دوره 12, شماره 4

زمستان 1395

فهرست مطالب

علمی - پژوهشی

در نظام حقوقی ما، روابط مالی زوجین مبتنی بر اصل «استقلال دارایی» نظام یافته و با تدابیر مالی ویژه­ای هم‌چون «نفقه»، «مهریه» و «اجرت­ المثل»، تکمیل شده است. با تحلیل جزء به جزء این عناصر، به نظر می­ رسد که عملکرد آن­ها در کنار یکدیگر چندان مطلوب نیست، چرا که ناتوان از برآورده ساختن یکی از مهم­ترین خواسته­­ های خانواده­ امروز یعنی «برابری دو رکن هم‌طراز زن و مرد» بوده و جایگاه اقتصادی متعادلی را برای طرفین برقرار نمی­ سازند. در راستای اصلاح این ساختار، با توجه به نقش هر یک از زوجین در خانواده امروز و هم‌چنین با نظر به تجربیات موفق سایر نظام­ های حقوقی، می‌توان به تعریف یک رژیم مالی منسجم پرداخت که در جهت ایجاد تعادل اقتصادی میان زوجین و برابر ساختن سطح اقتصادی آنان در دوران زندگی مشترک و پس از آن، کارساز است. رژیم «اشتراک دارایی زوجین» علاوه بر قابلیت انطباق با نظام اجتماعی ما، با اصول حقوقی نیز سازگار به نظر می ­رسد. در نتیجه می­ توان آن را حداقل به عنوان یک مکمل در کنار رژیم مالی موجود معرفی کرده و امکان انتخاب آن را برای زوجین فراهم ساخت.

محمد روشن, زکیه نعیمی
PDF
529-553
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش سرمایه فرهنگی زوج‌ها در رضایت زناشویی زنان متأهل انجام شد. روش تحقیق پیمایشی است و جامعه آماری را زنان متأهل 15 تا 54 ساله شهر یاسوج تشکیل می‌دهند که 380 نفر از آنان به روش نمونه ­گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق جهت سنجش رضایت زناشویی پرسش‌نامه انریچ و جهت سنجش سرمایه فرهنگی از پرسش‌نامه پژوهشگر استفاده شده است که با استفاده از اعتبار صوری تعیین اعتبار گردید و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ مورد محاسبه قرار گرفت. یافته ­ها نشان می­ دهند رضایت زناشویی زنان در سطح متوسط رو به بالاست. هم‌چنین بین سرمایه فرهنگی عینیت‌یافته زنان، سرمایه فرهنگی عینیت‌یافته، تجسم‌یافته و نهادی‌شده همسر با رضایت زناشویی زنان رابطه معنادار وجود دارد. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که مجموع دو متغیر سرمایه فرهنگی عینیت‌یافته همسر و سرمایه فرهنگی تجسم‌یافته همسر قادرند %8 از تغییرات متغیر رضایت زناشویی زنان را تبیین نمایند. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد، داشتن سرمایه فرهنگی می­ تواند در روابط زناشویی برای طرف مقابل انرژی عاطفی تولید نماید. حال این انرژی عاطفی تولید شده به نوبه خود می­ تواند در شکل رضایت یا عدم رضایت زناشویی باشد.
مریم مختاری, سیروس احمدی, محبوبه حجتی نیا
PDF
555-574

تصمیم به طلاق به متغیرهای فردی و بین فردی بستگی دارد. ویژگی ­های شخصیتی و طرحواره‌های ناسازگار اولیه عوامل فردی مهمی هستند که در کنار کارکرد خانواده به عنوان یک عامل بین فردی در کنارآمدن با مشکلات زندگی نقش مهمی ایفا می­ کنند و می‌توانند تعیین کننده گرایش یا عدم گرایش زوجین به سمت طلاق باشند. نمونه پژوهش 285 نفر از زوجین متقاضی طلاق (147 نفر) و عادی (138 نفر) بودند که به شیوه نمونه­ گیری هدفمند از مناطق مسکونی و دادگاه­ های خانواده شهر تهران انتخاب شده، و پرسشنامه­ های ویژگی­ های شخصیتی، طرحواره­ های ناسازگار اولیه، و کارکرد خانواده را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که دو گروه در طرحواره­ های ناسازگار اولیه (محرومیت هیجانی، رهاشدگی و طرد، بی اعتمادی، بدبینی و بازداری هیجانی)، ویژگی­ های شخصیتی (روان رنجور خویی، تجربه گرایی، توافق پذیری، و با وجدان بودن)، و کارکرد خانواده (حل مسئله، نقش ­ها، و کنترل رفتار) با یکدیگر تفاوت دارند. تحلیل رگرسیون لجستیک نیز نشان داد که 34 تا %45 تقاضای طلاق توسط خرده مقیاس های فوق تبیین می ­شود. به نظر می­رسد که توجه به چنین متغیرهایی در پیشگیری اولیه و ثانویه نقش مهمی داشته و لازم است که روان­شناسان و مشاوران در محیط­ های بالینی و مشاوره­ای به این متغیرها توجه کنند. 

محسن دهقانی, نسرین اسماعیلیان
PDF
575-592

مطالعه حاضر، با هدف بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر مثبت­ اندیشی در ارتقای فرآیندهای خانواده و بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار انجام پذیرفت. این پژوهش از نوع شبه­ آزمایشی با طرح تحقیق پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه کنترل بود و جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان سرپرست خانوار شهر چهارباغ استان البرز تشکیل می­ دادند که حداقل یک فرزند محصل در دوره ابتدایی داشتند. نمونه مورد مطالعه شامل 50 نفر از این جامعه بود که به روش نمونه­ گیری در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه 25 نفری (آزمایش و کنترل) قرار گرفتند. اعضای هر دو گروه نسبت به تکمیل مقياس خودگزارشي فرآيند خانواده و پرسش‌نامه‌ بهزيستي ذهني اقدام نمودند. سپس، هشت جلسه دوساعته مداخله آموزشی مثبت­ اندیشی برای گروه آزمایش برگزار شد و پس از آن، هر دو گروه مجدداً ارزیابی شدند. داده ­ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس تحلیل گردید. یافته­ ها نشان داد که آموزش مهارت‌های مثبت‌اندیشی به­ صورت معناداری موجب ارتقای فرآیند خانواده در اعضای گروه آزمایش شده، اما در میانگین نمرات بهزیستی ذهنی آن­ها تفاوت معناداری ایجاد نشده است. بنابراین، می ­توان گفت که بسته آموزش مثبت ­اندیشی قابلیت بهبود عملکرد خانواده در خانواده ­های­ تحت سرپرستی مادر را دارد، اما افزایش بهزیستی ذهنی در این گروه آسیب­ پذیر، مستلزم غنی ­سازی برنامه مداخله­ ای و انجام پژوهش­ های جامع­­ تر است.

محمد خدایاری فرد, سعید زندی, منصوره حاج حسینی, باقر غباری بناب
PDF
593-612
جهانی‌ شدن واقعیتی غیرقابل انکار است و مفهوم‌شناسی آن با توجه به پیچیدگیِ ابعاد آن دشوار است. در جهانی ‌شدن سخن از فرو ریختن مرزهاست؛ لذا بحث از جهانی ‌شدن حقوق زنان که با فرهنگ و سنت و ارزش‌های اخلاقی یک جامعه عجین شده، امری خطیر است. ابتدا با توجه به واژه‌شناسی جهانی ‌شدن، مفهوم جهانی ‌شدن تبیین می­شود. سپس سه رویکرد سنتی، اصلاحی یا بینابینی و رویکرد نواندیشان دینی که مواضع گوناگونی نسبت به جهانی ‌شدن حقوق زنان اتخاذ نموده‌اند، تعریف و تحلیل می‌شوند. این رویکردها، متوجه جهانی شدن حقوق زنان به معنایِ نیل به مقررات و قوانین همسان است که در کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان متبلور شده است. البته رویکردهای مذکور همگی با بینشی مؤمنانه به بحث می‌پردازند و رویکردهای خداناباور، خروج موضوعی دارند. در نهایت، به نظر می‌رسد؛ با نگرشی که منبعث از دیدگاه نواندیشان دینی است و با حفظ دغدغه‌ای که رویکرد اصلاحی برای محافظت از ارزش‌های دینی دارد، می‌توان ساز و کارهایی را تبیین کرد که از یک سو به بنیان‌های مذهبی آسیب نرساند و از سوی دیگر مسیر جهانی شدن حقوق زنان را هموار سازد.
محمد تقی رفیعی, مجید دباغی
PDF
613-647
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه جو عاطفی خانواده و کنترل عواطف با گرایش به اعتیاد انجام گرفت. در این پژوهش جامعه آماری شامل کلیه 7500 شهروند ساکن در شهرک قلعه از توابع شهرستان قروه می باشد. به روش نمونه­ گیری تصادفی ساده 323 نفر در گروه نمونه این پژوهش قرار گرفتند. ابزارهای اندازه‌گیری این پژوهش شامل پرسش‌نامه جو عاطفی خانواده، پرسش‌نامه کنترل عواطف، و پرسش‌نامه گرایش به اعتیاد می باشند. یافته  ­های تحقیق نشان داد که بین جو عاطفی خانواده با گرایش به اعتیاد و مؤلفه­ های آن رابطه معنادار وجود دارد. هم‌چنین بین کنترل عواطف و گرایش به اعتیاد نیز رابطه معناداری وجود دارد. در زمینه رابطه بین مؤلفه­ های کنترل عواطف با گرایش به اعتیاد نیز به‌جز مؤلفه خشم، سایر مؤلفه ­ها (خلق افسرده، اضطراب و عاطفه مثبت) با گرایش به اعتیاد رابطه معنادار وجود دارد. در مجموع بین جو عاطفی خانواده و کنترل عواطف با گرایش به اعتیاد رابطه وجود دارد. هم‌چنین جو عاطفی خانواده پیش­بینی‌کننده خوبی برای گرایش به اعتیاد است. اما کنترل عواطف نمی­ تواند پیش‌بینی‌کننده خوبی برای گرایش به اعتیاد باشد.
سالار عبدالملکی, ابوالفضل فرید, رامین حبیبی کلیبر, سیدمرتضی هاشمی, آیت قدوسی نژاد
PDF
649-662

پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر نقش میانجی ارزیابی­ های فرزندان از تعارضات بین والدینی در رابطه با تعارضات زناشویی و تعارضات والد-نوجوان انجام شد. روش پژوهش حاضر، توصیفی-همبستگی است و جامعه آماری در این پژوهش، دانش­ آموزان شهرستان قدس استان تهران است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله­ ای،700 نفر از آن­ها انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، پرسش‌نامه تعارض والد نوجوان، مقیاس تعارضات زناشویی و مقیاس ارزیابی­ های فرزندان از تعارضات بین والدین بودند. نتایج تحلیل مدل­ یابی معادلات ساختاری نشان داد که مدل نظری پژوهش که وارد مدل شده بود، دارای شاخص­ های برازش مناسبی با داده ­ها می باشد. به این معنی که می توان متغیر ارزیابی نوجوانان از تعارضات بین‌والدینی را به عنوان متغیر میانجی در رابطه بین تعارضات زناشویی و تعارضات والد-نوجوان شناخت. همچنین در این مدل تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم برای پیش­بینی تعارضات والد-نوجوان معنی‌دار به دست آمد. بنابراین تعارضات زناشویی با در نظر گرفتن عوامل میانجی در پیش­بینی تعارضات والد-نوجوان نقش دارد. همچنین می ­توان بیان کرد که مدل بافتی-شناختی قابلیت تبیین تعارضات والد-نوجوان را دارد.

ایرج مختارنیا, علی زاده محمدی, مجتبی حبیبی, فروزان میرزایی فر
PDF
663-682

پژوهش حاضر به منظور پیش‌بینی و بررسی ارتباط میان ابعاد والدگری و رابطه والد ـ کودک با مشکلات رفتاری برونی­ سازی و درونی ­سازی‌شده انجام گرفت؛ و روش آن به صورت توصیفی ـ همبستگی طراحی شد. نمونه مورد پژوهش را تعداد 413 نفر از دانش‌آموزان تک فرزند و چند فرزند پایه اول تا ششم مدارس ابتدایی شهرستان یزد (141 تک­فرزند، 121 دو فرزند، 101 سه فرزند و 50 چهار فرزند و بیشتر) به همراه والدین­شان تشکیل دادند که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند. از سیاهه رفتاری کودکان (CBCL)، پرسش‌نامه ابعاد والدگری آلاباما (APQ)، مقیاس رابطه والد ـ کودک (PCRS) به همراه فرم اطلاعات جمعیت‌شناختی محقق ­ساخته، برای جمع­آوری داده ­ها استفاده شد. نتایج رگرسیون خطی گام به گام نشان داد از میان مهارت ­های والدگری، ابعاد فقر نظارت و تنبیه جسمانی در تبیین مشکلات درونی‌سازی­ و ابعاد مشارکت و تنبيه جسماني، در تبیین مشکلات برونی‌سازی کودکان، نقش پیش­ بینی­ کننده­ تری دارند. از زیرمقیاس­ های رابطه والد ـ کودک، مؤلفه وابستگی در پسران و مؤلفه تعارض در دختران توانایی پیش‌بینی مشکلات درونی­ سازی و مؤلفه تعارض هم در پسران و هم در دختران توانایی پیش‌بینی مشکلات برونی ­سازی‌شده را دارد.

سید عباس ساطوریان, کارینه طهماسیان, محمدرضا احمدی
PDF
683-705