دوره 10, شماره 3

پاییز1393

فهرست مطالب

علمی - پژوهشی

خانواده متعارف ایرانی ـ که دارای ویژگی‌هایی هم‌چون الگوی همسرگزینی مبتنی بر محوریت و موافقت والدین، عمومیت ازدواج و پایین بودن نسبی سن ازدواج، ممنوعیت روابط جنسی خارج از ازدواج، اهمیت فرزندآوری، حضور هر دو والد در خانواده و نگرش‌های جنسیتی سنتی است ـ امروزه به دلیل تغییرات ساختاری ناشی از نوسازی ـ هم‌چون صنعتی شدن، گسترش شهرنشینی، مهاجرت و فراگیر شدن تحصیلات ـ و هم‌چنین گسترش ارزش‌های مدرن ـ هم‌چون فردگرایی، استقلال و خودمختاری افراد ـ دگرگونی‌های مهمی را تجربه می‌کند.

در این مقاله تلاش شد براساس تحلیل ثانویه داده‌های ملی موجود در خصوص نگرش‌های مرتبط با خانواده، گمانه‌هایی را در ارتباط با تحولات و دگرگونی­های پیش روی خانواده متعارف ایرانی مطرح کرد. براساس یافته‌های این مطالعه، از جمله مهم‌ترین دگرگونی­های احتمالی در این زمینه می‌توان به مواردی هم‌چون تغییر الگوی همسرگزینی و روابط بین دو جنس، تأخیر در ازدواج یا تجرد قطعی، شکل‌گیری الگوهای جدید خانواده و تضادهای جنسیتی اشاره کرد.

علی جنادله, مریم رهنما
PDF
277-296

هرگاه عقدی به طور صحیح واقع شود، حقوق و تعهداتی معین را برای طرفین آن به بار می‌آورد. در عقود شخصی مانند نکاح برخی از این آثار حقوق و تعهدات غیرمالی است. نکاح منقطع نیز از این امر مستثنی نیست و با انعقاد آن حقوقی بر عهده زوجین قرار می‌گیرد که حق فسخ به واسطه عیوب زوج و زوجه و هم‌چنین حق بذل مدت، از جمله آن‌هاست. اما قانون‌گذار ایران و به تبع آن حقوقدانان از تبیین دقیق، صریح و روشن این امر، غفلت نموده‌اند.

به نظر می‌رسد با توجه به گسترش این نوع از نکاح در جامعه کنونی و خلأهای قانونی موجود در خصوص نکاح منقطع و آثار آن، نمایندگان مجلس باید در پی تدوین مواد قانونی صریح و به دور از ابهام، در جهت بیان آثار حاکم بر این عقد، که از جمله آن‌ها حقوق غیرمالی زوجین است، باشند تا افراد با آگاهی کامل نسبت به احکام و آثار این عقد، به انعقاد آن اقدام نمایند.

پاسخی که به عنوان یک امر کلی می‌توان بیان نمود، این است که با جاری ساختن قاعده «لاضرر ولاضرار فی‌الاسلام» و قاعده «نفی عسر و حرج»، می‌توان موارد فسخ نکاح دائم را به نکاح منقطع نیز سرایت داد. هم‌چنین با توجه به قواعد فقهی، می‌توان تحت شرایطی به زوجه نیز حق بذل مدت را اعطا نمود. که در خصوص هر یک از این حقوق، سؤالات و ابهامات قانونی و اختلاف آرا وجود دارد. در این مقاله تلاش شده است تا به تفصیل به هر یک از این موارد پرداخته شود.

مصطفي فضائلي, اولياء محمدي
PDF
267-312
هدف پژوهش حاضر بررسي ساختار عاملي، اعتبار و روايي مقياس‌های تکمیلی انسجام و سازگاري خانواده (FACES-IV)، یعنی؛ مقياس تعاملات خـانـوادگـي (FCS) و مقیاس رضايت خـانـوادگي (FSS) در جامعه خانواده‌هاي ايراني بود. این پژوهش یک مطالعه توصیفی و مقطعی است که براي اين منظور 1652 آزمودني از اعضاء خانواده­ های

هفت استـان تهران، مشهد، تـبـريـز، کرمانشاه، يزد، شيراز و اصفهان (558 پدر، 576 مادر و 518 فرزند) مقياس‌های تعاملات و رضايت خانوادگي را تكميل نمودند. برای بررسی روایی همگرا و واگـرا از مقيـاس سلامت خلقي (DASS)، پرسش‌نامه مشكلات رفتـاري كـودكـان (YSR)، فرم کوتاه ‌مقياس استـرس فرزندپروري (PSI-SF) و فهرست وقايع زندگي (LE) استفاده گردید.

نتايج آلفاي کرونباخ حاکي از آن بود که ميزان اعتبار مقياس تعاملات خانوادگي براي پدران، مادران و فرزندان خانواده به ترتيب 88/0، 87/0 و 89/0 و مقياس رضايت خانوادگي براي پدران، مادران و فرزندان خانواده به ترتيب 90/0، 88/0 89/0 به دست آمد. بررسي روايي همگرا و واگرا از طريق محاسبه ضريب همبستگي مقياس تعاملات و رضایت خانوادگی با مقياس DASS، YSR، PSI-SF و LE رضايت‌بخش بود. نتايج تحليل عاملي تأييدي نشان داد که الگوي دو عاملي وابسته به هم تحت عناوين دو زيرمقياس تعاملات و رضایت خانوادگی، برازش خوبي با داده‌ها دارد. در بررسی ساختار عاملی، نتايج پژوهش از مدل دو عاملي متمايل حمايت کرد. بر اساس نتايج، مقياس‌های تعاملات و رضايت خانوادگي واجد ويژگي‌های روان‌سنجي براي كاربرد در پژوهش‌های روان‌شناختي خانواده‌های ايراني است.
مجتبی حبیبی, محمدعلی مظاهری, سپیده دهقانی, احمد عاشوری
PDF
313-329

این پژوهش، با هدف تعیین رابطه بین سبک زندگی و رضایت زناشویی در دانشجویان متأهل دانشگاه­های شهر اصفهان به انجام رسید. پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان متأهل دانشگاه­های شهر اصفهان در سال تحصیلی 92-91 بـودند که از میـان آن‌ها 383 نفر (276 زن، 107 مرد) به عنوان نمونه و به صورت خوشه­ای تصادفی از 5 دانشگاه انتخاب شدند. در این پژوهش از دو پرسش‌نامه رضایت زناشویی انریچ (انریچ، 1986) و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامتی (والکر، 1990) استفاده شد. 

داده­ های حاصل از پرسش‌نامه­ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین سبک زندگی و رضایت زناشویی رابطه معنادار وجود دارد (01/0p<). تحلیل رگرسیون نشان داد سبک زندگی می­تواند 20 درصد واریانس رضایت زناشویی را تبیین کند. با توجه به این یافته، می­توان از طریق آموزش تغییر سبک زندگی به زوجین کمک کرد تا با اصلاح سبک زندگی خود، باعث غنی‌سازی زندگی مشترک خود گردند.


سمیه پورمیدانی, ابوالقاسم نوری, سیدعباس شفتی
PDF
331-344
ادبیات پژوهش بیانگر این است که اعضای خانواده بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا کیفیت زندگی پایینی را گزارش می‌دهند. کمبود دانش در مورد نحوه مواجهه با شرایط بیمار و مهارت‌های حل مسئله ناکافی برای حل مشکلات ناشی از شرایط بیمار با سطح پایین‌تر کیفیت زندگی مراقبان در ارتباط است. پژوهش حاضر سعی داشت با استفاده از امیددرمانی مهارت‌های مقابله‌ای و مهارت‌های حل مسئله مراقبان و انگیزه آنان برای حل مشکلات‌شان را افزایش دهد.

سی عضو خانواده بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا در پژوهش حاضر شرکت کردند. امیددرمانی شامل 8 جلسه (4 هفته) بود. هر جلسه حدود 2 ساعت طول می‌کشید.

 از شرکت‌کنندگان در گروه امیددرمانی خواسته شد که به پرسش‌نامه‌هایی در زمینه کیفیت زندگی و امید پیش از شروع نخستین جلسه و پس از آخرین جلسه پاسخ دهند. علاوه بر این، شرکت‌کنندگان گروه کنترل به همان ابزارها در دو نوبت و با فاصله زمانی 4 هفته پاسخ دادند.

نتایج نشان داد که دو گروه شرکت‌کنندگان تفاوت معناداری با یکدیگر در نمرات پایه کیفیت زندگی و امید نداشتند. تحلیل کواریانس نشان داد که شرکت‌کنندگان گروه امیددرمانی پس از پایان جلسات در مقایسه با گروه کنترل نمرات بالاتری در خرده‌مقیاس‌های سرزندگی (001/0=p)، سلامت روانی (024/0=p)، عملکرد اجتماعی (006/0=p) و سلامت عمومی (001/0=p) داشتند. سایر یافته‌ها معنادار نبود.

نتایج نشان داد که امیددرمانی گروهی درمانی مؤثر برای افزایش کیفیت زندگی مراقبان است، به خصوص در بعد‌های روان‌شناختی.

مهدی دهستانی
PDF
345-356

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که نارضایتی زناشویی با مجموعه وسیعی از مسائل و مشکلات فراگیر فردی و بین فردی همراه است. اقدامات مداخله‌ای نیز عمدتاً بر اساس نتایج چنین مطالعاتی و با هدف کنترل آن‌ها طرح و مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش «الگوی مکالمه زوجین با موقعیت/فرد سوم» در کاهش نارضایتی زناشویی صورت گرفت. در این بررسی 28 زوج (56 آزمودنی) بر اساس علاقه، مصاحبه تشخیصی و نمرات مربوط به پرسش‌نامه رضایت زناشویی انریچ (ENRICH) انتخاب شده و به صورت تصادفي در گروه­های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی‌های گروه آزمايش به مدت هشت جلسه هفتگي در برنامه آموزشی «مکالمه زوجین با موقعیت/فرد سوم» شرکت کردند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که اگرچه الگوی ترکیب خطی ابعاد رضایت زناشویی در متمایز کردن سطوح متغیر گروه مؤثر بود، اما سه مؤلفه ارتباطی روابط زناشویی، بستگان و دوستان و ازدواج و فرزندان به میزان قابل توجهی بیشتر از شش مؤلفه دیگر تحت تأثیر مداخله مورد نظر در بررسی حاضر قرار گرفتند. بر این اساس می‌‌‌توان گفت اصلاح الگوی مکالمه زوجین از طریق اصلاح تحریف‌‌‌های شناختی و نیز کنترل و تنظیم هیجانی می‌‌‌تواند سطح رضایت زناشویی را تا حد قابل توجهی افزایش دهد.

حسين پورشهريار
PDF
357-373
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش آسیب‌پذیری سبک شخصیت، همسرآزاری و پاسخ‌های مقابله‌ای در پیش‌بینی افسردگی پس از زایمان انجام شد. جامعه پژوهش کلیه زنان مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر شیراز که در سه ماهه سوم بارداری بودند در نظر گرفته شد. به كمك روش نمونه‌گيري در دسترس 140 نفر به عنوان اعضاي نمونه انتخاب شدند. داده‌ها در دو مرحله گردآوری شد. در مرحله اول از زناني که در سه ماهه سوم بارداری بودند. اطلاعات مربوط به خصوصيات جمعيت‌شناسی، مقياس تاكتيك‌های تعارضی، (استراوس، 1996)، پرسش‌نامه سبك شخصيت آسيب پذير، (بويس و ديگران، 2001) و پاسخ‌های مقابله‌اي (بلينگز و موس، 1984) اخذ شد. مرحله دوم 2 هفته تا 6 ماه پس از زايمان بود كه طي آن پرسش‌نامه افسردگي پس از زايمان ادينبرگ تكميل شد. اطلاعات به دست آمده از طریق رگرسيون چندگانه به روش گام به گام، تي تست مستقل و خي دو چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. به طور کلی نتایج حاکی از آن بود که 49/0 از واریانس افسردگی پس از زایمان توسط سه متغیر آسیب‌پذیری شخصیت، همسرآزاری و سبک مقابله‌ای تبیین می‌شود. آسیب‌پذیری شخصیت و همسرآزاری به طور مثبت و سبک مقابله‌ای به طور منفی این اختلال را پیش‌بینی می‌کند. با توجه به نتایج این پژوهش به نظر می‌رسد یکی از عوامل مهمی که فرد را مستعد اختلال افسردگی پس از زایمان می‌کند، آسیب‌پذیری سبک شخصیت است. زنان دارای این سبک شخصیتی در مواجهه با رویدادهای استرس‌زا از جمله همسرآزاری، هم سطح استرس بالاتری را درک می‌کنند و هم راهبردهای مقابله‌ای نامطلوب‌تری را به کار می‌برند. بنابراین بیشتر مستعد ابتلا به اختلال افسردگی پس از زایمان می‌باشند.
حمیده قاسمی, حبیب هادیان‌فرد
PDF
375-391