیل واریانس یک و چندمتغیری تحلیل شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد متغیرهای نشخوار فکری (P= 0/002) و پذیرش (P= 0/004) در میان زنان و مردان تفاوت معنی‌دار داشتند. همچنین تمرکز مجدد بر برنامه‌ریزی (P= 0/002) و ارزیابی مجدد مثبت (P= 0/001) در میان افراد با رضایت زناشویی متوسط و بالا تفاوت معنی‌دار داشتند. یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که تفاوت‌های فردی و زمینه‌ای نقش مهمی در تبیین الگوهای تنظیم هیجان در روابط زناشویی دارند و درک این تفاوت‌ها می‌تواند به تدوین مداخلات آموزشی و درمانی مبتنی بر ویژگی‌های زوجین کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه آموزش مبتنی بر رویکرد هیجان مدار جانسون و مدل گاتمن بر کیفیت زندگی زناشویی و عملکرد خانواده همسر در زوجین</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_107006.html</link>
      <description>چکیده:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه آموزش مبتنی بر رویکرد هیجان مدار جانسون  و مدل گاتمن بر کیفیت زندگی زناشویی و عملکرد خانواده همسر در زوجین بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل زوجینی بود  که  از اردیبهشت ماه تا تیر ماه سال 1404 جهت دریافت مشاوره به مراکز بهداشتی شهر قاین مراجعه کرده بودند که شامل 60 نفر (30 زوج) بودند. روش پژوهش نیمه‌تجربی با طرح گروه کنترل نابرابر بود. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انتخاب   و به‌صورت تصادفی در سه گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۰ زن و ۱۰ مرد) جای گرفتند. گروه نخست تحت آموزش  ۹ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای رویکرد هیجان‌مدار جانسون و گروه دوم  تحت آموزش ۸ جلسه ۴۵ دقیقه‌ای رویکرد گاتمن قرار گرفته و  گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکردند. ابزارهای مورد استفاده شامل  مقیاس کیفیت زندگی زناشویی باسبی و مقیاس کیفیت رابطه با خانواده همسر بود. پرسشنامه ها در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر و آزمون فریدمن در نرم‌افزار SPSS-27 انجام شد. نتایج نشان داد که رویکرد گاتمن اثربخشی بالاتری نسبت به رویکرد هیجان‌مدار جانسون بر کیفیت زندگی زناشویی (۳۰٪ در برابر ۱۶٫۷٪) و عملکرد خانواده همسر (۸۶٪ در برابر ۷۴٪) دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه سازگاری و صمیمیت زناشویی زنان با و بدون قربانی سوءاستفاده عاطفی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_107008.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه سازگاری و صمیمیت زناشویی زنان با و بدون قربانی سوءاستفاده عاطفی انجام شده است. روش پژوهش علی - مقایسه‌ای است.  جامعه آماری این پژوهش زنان متأهل 40-25 سال شهر تهران هستند که به یکی از مراکز مشاوره و خدمات روان‌شناختی شهر تهران اعم از کلینیک‌ها، مراکز بهزیستی، مراکز مرتبط با آموزش‌ و پرورش، مراکز وابسته به شهرداری و نیروی انتظامی مراجعه کرده اند. به روش نمونه‌گیری در دسترس 160 نفر، 80 نفر زنان قربانی سوءاستفاده عاطفی و 80 نفر زنان غیر قربانی اتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر ، پرسش‌نامه نیازهای صمیمیت زناشویی باگاروزی و پرسش‌نامه سو ء استفاده عاطفی گینی نیکارتی) بود. تحلیل داده‌های به‌دست‌آمده از پرسشنامه‌های مورد نظر در بر پایه روش تحلیل واریانس چند متغیره انجام شد. نتایج به دست آمده نشان داد که بین میانگین سازگاری (19. 9=F، 0. 01&amp;amp;gt;P ) و صمیمیت (25. 49=F، 0. 01&amp;amp;gt;P ) در دو گروه تفاوت معنادار وجود دارد. از این رو می‌توان نتیجه گرفت زنان قربانی سو استفاده عاطفی نمی‌توانند مانند زنان دیگر در زندگی زناشویی خود سازگاری و صمیمیت داشته باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زندگی مجدد با خانواده پدری بعد از طلاق: مطالعه کیفی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_107150.html</link>
      <description>زنان در دنیای پس از طلاق، با زندگی متفاوتی روبرو می‌شوند. برخی از آنها تصمیم می‌گیرند تا زندگی جدید و مستقلی برای خودشان بسازند و برخی دیگر بنا بر مسایل مختلف ترجیح می‌دهند به زندگی مجدد با خانواده پدری روی آورند. هدف پژوهش پیش‌رو بررسی پدیدارشناسانه زندگی مجدد با خانواده پدری بعد از طلاق است. روش‌شناسی پژوهش کیفی و از رویکرد پدیدارشناسی برای تبیین مقوله‌ها بهره گرفته شد. جامعه مورد هدف زنان مطلقه (متولدین بین سال‌های 1350 تا  1359 ) شهر تهران بودند که دارای فرزند نیستند. نمونه‌گیری از نوع گلوله‌برفی بوده است که بعد از مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با 25 نفر، اشباع نظری حاصل گردید. اعتبار داده‌ها از طریق باورپذیری( به معنای بازگرداندن داده‌ها به افراد برای تأیید) حاصل شد. مضامین اصلی شامل (مشکلات و چالش‌های اقتصادی، مسایل ارتباطی، اختلالات جسمی و روانی، مسایل فرهنگی و اجتماعی خانواده، عدم ایفای نقش پدر و مادری، چالش‌ با خانواده، مسایل جنسی، سرگرمی، پای‌بندی به اعتقادات مذهبی، قضاوت اطرافیان، بی‌اعتمادی) از تجربه زیسته بانوان حاصل شده است. تحلیل کلی نشان می‌دهد که تجربه زیسته‌ی زنان مطلقه دهه‌ی ۵۰ که پس از جدایی با خانواده زندگی می‌کردند، مجموعه‌ای از فشارهای چندلایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را در بر می‌گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین مدل نقش آفرینی والدانه در همشیران افراد با اختلال طیف اتیسم براساس عوامل مؤثر آن: یک مطالعه داده بنیاد</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_107185.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف کشف عوامل مؤثر بر نقش آفرینی والدانه در همشیران افراد با اختلال طیف اتیسم انجام گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی به روش داده‌بنیاد بود و گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند انجام گرفت. مشارکت‌کنندگان در پژوهش حاضر شامل تمام همشیران بالای 12 سال افراد با اختلال طیف اتیسم در شهر اصفهان در سال 1404 بود که به شکل جدی دارای نقش والدانه بودند نمونه‌گیری در مرحله‌ نخست به‌صورت هدفمند و با استفاده از پروتکل غربالگری و در مراحل بعدی، با رویکرد نمونه‌گیری نظری و به‌صورت هم‌زمان با فرآیند کدگذاری ادامه یافت. پس از مصاحبه با ۱۵ همشیر و حصول اشباع نظری، تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. بر اساس نتایج، 41 کد باز، 13کد محوری و 5 کد انتخابی شامل عوامل درون‌خانوادگی، عوامل برون‌خانوادگی، ویژگی‌های همشیر، عوامل فرهنگی- اجتماعی و عوامل مرتبط با فرآیند تشخیص ، شناسایی و مدل چندسطحی فشار-زمینه-آمادگی استخراج شد. یافته‌ها نشان داد نقش‌آفرینی والدانه پدیده‌ای دووجهی است که  می‌تواند به مسیرهای رشد و  آسیب‌زا منجر شود. این پژوهش پیشنهاد می‌کند مداخلات حمایتی نه با هدف حذف کامل این نقش، بلکه با هدف مدیریت تعادل بین جنبه‌های مثبت و منفی آن طراحی شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر پتأثیر پریشانی روان‌شناختی و خودکارآمدی والدگری بر کیفیت زندگی در مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی با نقش میانجی ادراک حمایت همسر</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_107186.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر پریشانی روان‌شناختی و خودکارآمدی والدگری بر کیفیت زندگی در مادران کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش‌فعالی با نقش میانجی ادراک حمایت همسر انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش‌فعالی شهر سبزوار در سال ۱۴۰۴ بود که ۲۱۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کوتاه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (۱۹۹۶)، مقیاس پریشانی روان‌شناختی کسلر (۲۰۰۲)، پرسشنامه خودکارآمدی والدگری دومکا (۱۹۹۶) و مقیاس حمایت در روابط صمیمانه دهل (۲۰۰۱) بود. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۷ و LISREL نسخه ۸/۸ تحلیل شدند. نتایج نشان داد پریشانی روان‌شناختی تأثیر منفی و معنادار و خودکارآمدی والدگری تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت زندگی  مادران کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش‌فعالی دارد. همچنین، ادراک حمایت همسر نقش میانجی معناداری در رابطه بین پریشانی روان‌شناختی و خودکارآمدی والدگری با کیفیت زندگی ایفا کرد. در نتیجه، توجه به کاهش پریشانی روان‌شناختی، تقویت خودکارآمدی والدگری و افزایش حمایت   همسر در طراحی مداخلات، آموزش والدین و ارائه حمایت‌های روان‌شناختی و خانوادگی می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی این مادران کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی برنامه صاف کردن دل‌هایمان و برنامه ارتباط زوجین بر صمیمیت زناشویی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_107234.html</link>
      <description>مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی برنامه صاف کردن دل‌هایمان (رویکرد فضیلت‌محور) و برنامه ارتباط زوجین (رویکرد مهارت‌محور) بر صمیمیت زناشویی انجام شد. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری را زوجین مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره ازدواج و خانواده در شهر سبزوار تشکیل دادند که از میان آنان 45 زوج (90 نفر) به‌صورت داوطلبانه انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش (هر گروه 15 زوج) و یک گروه کنترل (15 زوج) جایگزین شدند. برنامه صاف کردن دل‌هایمان در چهار جلسه دوساعته و برنامه ارتباط زوجین در ده جلسه 90 دقیقه‌ای به-صورت هفتگی اجرا گردید. زوج‌ها مقیاس صمیمیت (IS)  را تکمیل کردند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته بررسی شد. نتایج نشان داد هر دو برنامه صمیمیت زناشویی را بهبود می‌بخشند، اما برنامه صاف کردن دل‌هایمان در مرحله پس‌آزمون و پیگیری سه‌ماهه به‌طور معناداری مؤثرتر بود. یافته‌ها بر ارزش مداخلات کوتاه‌مدت مبتنی بر فضیلت‌‌های زناشویی تأکید می‌کند. این برنامه شیوه‌ای کارآمد برای به‌کارگیری فضیلت‌های زناشویی در موقعیت‌های تعارض‌آمیز است و زمینه را برای گشودگی نسبت به دیدگاه همسر فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های هم‌والدگری پس از طلاق پدران بدون حضانت: یک مطالعه پدیدارشناختی</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_107263.html</link>
      <description>نگرش‌ها و ایده‌ها درباره نقش حیاتی پدران بدون حضانت در گذار به هم‌والدگری مؤثر و حمایتی پس از طلاق طی چند دهه اخیر به‌طور قابل توجهی تغییر کرده است. این مطالعه با هدف شناسایی و تحلیل تجربیات پدران بدون حضانت در هم‌والدگری پس از طلاق، به روش ‌کیفی و با رویکرد پدیدارشناسانه انجام شده است. در این مطالعه دوازده نفر از پدران بدون حضانت با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌های حاصل از مصاحبه‌های نیمه‌ ساختاریافته، بر اساس روش پدیدارشناسانه کلایزی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده‌های کیفی به روش پدیدارشناسی توصیفی نشان داد که شش مضمون اصلی «آشفتگی‌ هیجانی، چالش‌های اقتصادی و تضادهای مالی، محدودسازی دسترسی و دروازه‌بانی، تضعیف، قطع پیوند و بیگانه‌سازی، چالش‌های سلامت روان» در داده‌ها برجسته هستند که می‌توانند راهکارهای نوآورانه‌ای را برای متخصصان خانواده و پژوهشگران ارائه دهند تا از هم‌والدگری پس از طلاق حمایت کنند و آنان را در مسیر دستیابی به هم‌والدگری حمایتی یاری نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایداری زندگی زناشویی در بستر تعارض و سازش</title>
      <link>https://jfr.sbu.ac.ir/article_107314.html</link>
      <description>پایداری زندگی زناشویی یکی از مفاهیم بنیادین در مطالعات خانواده است که اغلب در پژوهش‌های پیشین معادل با تداوم رسمی ازدواج یا عدم وقوع طلاق در نظر گرفته شده است. پژوهش حاضر با هدف فهم تجربه زیسته زنان از پایداری زندگی زناشویی در بستر تعارض و سازش انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. میدان پژوهش شامل 12 زن دارای تجربه تعارض زناشویی و مواجهه با تصمیم‌گیری درباره ماندن یا جدایی بود. همچنین ۴ مصاحبه تکمیلی شامل سه مشاور خانواده و یک مددکار اجتماعی برای درک زمینه‌ای فرایندهای مداخله‌ای انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق در بازه فروردین تا شهریور 1404 گردآوری شد. یافته‌ها نشان داد پایداری زندگی زناشویی در قالب طیفی از تجربه‌ها شامل پایداری تعلیقی، بازسازی پیوند عاطفی، تداوم نابرابری، وابستگی اقتصادی، رضایت ظاهری همراه با تردید، عادی‌سازی زندگی و محدود شدن روابط اجتماعی تجربه می‌شود. نتایج نشان داد پایداری لزوماً معادل رضایت یا کیفیت مطلوب رابطه نیست و می‌تواند هم‌زمان شامل ترمیم، تحمل یا فرسودگی باشد. در ارزیابی سازش زناشویی، علاوه بر شاخص‌های کمّی مانند کاهش طلاق، شاخص‌های کیفی همچون امنیت عاطفی، عدالت در روابط و کیفیت تجربه زیسته نیز مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
