دوره 7, شماره 2

تابستان1390

فهرست مطالب

علمی - پژوهشی

پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامد‌های طلاق عاطفی و استراتژی‌های مواجهه با آن، و به روش نظریه مبنایی انجام شده است. اطلاعات از طریق مصاحبه عمیق با بیست نفر از زنان مراجعه‌کننده به یکی از مراکز مشاوره تهران جمع‌آوری و با استفاده از کدگذاری نظری تحلیل شده‌اند. زنـان در مصاحبه‌ها پیامدهای طلاق عاطفی را مواجهه خود و فرزندان با فشارها و مشکلات روحی بیان کرده‌اند. آنـان استراتژی‌های متفاوتـی را در مـواجهه با طلاق عاطفی دنبال کرده‌اند؛ استراتژی‌های زنان را بر اساس هدف می‌توان به سه دسته رابطه‌محور، خویشتن‌محور، و فرزندمحور تقسیم کرد. استراتژی‌های رابطه محور در صدد اصلاح و بهبودبخشی رابطه همسری است؛ استراتژی‌های خویشتن‌محور در جهت بازیابی خویشتن و بهبودبخشی زندگی شخصی اتخاذ شده‌اند؛ و هدف استراتژی‌های فرزندمحور نیز بهبودبخشی وضعیت فرزندان در زمینه‌های مختلف است. هم‌چنین استراتژی‌ها بر اساس تأثیری که بر رابطه همسری دارند، به سه دسته مثبت، منفی و خنثی تقسیم می‌شوند. در مجموع استراتژی‌های رابطه‌محور، استراتژی‌هایی مثبت یا خنثی هستند؛ و استراتژی‌های خویشتن محور و فرزندمحور استراتژی‌هایی منفی یا خنثی هستند. نتایج پژوهش تفاوت و حتی در مواردی تضاد در استراتژی‌های زنان را نشان می‌دهد، لذا در درمان طلاق عاطفی توجه به تفاوت‌ها ضروری است و نمی‌توان به روش‌های درمانی یکسان برای خانواده‌های مختلف بسنده کرد.
سوسن باستانی, محمود گلزاری, شهره روشنی
PDF
هدف اين پژوهش بررسي نقش ويژگي‌هاي رواني ـ شخصيتي زوج‌هاي ناسازگار در ايران (اصفهان) و كانادا (تورنتو) در سازگاري زناشويي آن‌ها است. به منظور دستيابي به اين هدف، از جامعه‌ آماري زنان و مردان مراجعه‌كننده به مراكز مشاوره شهر اصفهان و تورنتو به ترتيب 137 و 71 نفر به عنوان گروه نمونه با استفاده از روش نمونه‌گيري در دسترس براي پاسخگويي به ابزارهاي پژوهش انتخاب شدنداز پرسشنامه سازگاري زناشويي اسپانير و هفت زيرمقياس برگرفته شده از MMPI-2 شامل افسردگي، آشفتگي فكري، ملال‌ ذهني، ناسازگاري خانوادگي، افكار گزند و آسيب، بيگانگي عاطفي و مشكلات خانواگي به منظور دستيابي به داده‌هاي مورد استفاده در پژوهش استفاد شد. داده‌ها با استفاده از ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون گام‌به‌گام مورد تحليل قرار گرفتند. در سطح همبستگي در گروه ايراني بين ويژگي‌هاي شخصيتي ـ رواني با سازگاري زناشويي رابطه منفي معنادار (01/0P<) بدست آمد. اما در گروه كانادايي فقط افسردگي، آشفتگي فكري، ملا‌ل ذهني، ناسازگاري خانوادگي و مشكلات خانواگي با سـازگاري زنـاشويي داراي رابطه منفي و معنـاداري (05/0P< يا 01/0P<) بودند. نتايج رگرسيون گام‌به‌گام نشان داد كه از بين كليه ويژگي‌ها، ناسازگاري خانوادگي و افكار گزند و آسيب در نمونه ايراني و در نمونه‌ كاناديي فقط ناسازگاري خانوادگي قادر به پيش‌بيني سازگاري زناشويي هستند.
محسن گل‌پرور, ژاله طاهري‌زاده, رضا اسماعيلي
PDF
اگرچه حضور زنان در مشاغل مختلف افزایش قابل ملاحظه‌ای داشته است، اما هم‌چنان بخش عمده-ای از مسئولیت‌های خانه برعهده‌ آن‌هاست. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل تأثیرگذار بر تقسیم کار خانگی میان زوجین، عدالت ادراک شده از تقسیم کار خانگی و تأثیر آن‌ها بر رضایت زناشویی انجام شد. 162 نفر از زنان شاغل با استفاده از روش نمونه-گیری در دسترس و تعداد 150 نفر از زنان خانه-دار به وسیله روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای از میان زنان متأهل شهرستان کامیاران انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی جزئی، آزمون t برای گروه‌های مستقل و رگرسیون گام به گام استفاده شده است. نتایج نشان دادند که بین تقسیم کار خانگی و رضایت زناشویی رابطه بسیار ضعیف، اما میان عدالت ادراک شده از کار خانگی و رضایت زناشویی رابطه قوی‌تری وجود دارد. مدل به دست آمده از تحلیل رگرسیون بیانگر این است که 9/16 درصد از کل تغییرات رضایت زناشویی توسط متغیرهای عدالت ادراک شـده از کـار خانگی و سطح تحصیـلات و هم‌چنین 5/5 درصد از کل تغییرات متغیر تقسیم کار خانگی توسط متغیرهای ساعات کاری و تحصیلات همسر تبیین می‌گردد.
کاوه قبادی, محسن دهقانی, لادن منصور, مریم عباسی
PDF
پژوهش حاضر با هدف بررسی تغییر ملاک‌های ازدواج در سه نسل، در میان اهالی روستای کبودان از توابع شهرستان قائن انجام شده است، تا علاوه بر تعیین تغییرات در ملاک‌ها، علل و عوامل مؤثر بر این تغییرات را در بین سه نسل بررسی کند. به این منظور از روش نظریه زمینه‌ای (GT)، به عنوان یک روش تفسیری استقرائی که مبتنی بر کدبندی داده‌هاست استفاده شده است. این بررسی یک مطالعه کیفی می‌باشد که از مصاحبه‌ عمیق و شرکت‌کننده مشاهده‌گر استفاده شده است. جهت تحلیل اطلاعات یافته‌های بدست آمده شامل هشت مقوله عمده می‌باشند که عبارتند از: کاهش خویشاوندگرایی، اجبار در برابر اختیار، ورود عناصر نوسازی (آموزش مدرن، رسانه‌های جمعی، رفت و آمد به شهر) و رفاه، الگوبرداری از فرهنگ‌های غیرمحلی، افزایش تحصیلات، افزایش آگاهی، تغییر شکل خانواده و مقوله هسته این بررسی «جایگزینی نسبی» است که مقولات عمده فوق را در برمی‌گیرد. بر این اساس، شرکت‌کنندگان در تغییر ملاک‌های ازدواج یک جایگزینی نسبی می‌بینند. نظریه حاضر در قالب یک مدل زمینه‌ای شامل سه بعد شرایط، تعاملات و پیامدها که خود بیانگر نظریه زمینه‌ای نهایی می‌باشد، ارائه شده است.
فاطمه نیک‌پرور, لیلی پناغی, محمدعلی مظاهری
PDF
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدیریت والدین بر کارکرد خانواده‌های کودکان مبتلا به اختلال نقص‌توجه/ بیش‌فعالی صورت گرفته است. روش پژوهش اندازه‌گیری مکرر (از نوع طرح تک‌آزمودنی) است. جامعه آماری شامل مادران دارای فرزند 12-4 ساله مبتلا به اختلال نقص‌توجه/ بیش فعالی می‌باشد که به بیمارستان رفیده مراجعه کرده‌اند. نمونه آماری شامل 14 مادر می‌شود که حاضر به شرکت در پـژوهش بـوده و بـا روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده‌اند.ابـزار پـژوهش، ابـزار سنحش خانـواده (FAD) می‌باشد. یافته‌های حاصل از پژوهش با استفاده از فرمول‌ آماری تحلیل واریانس (انداره‌گیری‌ مکرر) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که در پایان دوره آموزش، کارکرد خانواده به طور معناداری بهبود یافته است. هم‌چنین پژوهش نشان داد که آموزش مدیریت والدین منجر به افزایش و بهبودی کارکرد خانواده در خانواده‌های کودکان مبتلا به ADHD شده است.
اکبر صادقی, شهریار شهیدی, کتایون خوشابی
PDF
شکل‌گیری مفهوم خداوند در کودکان و نقش چهره‌های دلبستگی در پیدایش و تحول این مفاهیم، به ویژه در دهه‌های اخیر مورد توجه روان‌شناسان قرار گرفته است. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تجربه فقدان بر ادراک کودکان در مورد مادر، پدر و خداوند طراحی و اجرا گردید. در این پژوهش که از نوع علّی ـ مقایسه‌ای است، از میان کلیه دانش‌آموزان مقطع ابتدایی نواحی چهارگانه شهر شیراز، تعداد 126 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. سه مقیاس افتراق معنایی آزگود در مورد ادراک کودک از پدر، مادر و خداوند جهت جمع‌آوری داده‌های پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. نتایج تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس نشان داد بین کودکان دارای تجربه طلاق والدین، کودکان دارای تجربه فوت والدین و کودکان عادی از نظر اندازه‌های مربوط به ادراک خداوند، ادراک صفات مهرورزانه خداوند، ادراک صفات مهرورزانه مادر، ادراک پدر و ادراک صفات مهرورزانه پدر تفاوت معناداری وجود دارد. بدین ترتیب که کودکان دارای تجربه فقدان، خداوند و پدر و مادر را کمتر واجد صفات مهرورزانه توصیف می‌کردند. این تفاوت بین گروه-ها در اندازه‌های مربوط به ادراک خداوند و ادراک صفات مهرورزانه خداوند، بین گروه‌های عادی با گروه فوت والدین و در اندازه‌های ادراک پدر و ادراک صفات مهرورزانه پدر، بین گروه‌های عادی و گروه دارای تجربه طلاق والدین نیز بود. هم-چنین، در اندازه‌های ادراک خداوند، ادراک پدر، ادراک صفات مهرورزانه خداوند، ادراک صفات مهرورزانه مادر و ادراک صفات مهرورزانه پدر، بر اساس آن‌که کودک با چه کسی زندگی می‌کرد، بین گروه‌ها تفاوت معناداری وجود داشت. نتایج این مطالعه همسو با الگوی تطابقی دلبستگی به خداوند نشان می‌دهد، دلبستگی کودک به ویژه به پدر، در نتیجه فقدان با اضطراب همراه بوده و به دلبستگی به خداوند نیز تسری می‌یابد. در نتیجه، کودک والدی را که از دست داده، و به دنبال آن خداوند، را کمتر واجد ویژگی‌های مهرورزانه تلقی می‌نماید.
راضيه نصيرزاده, خدیجه زال پور
PDF
هدف اصلي این پژوهش، مطالعه رابطه سبک‌هاي فرزندپروري اقتداري، آمرانه و سهل‌گير والدين با ابعاد کمال‌گرايي خودمحور، ديگرمحور و جامعه-محور فرزندان در نمونه‌اي از خانواده‌هاي ايراني است. سیصد و چهل و دو دانش‌آموز (184 دختر، 158 پسر) مشغول به تحصیل در پایه‌های اول تا سوم دبیرستان‌های مناطق 8، 10، 11 و 19 شهر تهران در سال 1388 همراه با والدین‌شان (342 پدر، 342 مادر)، در این پژوهش شرکت کردنددانش‌آموزان مقیاس کمال‌گرایی چندبعدی تهران TMPS)؛ بشارت، 1386) و والدين پرسشنامه اقتدار والدین (PAQ؛ بوري، 1991) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده‌های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دادند که سبک فرزندپروری آمرانه پـدر با کمال‌گرایی خـود‌محـور (05/0≥P، 110/‌0r=)، دیگر‌محور (01/0≥P، 145/‌0r= ) و جامعه‌محور فرزندان (01/0 ≥P، 228/‌0r=) رابطه دارد، هم‌چنین سبک اقتداری مادر، کمال‌گرایی دیگرمحور فرزندان را پیش‌بینی می‌کند (027/0≥P، 125/0β=). در تبیین یافته-های پژوهش می‌توان گفت خانواده‌های دارای سبک فرزند‌پروری آمرانه فرزندان را براي عملکرد کامل تشويق مي‌کنند و نسبت به شکست‌های آن‌ها با نا‌اميدي، اضطراب و بي‌قراري واکنش نشان مي‌دهند، در نتيجه فرزندان نيز از هر اشتباهي ترسيده و سعی می‌کنند با کمال‌گرا بودن از اشتباه و شکست دوری کنند.
محمدعلی بشارت, کورش عزیزی, حمید پورشریفی
PDF
در قـوانین جمهوری اسلامی ایـران دو سن مختلف (15 و 18 سال) به عنوان حداقل سن اشتغال تعیین شده است. هم‌چنین، کارگران بین سنین 15 تا 18 سال نیز تحت عنوان «کارگر نوجوان»، تعریف شده و مقررات خاصی در مورد شرایط کاری آنان وضع گردیده است. با وجود این، ملاحظاتی در قانون کار وجود دارد که باعث مي‌شود تحقق مفاد آن، در رابطه با كار كودكان و نوجوانان با چالش مواجه گردد.برای مثال، مواد 188، 191 و 189 امکان مستثنا شدن کارگران کارگاه‌های خانوادگی، کارگران کارگاه‌های کوچک کمتر از 10 نفر و هم‌چنین برخی از فعالیت‌ها در بخش کشاورزی و دامداری از شمول قسمتی از قانون کار را فراهم مي‌کند. استثنائات فوق‌ باعث می‌شود تا بسیاری از کودکان، نوجوانان و جوانان شاغل در بخش‌های غیردولتی (که اکثریت شاغلان نوجوان و جوان را تشکیل مي‌دهند) از مزایای رفاهی در نظر گرفته شده توسط قانون کار محروم شوند. مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات مورد نیاز به صورت کتابخانه‌ای به واکاوی این موضوع و بررسی خلأهای موجود در قوانین کشور مي‌پردازد.
زهرا مهدوي مزيناني, مجتبي مزيناني
PDF