دوره 10, شماره 1

بهار1393

فهرست مطالب

علمی - پژوهشی

حقوق ازدواج به عنوان بخش جدایی­ناپذیر نهاد مقدس خانواده، ابزار سیاستی است که با وضع ضمانت‌های اجرایی خاص خود، سعی می­کند استانداردهای مطلوب رفتاری زوجین فعلی و آتی را مشخص نماید. به عبارت دیگر سعی دارد وضعیت نهاد خانواده و بازیگران آن را به سمتی سوق دهد که حتی­الامکان منطبق بر الگوی مورد قبول عقل جمعی و شرع حاکم بر آن جامعه باشد. وضع این استانداردها، بدون توجه به پیامدهای آن، نهاد خانواده و متعاقب آن جامعه را با تشویش مواجه ساخته و انگیزه­های رفتاری تدافعی را در افراد تقویت می­نماید و در هر صورت هزینه­های نظام قانونگذاری و قضایی را افزایش می­دهد.

رویکرد اقتصادی به حقوق ازدواج، با مطالعه پیامدها و نتایج قوانین بر رفتار زوجین، به دنبال حداقل­سازی هزینه­های ازدواج ـ شامل هزینه­های زوجین، جامعه و نظام قانونگذاری و قضایی ـ و افزایش هزینه‌های نقض ناکارآمد آن است. نقش انگیزشی قوانین خانواده و قوانین مکمل آن ـ قوانین کار، امور استخدامی، مالیاتی و غیره ـ در نرخ ازدواج و طلاق، میزان مهریه و سایر تصمیمات زوجین، موضوعی است که در اقتصاد حقوق خانواده مورد توجه جدی قرار دارد. نوشتار حاضر، در قالب دو عنصر «عقد» و «بازار» و با استفاده از مفاهیم هزینه، منفعت، کارآمدی، رقابت و همکاری، اطلاعات نامتقارن و غیره، به بررسی اقتصادی ازدواج و مفاهیم حقوقی وابسته به آن می‌پردازد و بدین­گونه رویکردی نوین را به قانونگذاران و قضات امور خانواده ایران معرفی می‌نماید.

علی تازیکی‌نژاد, جعفر شفیعی‌ سردشت, اسماعیل شمسیان
PDF
7-29

پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل حفاظت‌کننده ازدواج در افراد متأهل دارای عوامل خطر انجام شده است. روش پژوهش کیفی است. در این پژوهش از چک‌لیست محقق ساخته عوامل خطر و پرسش‌نامه 115 سؤالی رضایت زناشویی انریچ استفاده شده است. جهت انتخاب گروه نمونه چک‌لیست عوامل خطر و پرسش‌نامه رضایت زناشویی انریچ در بین 100 مرد و 100 زن متأهل که حداقل 3 سال از زندگی مشترک آن‌ها گذشته بود توزیع شد. از بین این 200 نفر 22 نفر که عوامل خطر و رضایت زناشویی بالا داشتند انتخاب شدند. ضمن مصاحبه با 18 نفر داده‌ها به اشباع رسید. عوامل عمده حفاظت‌کننده بر اساس فراوانی شامل ارتباط، ویژگی‌های شخصیتی، مهارت‌ها، سازگاری، عوامل بیرونی، مذهب و باورها می‌باشند. هر یک از این عوامل حفاظت‌کننده شامل چند مؤلفه اولیه هستند. تعدادی از مؤلفه‌ها مانند احترام، رابطه جنسی مطلوب و تعهد نقش مهمی در حفظ و نگهداری زندگی مشترک داشتند. علاوه بر این به عوامل حفاظت‌کننده‌ای مانند قناعت، عدم چشم و هم‌چشمی و پذیرش زندگی اشاره شد که به نظر می‌رسد خاص فرهنگ ایرانی است. بین زنان و مردان در انتخاب عوامل عمده حفاظت‌کننده تفاوت معناداری مشاهده نشد اما در برخی از مؤلفه‌های بیان شده مانند امیدواری، همدلی، همکاری با هم در کارهای خانه، اعتماد به توانایی خود برای حل مشکل و تماس جسمانی در بین زنان و مردان تفاوت معناداری مشاهده شد.

شیدا خالدی, فرشته موتابی, تقی پورابراهیم, فاطمه باقریان
PDF
31-45
با تصویب قانون نحوه اهداي جنين به زوجين نابارور به تاریخ 24 آذرماه 1382، اصطلاح «اهدای جنین» رسماً وارد ادبیات حقوقی کشورمان شده و قانون، یکی از روش‌های مرسوم تلقیح مصنوعی یعنی انتقال رویان (Embryo) را مشروعیت بخشیده است. این مقاله بر آن است تا با بررسی شرایط قابلیت انتقال اموال از منظر فقهی و قانونی، مشروعیت انتقال حقوقی رویان، که در لسان قانونگذار جنین نامیده شده را مورد تحقیق قرار دهد. در توجیه ضرورت این مطالعه همین بس که اگر ماهیت آن‌چه در لسان عرف و حتی نزد حقوق‌دانان و قانون‌گذار، «اهدای جنین» نامیده می‌شود. 

حقیقتاً هبه باشد، باید شرایط عمومی انتقال مورد معامله در خصوص رویان نیز صدق کند.

چه آن‌که هبه به صراحت قانون مدنی و نظر بسیاری از فقیهان یک عقد است و جز مقرراتی که بنا به صراحت شریعت مختص هبه قرار داده شده، این عقد در سایر احکام، تابع قواعد عمومی قرار داده است. یکی از این قواعد عمومی مورد اجماع، ضرورت مالیت داشتن و قابلیت انتقال مورد معامله است. شیئی را می‌توان به موجب یکی از عقود منتقل نمود که اولاً مالیت داشته باشد و ثانیاً دارای اوصافی باشد که مانع از امکان انتقال حقوقی آن نشود. باور به مال بودن و قابلیت انتقال رویان آثاری فراتر از تصحیح عمل اهدای جنین به همراه دارد و می‌تواند مشکل تجاری‌سازی تلقیح مصنوعی را نیز مرتفع سازد. اما باید دید آیا واقعاً می‌توان موجودی که قابلیت تبدیل به نوع انسانی را دارد، به استناد وضعیت فعلی‌اش مال دانست و اساساً پیامدهای چنین تحلیلی تا چه حد می‌تواند اخلاقی و در نتیجه مورد تأیید قانون باشد؟ آیا نمی‌توان با قول به «حاکمیت قانون» در مشروعیت‌بخشی به انتقال رویان، از چالش‌های غیرقابل حل عقد دانستن این عمل گریخت و در عین حال از مزایای مشروعیت انتقال رایگان رویان بهره‌مند ماند؟ این مقاله تلاش می‌کند به پاسخی درخور به این پرسش‌ها دست یابد.
سیدمحمد آذین, سیدعلی آذین
PDF
47-63
در اين پژوهش، رابطه ویژگی‌های فرزندپروري والدين با خودشناسي انسجامي فرزندان مورد بررسي قرار گرفت. هدف، آزمودن قدرت پیش‌بینی خودشناسي انسجامي فرزندان بر اساس ویژگی‌های مشارکت، حمايت از خودپيروي و مهرورزي والدين در يک نمونه دانشجويي بود. تعداد 352 دانشجو (142 پسر،  210 دختر) از مقطع کارشناسي دانشگاه تهران در اين پژوهش شرکت کردند.

از آزمودني‌ها خواسته شد مقياس ادراک از والدين (PPS) و مقياس خودشناسي انسجامـي (ISKS) را تکميل کنند. نتايج نشان داد که ویژگی‌های حمايت والدين از خودپيروي و مهرورزي والدين با خودشناسي انسجامي رابطه مثبت معنادار دارند. تحليل رگرسيون نشان داد که به ترتيب ویژگی مهرورزی مادر و حمايت پدر از خودپيروي مي‌توانند تغييرات مربوط به خودشناسي انسجامي را پيش‌بيني کنند. بر اساس یافته‌های این پژوهش می‌توان نتيجه گرفت که ویژگی‌های فرزندپروری والدین به شکل‌های گوناگون و احتمالاً بر حسب مکانیسم‌های متفاوت، خودشناسی انسجامی فرزندان را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این ویژگی‌ها هم‌چنین تحت تأثیر متغیرهای فرهنگی هستند.

محمدعلي بشارت, سعیده بزازیان, نيما قرباني, مهساسادات اصغري
PDF
65-78

پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه بین شیوه­های مختلف فرزندپروری (مقتدر، سهل­گیر، استبدادی و بی­توجه)، سبک­های مختلف دلبستگی (ایمن، اجتنابی و دوسوگرا) و جو خانوادگی (گرم و سرد) دو نسل (والدین و فرزندان) صورت پذیرفته است. گروه نمونه پژوهش حاضر 220 آزمودنی (110 دانش­آموز پسر کلاس سوم راهنمایی مدارس نواحی دوگانه شهر قزوین همراه با 110 نفر از والدین­شان) بودند که به­ صورت نمونه­گیری خوشه­ای چندمرحله­ای تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش، از پرسش­نامه­های شیوه­های فرزندپروری شیفر (نقاشیان، 1358) و سبک­های دلبستگی کولینز و رید (کولینز و رید، 1990)، به عنوان ابزارهای جمع­آوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده­ها، از روش مجذور خی 2، روش همبستگی پیرسون و روش تحلیل رگرسیون خطی ساده گام به گام استفاده شد. یافته­های پژوهش نشان داد که رابطه معناداری بین شیوه فرزندپرروی، سبک­های دلبستگی و جو خانوادگی دو نسل وجود دارد.

میرمحمدباقر آزادموسوی, محمدرضا جلالی
PDF
79-97
خانواده و عملکرد آن اولین نهاد اجتماعی است که نقش مهمی در تحول روان‌شناختی فرزندان دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه عملکرد خانواده و سطح ارضای نیازهای روانی با بهداشت روانی فرزندان نوجوان خانواده می‌باشد. روش پژوهشی نیز مطالعه از نوع توصيفي همبستگي است كه در جامعه آماري خانواده‌هاي ساكن شهرك‌هاي مسكوني سازمان صنايع دفاع در شهر تهران و با انتخاب تصادفي 200 خانواده دارای نوجوان و جوان (14 تا 22 ساله) انجام شد.

داده‌هاي پژوهشي با استفاده از سه پرسش‌نامه ابزار سنجش خانواده1، پرسش‌نامه نيازهاي روان‌شناختي2 و پرسش‌نامه سلامت رواني عمومي3 گردآوری شد.

یافته‌ها نشان داد که بین عملکرد کلی خانواده‌ها و سلامت روان فرزندان نوجوان آن‌ها رابطه معنادار وجود دارد. یافته دیگر نشان‌دهنده رابطه منفی بین عملکرد پایین خانواده‌ها و ارضای نیازهای اساسی فرزندان آن‌هاست. در پایان ضمن بررسی این یافته‌ها پیشنهاد‌هایی برای بهبود عملکرد خانواده مطرح شده است.

عباس رحیمی‌نژاد, محسن پاک‌نژاد
PDF
99-111
هدف اصلی این پژوهش تعیین رابطه تعاملی ابعاد فرزندپروری ادراک­ شده و خودکارآمدی با بهزیستی روان‌شناختی نوجوانان است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش­­آموزان دختر پایه اول دبیرستان شهر تهران بودند. در این مطالعه 450 دانش‌آموز از پنج منطقه تحصیلی شمال، جنوب، مرکز، شرق و غرب تهران با روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسش‌نامه ادراک از سبک­های فرزندپـروری شیفر (1965)، مقیاس بهزیستی روان‌شناختی ریف (1989) و مقیاس خودکارآمدی شرر و آدامز (1982) استفاده شد. داده­های به دست آمده با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج کلی نشان داد که تعامل خودکارآمدی و پذیرش ـ طرد ادراک ­شده پیش‌بینی­‌کننده معنادار بهزیستی روان‌شناختی و زیرمقیاس­های تسلط بر محیط، رشد فردی، روابط مثبت، هدف در زندگی و پذیرش خود در بهزیستی روان‌شناختی است. خودکارآمدی و کنترل‌ ـ آزادی ادراک­ شده هر کدام به طور مجزا، پیش بینی کننده­ معنادار زیرمقیاس استقلال هستند. به طور کلی نتایج نشان داد که تعامل خودکارآمدی و پذیرش ـ طرد ادراک ­شده و تعامل خودکارآمدی با کنترل ـ آزادی ادراک شده، هر دو پیش‌بینی‌کننده معنادار زیرمقیاس پذیرش خود هستند. در زیرمقیاس روابط مثبت علاوه بر تعامل خودکارآمدی با پذیرش ـ طرد ادراک ­شده، خودکارآمدی و پذیرش ـ طرد ادراک­ شده نیز به طور مجزا پیش‌بینی‌کننده‌های معناداری هستند.
لیدا ملک‌زاده, محمود حیدری, شهلا پاکدامن, کارینه طهماسیان
PDF
113-126