دوره 13, شماره 1

بهار 1396

فهرست مطالب

علمی - پژوهشی

سبک هویت مجموعه‌ای از راهبردهای جست‌وجو، ارزیابی و تصمیم‌گیری‌هایی است که افراد در زندگی استفاده می‌کنند. هدف اصلی پژوهش حاضر، مطالعه نقش واسطه‌ای استحکام من در رابطه بین کنش‌وری ادراک شده خانواده و سبک‌های هویت در نمونه‌ای از دانش‌آموزان دبیرستانی بود. تعداد 237 دانش‌آموز (123 پسر، 114 دختر) از رشته‌های مختلف مقطع دبیرستان در این پژوهش شرکت کردند. شرکت‌کنندگان مقیاس‌های سبک‌های هویت، سنجش خانواده و استحکام من را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که کنش‌وری ادراک شده خانواده با استحکام من و سبک‌های اطلاعاتی و هنجاری هویت همبستگی مثبت معنادار (01/0P <) دارد. کنش‌وری ادراک شده خانواده و استحکام من با سبک هویت اجتنابی/ سردرگم همبستگی منفی معنادار (01/0P <) داشتند. نتایج تحلیل مسیر نیز نشان داد که استحکام من در رابطه بین کنش‌وری ادراک شده خانواده و سبک هویت اطلاعاتی نقش واسطه‌ای دارد. بر اساس یافته‌های این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که رابطه بین کنش‌وری خانواده و سبک‌های هویت من فرزندان یک رابطه ساده نیست. این رابطه تا حدودی از طریق نقش واسطه‌ای بعضی از ویژگی‌های شخصیتی، مثل استحکام من، شکل می‌گیرد.

محمدعلی بشارت, رزا شفیعی, عباس رحیمی نژاد
PDF
7-24

بسیاری از پژوهش‌های انجام شده در زمینه دلبستگی بیان کرده‌اند که تعاملات مراقب ـ کودک و واکنش‌های مراقب به کودک، نقشی اساسی در شکل‌گیری دلبستگی کودک ایفا می‌کنند. هدف این پژوهش تبیین چرخه انتقال بین‌نسلی سبک‌های دلبستگی بود که در این راستا به بررسی تأثیر سبک‌های فرزندپروری والدین و آسیب‌های کودکی بر سبک‌های دلبستگی فرزندان پرداخته شد. در این پژوهشِ پس رویدادی با طرح علی، 175 نفر از دانشجویان ایرانی به روش در دسترس از دانشگاه خوارزمی، تهران و علوم پزشکی البرز انتخاب شده و به ابزار پیوند والدین، پرسش‌نامه آسیب‌های کودکی و پرسش‌نامه سبک‌های دلبستگی بزرگسالان پاسخ دادند. داده‌ها به وسیله آزمون تحلیل واریانس، تحلیل میانجی و تحلیل مسیر مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که تفاوت در سبک‌های فرزندپروری والدین موجب تفاوت در سبک‌های دلبستگی فرزندان آن‌ها می‌شود. نتایج تنها از رابطه بین دو مؤلفه مراقبت و کنترل والدین با شاخص اجتناب دلبستگی حمایت کردند و بین این مؤلفه‌ها با شاخص اضطراب، رابطه‌ای مشاهده نشد. از طرفی آزار عاطفی ادراک شده‌، در رابطه بین مؤلفه‌های فرزندپروری والدین و شاخص اجتناب دلبستگی فرزندان، میانجیگری می‌کند. نهایتاً به مدلی دست یافتیم که چگونگی تأثیر هم‌زمان دو عامل مراقبت و کنترل بر شاخص اجتناب، با میانجیگری آسیب‌های ادراک شده کودکان را نشان می‌دهد.

مهسا اکبریان فیروزآبادی, علی بهاری, شهرام محمدخانی
PDF
25-45

دیدگاه مادران درباره پدیده کنار هم­ خوابیدن براساس نظریه آشیانه رشدی سوپر و هارکنس بررسی شد. با 13 مادر دارای حداقل یک کودک 3 تا 6 ساله، در دو گروه کنارهم خواب و جداخواب، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. از رویکرد کیفی پدیدارشناسی و شیوه تحلیل کلایزی استفاده شد و پاسخ­ ها بر اساس خرده سیستم ­های نظریه آشیانه رشدی، مفهوم­ بندی شدند. در بخش موقعیت فیزیکی، نقش همشیرها در جداخوابی و غیبت مکرر پدر یا رضایت وی در کنار هم­ خوابیدن مطرح شد. در حوزه آداب و رسوم فرهنگی و روان­شناسی مراقب نیز با وجود اعتقاد هر دو گروه بر نقش کنار هم­خوابیدن در ایجاد رابطه عاطفی، مادران جداخواب در خواباندن کودک در اتاق خودش در جهت کسب استقلال کودک و کاهش ترس از تنهایی او، تلاش می­ کردند. در هر دو گروه نگرانی از تأثیر آگاهی زودهنگام کودک از روابط جنسی و تأثیر وضعیت خلق و خوی کودک در انتخاب نحوه خواباندن مطرح شد. والدین برای شکل­ گیری رابطه عاطفی قوی، کنار هم­ خوابیدن را تا پایان شیرخوارگی و گاهی تا پیش ­دبستانی، ضروری می­دانند. تمایل آن­ها بر جداسازی کودک پیش­ دبستانی به دلیل کاهش وابستگی و جلوگیری از آگاهی کودک از روابط جنسی است. در دیدگاه مادران، کنار هم­ خوابیدن تا سن دبستان پدیدۀ نابهنجاری تلقی نمی ­شود.

شهره رحیمیان, راحله مداح شورچه, زهرا طبیبی
PDF
47-66

هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد (اکت) به مادران بر افسردگی کودکان مبتلا به شکاف لب و کام بود. روش پژوهش مورد منفرد و به صورت مداخله انفرادی بوده است. تعداد افراد جامعه 65 نفر از کودکان مبتلا به شکاف لب و کام استان اصفهان بود. در این پژوهش مهارت‌های فرزندپروری اکت به مادران 5 کودک مبتلا به شکاف لب و کام آموزش داده شد. کودکان مورد مطالعه در غربال‌گری صورت گرفته حد نصاب نمره را کسب کرده بودند. پس از سه جلسه خط پایه برای هر کودک، مادران در 8 جلسه درمانی انفرادی آموزش فرزندپروری اکت شرکت نمودند و بعد از هر جلسه افسردگی کودکان مورد سنجش قرار گرفت. سه جلسه پیگیری 15 روزه، یک و سه ماهه جهت آزمون سطح افسردگی کودکان برگزار گردید. ابزار سنجش افسردگی کودکان کواکس (1981) بود. یافته­ ها بر اساس تحلیل دیداری و شاخص­ های آماری توصیفی تجزیه و تحلیل شد. مداخله مورد نظر در  متغیر افسردگی اثربخش بوده است. با توجه به نتایج، می‌توان آموزش فرزندپروری اکت به مادران را روش مؤثری برای کاهش افسردگی کودکان دچار شکاف لب و کام در نظر گرفت و با مداخله به‌هنگام افسردگی آن­ها را بهبود بخشید.

محمد صالح فقیهی, محمد باقر کجباف
PDF
67-89

در این پژوهش، ساختار عاملی و اعتبار نسخه فارسی پرسشنامه شیوه های فرزندپروری بامریند، در بین 576 نفر از مادران دانش آموزان دوره ابتدایی شهر تهران تعیین شده است که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. این پژوهش، با توجه به ماهیت موضوع و اهداف آن، یک تحقیق توصیفی بر اساس روش های روانسنجی است. ساختار عاملی پرسشنامه، بر اساس شاخص های برازش و شاخص های بهبود در تحلیل عاملی تاییدی توسط نرم افزار AMOS مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها نشان داد در پرسشنامه شیوه های فرزندپروری به استثنای ماده های 24، 8، 13 و 18، بقیه ماده ها عوامل از پیش تعیین شده پرسشنامه را می سنجند و سوالات پرسشنامه، دارای روایی نسبتا مطلوبی هستند. همچنین برای محاسبه اعتبار کل پرسشنامه از آلفای طبقه ای و برای محاسبه اعتبار خرده مقیاس ها از ضریب گاتمن استفاده گردید. نتایج نشان دهنده اعتبار نسبتا خوب پرسشنامه و خرده مقیاس های آن می باشد.


اصغر مینائی, سپیده نیک زاد
PDF
91-108

در دهه ­های اخیر دگرگونی­ های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و به دنبال آن دگرگونی­ هایی که در شکل و وظایف خانواده و انتظارات افراد از ازدواج و زناشویی پدید آمده است، نهاد خانواده و زناشویی را با چالش ­ها و تعارضاتی متفاوت و مضاعف نسبت به گذشته دست به گریبان ساخته است که از نتایج چنین وضعیتی سستی روابط زناشویی، تضاد و طلاق در جامعه ایران است. بر این اساس، در مقاله حاضر که به شیوه فراتحلیل و استنتاج مبتنی بر تحلیل مفاهیم و مفهوم­ پردازی مجدد نتایج پژوهش­ های پیشین انجام شده است، سعی شده است با تکیه بر رویکردهای نظری مختلف و به‌ویژه نظریه کنش متقابل نمادین، به عنوان تبیین‌کننده اصلی و به‌کارگیری مفهوم «پارادایم زناشویی»، به عنوان حلقه گم‌شده مطالعات پیشین در این حوزه، مدلی مناسب و در عین حال متفاوت برای تبیین تعارضات زناشویی ارائه گردد. این مدل، تعارضات زناشویی را بر اساس تضاد پارادایمی میان زوجین توضیح می­ دهد و ایده اساسی آن این است که تعارضات زناشویی نه نتیجه یک یا چند عامل ثابت و مشخص، بلکه محصول برخورد پارادایم‌های مخالف (یا متفاوت) با هم است.

 

 

 

اسماعیل جهانی دولت آباد
PDF
109-130

هدف این پژوهش، ارایۀ یک چارچوب نظری و مدل پارادایمی از برساخت‌های شخصی همسران خیانت دیده از بخشایش همسر در زندگی آنهاست. به این منظور از روش‌شناسی کیفی و نظریه زمینه‌ای استفاده شده است و از طریق نمونه‌گیری هدفمند پس از انجام 20 مصاحبه عمیق با مشارکت‌کنندگان که شامل 13 زن و 7 مرد مراجعه کننده به مراکز مشاوره در شهر اصفهان است به اشباع نظری رسید. مشارکت‌کنندگان افرادی هستند که همسر آنها (زن  یا مرد) مرتکب خیانت شده و آنان نیز خطای او را بخشیده‌اند. برای دستیابی به چارچوب نظری از طریق 3 مرحلۀ کدگذاری، بیش از 170 گزاره معنادار، 34 خرده مقولات، 14 مقولۀ اصلی و یک مقولۀ هسته با عنوان «بخشایش به مثابه بازنمایی انسانی، معنوی و اجتماعی هدفمند و عقلانی برای بقای زندگی مشترک در قالبی فایده‌انگارانه» استخراج شد. این چارچوب نظری مطرح می‌کند که ترس از عدم بخشایش هزینه‌های بیشتری را به افراد متحمل می‌کند و پذیرش مقوله بخشایش مطلوب‌‌ترین و اجتناب ‌‌ناپذیرترین راهبرد برای حل مسائل شخصی و خانوادگی، در دسترس همسران خیانت دیده است. آنها با ارایه و نمایش یک بخشایش انسانی، معنوی و عقلانی هدفمند در راستای حفظ و بقای زندگی مشترک سرمایه­ گزاری می‌کنند.

علیرضا رفیعی, مهرداد کلانتری, حمیدطاهر نشاط‌دوست, حمیدرضا عریضی
PDF
131-152

هدف این پژوهش، ارزیابی مدل رابطه بین ابعاد دلبستگی ناایمن به عنوان میانجی­ های خانواده اصلی و رضایت زناشویی در پرستاران متأهل شهر اهواز بود. این مطالعه توصیفی ـ همبستگی است. گروه نمونه شامل 198 پرستار می‌باشد که با توجه به ملاک­های ورود و خروج به روش نمونه‌گیری هدفمند ـ داوطلب از بیمارستان­های شهر اهواز برگزیده شدند و مقیاس­ های خانواده اصلی و رضایت زناشویی و پرسش‌نامه تجارب در روابط نزدیک تکمیل کردند. داده­ ها با استفاده از روش ­های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون نشان داد که همبستگی مثبت و معناداری بین خانواده اصلی با رضایت زناشویی و همبستگی منفی و معناداری بین ابعاد دلبستگی ناایمن (اجتنابی و اضطرابی) با رضایت زناشویی وجود دارد (05/0 < p). هم‌چنین تحلیل رگرسیون سلسله‌مراتبی با روش بارون و کنی و آزمون سوبل نشان داد که ابعاد دلبستگی ناایمن (اجتنابی و اضطرابی) میانجی­ های منفی بین خانواده اصلی و رضایت زناشویی هستند.

غلامرضا رجبی, رضوان کرد عزیزپور محمدی, منوچهر تقیپور
PDF
153-169