دوره 12, شماره 1

بهار1395

فهرست مطالب

علمی - پژوهشی

در سال­های اخیر مطالعات گسترده­ در زمینه فرهنگ و والدگری نشان داده که اهداف و ارزش­ های فرزندپروری والدین منجر به تفاوت­ هایی در رفتارهای والدگری آن­ها خواهد شد. پژوهش حاضر با هدف مشاهده الگوی تعامل مادران ایرانی در یک موقعیت بازی طراحی شد. پژوهش از نوع مطالعات کیفی بوده و 30 زوج مادر و کودک (15 دختر و 15 پسر) به­ صورت هدفمند انتخاب شدند. برای مشاهده تعامل مادر ـ کودک، یک موقعیت بازی طراحی و توسط دوربین فیلم برداری ثبت شد. داده های مشاهده ­ای بر اساس روش­ های تجزیه و تحلیل کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. از طریق کدگذاری و مقوله­ بندی داده ­های مشاهده­ ای، الگوهای رفتاری کلامی (مثبت، منفی و تسهیل گرانه) و غیرکلامی (مثبت، منفی و ارتباطی) در تعامل والد-کودک استخراج، و توسط پژوهشگر نام­گذاری شدند. بر اساس نمره گذاری کدهای مشخص شده، رفتارهای کلامی تسهیل­ گرانه و رفتارهای غیرکلامی منفی بیشترین فراوانی را داشتند. مجموعه رفتارهای مادران که جریان بازی را برای کودک تسهیل و از فعالیت عملی و ذهنی او می ­کاهد رفتارهای تسهیل­ گرانه نام­گذاری شدند، که این رفتارها بیشترین فراوانی را در میان مادران ایرانی داشتند. بر اساس پژوهش­های مشابه انجام شده، رفتار والدگری مادران ایرانی به فرهنگ ­های ژاپنی، چینی و لاتینی شباهت بیشتری نسبت به مادران آمریکایی، بریتانیایی و استرالیایی داشت.

حمیده زارع, کارینه طهماسیان, شهلا پاکدامن, نگار داوری اردکانی, طاهره رحیمی
PDF
7-25

پژوهش حاضر با هدف تأثیر آموزش آگاهی‌ سیال به مادران بر بهبود روابط والد ـ فرزند با همایندی خودکارآمدی در فرزندان انجام شد. جامعه آماری پژوهش را دانش‌آموزان سال اول مقطع متوسطه شهرستان بهارستان در سال تحصیلی 94-93 به همراه مادران‌شان تشکیل می‌دادند. به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای همراه با مصاحبه، تعداد 24 نفر از دانش‌آموزان به همراه مادران‌شان به عنوان نمونه پژوهش انتخاب ‌شدند و به ‌طور تصادفي به دو گروه (12 نفره) آزمايشي و گواه تقسیم شدند. ابزار این پژوهش پرسش‌نامه­های تعارضات والد ـ فرزند اشتراوس (2002) (فرم مادر و فرم فرزند) و خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران (1982) بود. آموزش آگاهی سیال روی مادران گروه آزمایش به مدت 8 جلسه هفتگی 120 دقیقه‌ای اجرا شد. در اين تحقيق از طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه كنترل و پیگیری 90 روزه استفاده شد. تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها نیز از طريق آزمون تحليل کواریانس و تحلیل واریانس صورت گرفت. نتایج نشان داد که آموزش آگاهی سیال به مادران موجب بهبود روابط والد ـ فرزند و ابعاد آن (افزایش مهارت استدلال و کاهش پرخاشگری کلامی و فیزیکی) بین مادران و پسران می‌گردد. هم‌چنین نتایج نشان داد که بهبود روابطی که نتیجه آموزش آگاهی سیال بود خودکارآمدی فرزندان را افزایش داد.

موسی ریاحی, معصومه اسمعیلی, سمیه کاظمیان
PDF
27-52

پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازی‌درمانی بومی ‌شده بر کاهش شدت نشانه‌های کاستی توجه و فزون کنشی/تکانش‌گری کودکان ADHD در دوره‌ پیش‌دبستان انجام شد. روش پژوهش کاربردی و نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون همراه گروه گواه بود. به همین منظور با استفاده از روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای در دسترس، تعداد 24 نفر از مادران کودکان پیش‌دبستانی دارای اختلال ADHD انتخاب شدند و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایشی در 10 جلسه بازی‌درمانی بومی‌سازی (LPT) شده شرکت داده شده و گروه گواه بدون دریافت آموزش در نوبت انتظار قرار گرفتند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسش‌نامه ADHD وندربیلت ـ فرم والد (ول ریچ و همکاران، 1997) و مصاحبه بالینی نیمه ساختار یافته بود. برای تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها از مدل آماری تحلیل واریانس اندازه‌گیری‌های مکرر استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات کاستی توجه و فزون‌کنشی/تکانش‌گری گروه آزمایش و گواه در مرحله پس‌آزمون و پیگیری تفاوت معنادار وجود داشت. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که مداخلات خانواده محور مبتنی بر بازی‌درمانی بومی‌سازی شده بر نشانه‌های توجه و فزون‌کنشی/ تکانش‌گری کودکان پیش‌دبستانی دارای اختلال ADHD تأثیر دارد. دستاورد چنین پژوهشی می‌تواند به ‌عنوان یک روش درمانی در اختیار متخصصان و والدین کودکان دارای ADHD قرار گیرد.

سعید رحیمی پردنجانی, باقر غباری بناب, غلامعلی افروز, سالار فرامرزی
PDF
53-68
پژوهش حاضر با هدف مقایسه مهارت­هایاجتماعی،سلامتروانی و عملکردتحصیلی در فرزندان با والدینمطلقه،متقاضیطلاق و عادی صورت گرفت. نمونه پژوهش 481نفر از فرزندان دارای والدین مطلقه و 419 نفر از فرزندان با والدین متقاضی طلاق بودند که با 500 نفر از فرزندان با والدین عادی همتا شدند.آزمودنی­ها به پرسش‌نامه­های مهارت­های اجتماعی ماتسون و سلامت روانی گلدنبرگ پاسخ دادند و برای عملکردتحصیلی نیز از معدل مندرج در پرونده تحصیلی استفاده شد. داده­ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی شفه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد نمرات جسماني­سازي علائم، اضطراب، اختلال در عملكرد اجتماعي، افسردگي و اختلال رواني كلي به طور معناداری در فرزندان با والدین مطلقه و متقاضی طلاق بیشتر از فرزندان با والدین عادی بوده و مؤلفه­های اختلال در عملکرد اجتماعی، افسردگی و اختلال روانی کلی در فرزندان با والدین متقاضی طلاق بیشتر از فرزندان با والدین مطلقه است. نمرات عملکرد تحصیلی و مهارت­های اجتماعی در فرزندان عادی بیش از فرزندان والدین مطلقه و فرزندان والدین مطلقه بیشتر از فرزندان والدین متقاضی طلاق می­باشد. بنابراین با توجه به آسیب­ها و پیامدهای طلاق بر فرزندان، باید تدابیر لازم برای به حداقل رساندن این آسیب­ها را به کار برد.
حسین قمری گیوی, بهنام خشنودنیای چماچایی
PDF
69-92

روایات گوناگونی در حوزه رفتار با کودکان در دست هست که فهم رایج از آن‌ها بر جواز تنبیه بدنی کودک در خانواده دلالت دارد. هرچند برخی روایات نیز والدین را از چنین رفتاری منع کرده‌اند. با تأمل در متن روایات مذکور، "ضرب" را باید اصلی‌ترین و پرکاربردترین کلمه‌ای دانست که معنای زدن از آن برداشت شده است. عنایت به موارد استعمال واژه "ضرب" در قرآن، روایات و زبان عرب، مصادیق مختلفی از معنای عام "وقوع هر عمل" را برای واژه "ضرب" مکشوف می‌سازد که می‌توان از آن به "اقدام کردن و انجام دادن هر عمل" تعبیر کرد. بر این پایه در طیف گسترده‌ای از کاربردهای مطلق این واژه (بدون حرف اضافه) معانی سرپرستی، اقدام مالی، ارشاد و پرورش برای کودکان محتمل است. لذا به ‌نظر می‌رسد انحصار معنای تنبیه بدنی برای "ضرب" در تمامی روایات ضرب کودکان، بدون نظرداشت معانی مذکور، زمینه‌ساز برداشت نادرست از این روایات شده است.

حمیدرضا بصیری, زهرا بشارتی
PDF
93-113
ازدواج در اغلب جوامع امروزی، و به­ویژه در جوامع سنتی، نقطه آغاز زوجیت و خانواده است که با تولد فرزند کامل می­شود. این حق هم در میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مورد اشاره قرار گرفته که این خود حاکی از انفکاک ناپذیری حقوق بشر است. ازدواج کودکان به دلیل شیوع و آثار غیرقابل جبرانی که بر وضعیت آنان و به­ویژه کودکان دختر دارد یکی از دغدغه­های جامعه بین­المللی است که در اسناد بین­المللی حقوق بشر با تأکید بر اهمیت تعیین حداقل سن ازدواج و ارتباط آن با رضایت به ازدواج به آن پرداخته شده است. به­موجب این اسناد کشورهای عضو ملزم به تعیین حداقل سن برای ازدواج هستند که این سن باید به­گونه­ای تعیین گردد که رضایت شخص به ­ازدواج بتواند معتبر تلقی شود. البته صرف تعیین این سن و جرم­انگاری ازدواج زودهنگام و اجباری بدون پرداختن به ریشه­های آن نه تنها این معضل را حل نمی­کند بلکه می­تواند سایر حقوق فرد را تحت­الشعاع قرار دهد. در این مقاله با مروری بر این اسناد و نظریات تفسیری علاوه بر مشخص نمودن جزییات آن‌ها به وضعیت نظام حقوقی ایران در این خصوص اشاره و پیشنهاداتی ارائه خواهد شد.
ماهرو غدیری
PDF
115-139
پژوهش حاضر با هدف بررسی خصوصیات روان‌سنجی نسخه فارسی مقیاس سنجش رابطه انجام شد. بدین منظور نمونه­ای شامل 315 نفر (116 مرد و 199 زن) از افراد متاهل ساکن شهر تهران با استفاده از روش نمونه­گيري داوطلبانه انتخاب شدند که به مقیاس­های سنجش رابطه، رضایت زناشویی کانزاس، رضایت از زندگی و پرسشنامه شادکامی آکسفورد پاسخ دادند. نتایج تحليل عاملي اكتشافي و تأییدی نشان داد که ساختار عاملی مقیاس سنجش رابطه تک عاملی است. همسانی درونی مقیاس در کل نمونه برابر با 88/0 بود. همبستگی معنا­دار بین نمرات مقیاس سنجش رابطه با نمرات مقیاس رضایت زناشویی کانزاس، رضایت از زندگی و شادکامی آکسفورد بیانگر روایی همگرای مناسب مقیاس بود. هم­چنین نتایج پژوهش نشان داد که بین میانگین نمرات رضایت رابطه مردان و زنان تفاوت معنی­داری وجود ندارد. نتایج نشان داد که این مقیاس، ابزاری معتبر و روا در اندازه­گیری رضایت زناشویی است.
غلامرضا دهشیری, سیده فاطمه موسوی
PDF
141-154

هدف از انجام اين پژوهش بررسی رابطه سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار اولیه با اختلال عملکرد جنسی بود. براساس پژوهش همبستگی و اجرای بر روی 125 نفر از دانشجویان زن متاهل شاغل به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال 1392 که براساس نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای و روش هدفمند انتخاب شده بودند، اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه سبك دلبستگي هازن و شيور، پرسشنامه طرحواره هاي ناسازگارانه اوليه يانگ (فرم كوتاه) و پرسشنامه ارزيابی عملکرد جنسی جمع آوری شد. طبق یافته های این مطالعه بین متغیرهای مورد مطالعه و متغیر عملکرد جنسی همبستگی معنادار وجود دارد. در نتیجه، شواهد برای پذیرش فرضیه تحقیق کافی است. هرچند، تنها دو متغیر بریدگی و طرد و سبک دلبستگی اجتنابی با متغیر عملکرد جنسی همبستگی معنادار داشتند.

مالک میرهاشمی, فرزانه صادقی بیدمشکی
PDF
155-169